برچسبمالارمه

بادبزنِ  خاطره

دریــافت فایـــل پی‌دی‌اف به فرزان نصر، و جاذبه‌های شورآمیز مشترک به یاد یدالله رؤیایی تقریباً هفت هشت سال پیش،  دوستم فرزان نصر از علاقه و تلاشِ خود در ترجمه‌ی چند شعر از مالارمه، و میل به همفکری و همکاری در این زمینه، برایم نوشت. یکی از آن شعرها، «بادبزنِ مادموازل مالارمه» بود. به فرزان پاسخ دادم:«مثل همیشه از این شور و حال تو در شریک جرم ترجمه شدن لذت می‌برم. خاصه آن‌که پای مالارمه را تو...

الا ای پونه‌ی کوهی

شعر، در شکل‌های فرهنگی‌ِ خود، جز تیره‌ترین چهره‌اش را عرضه نکرده است، چهره‌ای که، در دلِ حافظه‌ی خاستگاهیِ ما، در رؤیای آن است که به نیروی حیاتی‌اش بر هستیِ آدمیان پرتوافشانی کند. به کسانی می‌اندیشم که مرا با دهش‌های خود، با سخاوتی که مایه‌ی قدردانیِ من است، تغذیه کرده‌اند: لوکرِس، دانته، وینچی، جورجیونه، پاراسلس، بوش، رابله، بروگِل، کنوتزن، دیدرو، موتسارت، بوکِرینی، بلیک، شلی، فوریه،...

بایگانی

برچسب‌ها