نام بعضی نفرات، رزقِ روحم شده است، وقت هر دلتنگی، سويشان دارم دست، جرئتم می‌بخشد، روشنم می‌دارد. میل به اشتراک و تقسیمِ شیفتگی‌ها که همیشه برای من انگیزه‌ی نوشتن و ترجمه بوده حالا مشوقِ من در ایجاد این وب‌سایت شده است. تا از نفراتی که رزقِ روح من شده‌اند بگویم. اگر سرنوشت‌ها و تقویم‌های مقّدر و جبریِ انسان را تاکنون بت‌هایی رقم زده‌اند که حاکم بر زنده‌مانیِ او بوده‌اند، سرنوشت و تقویمِ خودخواسته و خودساخته‌ی انسان را اما زندگانیِ واقعی او رقم می‌زند. از سویی، زنده‌مانی و بقا، جبرِ مقدر، توالیِ مکانیکی و کمّی ِ واحدهای زمانی در افقی از تکرارِ و سپری‌شدنِ یک‌نواخت. از سویی دیگر، توزیع و تبدیلِ این آحادِ زمانی به لحظه‌های کیفی و آفریدنِ موقعیت‌ها در زندگی روزمره. تبدیل‌سرشتِ تقدیرِ تحمیلی و زمانِ ازخودبیگانه به سرنوشت و زمانِ خودآفریده، به کودکیِ زمان یا زمانِ کودکی. بازی کردن با زمان، بازی کردنِ زندگی. اما این زمان‌مندیِ انسان درعین‌حال به مکان‌مندیِ او آمیخته است. مجموع این دو بُعد چیزی را رقم می‌زند که من آن را «دهکده»ی ذهنیتِ خود می‌نامم. این وب‌سایت بازتابی از حال‌وهوای این دهکده و «هم‌ولایتی»های اندیشگیِ من است.

آخرین مطالب

«تهاجمِ زاپاتیستی» آغاز می‌شود!

خبر شش ماه پیش اعلام شده بود، و حالا وقت‌اش رسیده. سفر زاپاتیست‌ها به سوی اروپا آغاز شد. « فتحِ معکوس» به راه افتاد. وقتی در ۵ اکتبر ۲۰۲۰، زاپاتیست‌ها اعلامیه‌شان « کوهی در دریای آزاد»[1] را منتشر کردند، همه از اعلام خبرِ سفر EZLN (ارتش ملی آزدی‌بخش زاپاتیستی) در سطح پنج قاره، با اولین مقصدش اروپا، غافل‌گیر شدند. باید گفت که، هر چند زاپاتیست‌ها از نظر روحیه‌ی ابتکاری چه در چیاپاس و چه در مقیاس...

مقاله‌ی روزنامه‌ی لوموند در باره‌ی درگذشت مارک تومسن

درگذشت مارک تومسن، لیبرتر و ناشر، مصححِ سابق در روزنامه‌ی لوموند نوشته‌ی: لوسین ژِدوَب منتشرشده در روزنامه‌ی لوموند، به‌تاریخ ۱۴ ژوئن ۲۰۲۱ مارک تومسن، لیبرتر و ناشر، مصحح سابق در روزنامه‌ی لوموند، در ۸ ژوئن امسال در سن ۷۰ سالگی بر اثر یک سقوط تصادفی در شهر خانیا در جزیره‌ی کرِت درگذشت. این سانحه‌‌ی مرگبار در نزدیکی مکان معروف اشغال‌شده‌ی Rosa Nera (گُل سیاه) رخ داد که پس از تخلیه‌ی این ساختمان در...

خوشامد به زاپاتیست‌ها – رائول ونه‌گم

توضیحی در باره‌ی این متن: دیروز ۱۵ ژوئن زادروزِ دوستِ ما مارک تومسن بود، که چند روزی پیش از این تاریخ در خانیا درگذشت. پیش از این واقعه‌ی دردناک مطلع شدم که رائول ونه‌گم قصد دارد هم پیام تبریکی برای روز تولد مارک به او بنویسد و هم متنی با عنوان خوشامد به زاپاتیست‌ها را به صورت عمومی منتشر کند. بی‌تردید مارک جزو اولین کسانی می‌بود که شادمانه این متن را در وبلاگ‌اش، راه جاگوار، که از اصلی‌ترین...

