دریــافت فایـــل پیدیاف این بار نیز لابیرنتِ زبان فارسعربی ما مرا در خود میچرخاند:درود: سلامتی و تندرستی، ثنا و ستایش، سلام و آفرین؛ بدرود: ترک کردن، دوری و جدایی، (با آرزوی سلامت ماندن)، وداع و خداحافظی. وداع: «اسم مصدر است تودیع را و آن تفأل است به تنآسانی و راحت که لاحِق حال او باشد وقت بازآمدن از سفر؛ نیایشی که در هنگام مسافرت و مفارقت از یکدیگر بر زبان می آورند» ؛ و از معانیِ تودیع:...
دریــافت فایـــل پیدیاف سوغاتِ سفرِ پارسال من حالمایهی کمان و چنگِ همشاددلی در هوای اَفریقیه بود و سفر امسال ذهنام را آبستنِ تننوشتهای کرده با عنوانی از این دست: «رسالهی زندگیدانی در جهنم»؛ همچون پژواکی از خواستِ دیرین یار سالخوردهام، رائول، که رسالهی قدیمیاش را شیطنتوار «برای استفادهی نسلهای جوان» نامیده بود، و همیشه مرا به نوشتن متنی مشترک دعوت و ترغیب میکرد تا در زوایای عشق و...
تشدید روند لگامگسیختهی استیلای زشتی، ویرانگری و در یک کلام زندگیکُشی بر سیارهی زمین، ( که جستوخیزها و شکلکهای ترامپ بر صحنهی نمایش با نعرهی « ما عظمت را به آمریکا باز میگردانیم» صرفاً پارودی یا مضحکهی تهوعآور آن است) حتا میل به تفسیر و توصیفِ وضعیت را با موانع بیسابقهای روبهرو کرده است. خاصه برای آن شمّ انسانی و شعورِ انسانیِ رادیکالی که از اوایل سدهی بیستم و از جنگ جهانی اول به...