Hommages à notre compagnon Marc Tomsin

Cher Marc, Tu n’as jamais fait partie, tu ne feras jamais partie des morts-vivants qui perpétuent la longue agonie du vieux monde. C’est pourquoi je m’adresse à toi au nom de cette vivacité qui ne t’a jamais quitté et qui continuera d’être présente parmi nous. Car légataires des insurgées et des insurgés du passé, nous jetons les bases d’une véritable internationale du genre humain. Choisir le...

درود و بدرود مارک تومسن

فردا، دوست ما مارک، در خانیا در جزیره‌ی کرت به خاک سپرده خواهد شد.در این باره خواهم نوشت، فعلاًاز میان پیام‌هایی که در این مراسم خوانده خواهد شد ترجمه‌ی فارسی دو پیام را منتشر می‌کنم. مارک عزیز، تو هیچ‌گاه از شمارِ مردگانِ متحرکی که احتضارِ طویلِ جهانِ کهنه را استمرار می‌بخشند نبودی و نخواهی بود. از همین‌رو من تو را به اسمِ همان زنده‌دلی‌ و نشاطی خطاب می‌کنم که هرگز ترک‌ات نکرد و حضورش در میانِ...

در چنگ ناباوری

این جمله از لوتره‌آمون که «شعر باید توسط همه ساخته شود»، پیوسته در متن‌های رائول ونه‌گم بازگفته شده است. در فرصت دیداری که چند روز پیش با او فراهم شد، در میان حرف‌هامان به وی گفتم که جا دارد گاهی هم به منظور ضمنی لوتره آمون از واژه‌ی «همه» در این جمله اشاره کند، خاصه آن که چنین برداشتی از معنای «همه» در بسیاری از از نوشته‌های خودش نیز، به ویژه در کتاب « سرنوشته»، تاروپود نگرش و اندیشه‌اش را ساخته...

پیوندگستری ـ ۱- کرشمه‌ی زندگی

از آخرین متنی که در این سایت منتشر کرده‌ام تا امروز تقریباً یک فصل فاصله افتاده و حالا در این اولین روز بهار و آغاز سالِ نوِ دیگری به تقویم فلاتِ ما، بر خلاف هوای برفی دیروز، آفتابی دست‌ودل‌باز چند لته ابر ریش‌ریش را به بازی گرفته است تا این «کرشمه‌ی صبح» رشته‌ی دراز بیم و امیدهایم را در نسیم خود تاب دهد و برقصاند. معنی اصلیِ کرشمه، ناز و دلربایی است، و شبیه کلماتی دیگر  چون دلاویز و دلکش،...

متن کاملِ ۲۱ بند از بازگشت به پایه، نوشته‌ی رائول ونه‌گم

در دنیایی که بیش از پیش طعمه‌ی زشتی‌های پول و محاسبه‌گریِ خودخواهانه است، بازگشت به زیبایی، به دوستی، به عشق، به سخاوت‌مندی، به همیاری، مروّجِ براندازی‌یی می‌شود که ترجیع‌بندِ حُسن‌نیت‌های اخلاقی و صدقاتی را به امری مسخره تبدیل خواهد کرد. شمِّ انسانی به ریشِ ایده‌ئولوژیِ بشردوستی‌ می‌خندد، درست به همان‌سان که زندگیِ راستین صحنه‌پردازی‌هایِ جعل‌وقلب‌کننده‌ی زندگیِ اصیل را به پشیزی نمی‌گیرد. زمان...

رائول ونه‌گم: بازگشت به پایه ـ بندهای ۵ تا ۱۳

برای آن‌که خوانندگان خواستار را زیاد منتظر نگذارم، ترجمه‌ی این متن را به‌تدریج قسمت می‌کنم. در ادامه‌ی چهار بندی که در مقاله‌ی پیش آمد، اینک چند بند بعدی این متن را می‌خوانید. ۵ علیه فقیرسازیِ زندگی «از امروز کام بیابید که فردا بدتر خواهد بود» کاراترین شعارِ مصرف‌گرایانه‌ی سرمایه‌داری بوده است. اما از این‌پس دیگر کاربردی برایش ندارد زیرا ما را در برابر عملِ انجام‌شده می‌گذارد. حکمی که اکنون صادر...

بایگانی

برچسب‌ها