دستهنیچه

معنای تجربه در اندیشه‌ی نیچه

دریــافت فایـــل پی‌دی‌اف Erlebnis : تجربه‌ی زیسته Erfahrung: تجربه‌ی آموخته، تجربه‌آموزی Experiment: تجربه، آزمون و آزمایش؛ Experimentation: تجربه‌آزمایی، آزمونِ تجربی. در باره‌ی این معنی‌ها یاداشت‌هایم از یک کتاب[1] را نقل می‌کنم، در انتظار وقتی که فرصت ترجمه‌اش را پیدا کنم. نیچه در بند ۳۲۴ از دانش شاد، از کشفِ بزرگِ خود یعنی «زندگی همچون وسیله‌ای برای شناخت»، یا زندگی همچون یک تجربه‌آزماییِ...

از درد تا شادی مشترک

دریــافت فایـــل پی‌دی‌اف پروژه‌ی نیچه‌ای «مرامِ دوستی» از همان سال ۱۸۷۵ در مکاتبه‌های نیچه اشاره‌هایی به تعریفِ دوستی همچون اشتراک و قسمت‌کردنِ شادی هست. این تعریف خیلی زود به طرح یک اتیکِ دوستی، [یا آیین و مرامِ دوستی، اخلاقِ دوستی] و Mitfreude [اشتراک و تقسیم شادی، شادی باهم و ازهم، همدلی در شادی، همدلشادی یا همشاددلی] می‌انجامد که نیچه آن را برای تکمیل‌کردن و سپس جایگرین کردن «اخلاقِ ترحم»،...

کمان و چنگ و همشاددلی در هوای اَفریقیه

دریــافت فایـــل پی‌دی‌اف ۱- از چهار ماه پیش که در نوشته‌ای ( در حوالی خواست خوشبختی) به پیوندهایی اشاره کردم که پارسال دل‌انگیزترین آری‌گویی به زندگی را برایم به ارمغان آورد، تا به امروز در کلنجار فکری عاطفی زبانی، و جستار و جست‌وجو برای معنی‌کردن و تفسیری به سر می‌برم که به قول نیچه ، از آن خرسند باشم؛ با اتکا به این گفته‌ی دیگرش که «آن‌چه مهم است نه زندگی جاودانه بلکه سرزندگیِ جاودانه است».‌...

حوالیِ خواستِ خوشبختی

  دریــافت فایـــل پی‌دی‌اف به مهری، و نگه‌بان و مهر”بان”ِ او، به هم‌کُنارانِ جان، به “خنز”های خلیج، به خاراشکنانِ همسفرِ زندگی‌ام در زمستانِ شگرفِ امسال … گاهی در نوشته‌هایم این جمله‌‌ی  شارل ژوزف دولینی را می‌آورم، که رائول ونه‌گم نیز در برخی از متن‌هایش آن را نقل می‌کند: در زمستان به نیروی بهار پیش می‌روم. در اوایل بهار ۲۰۱۶، در حاشیه‌ی ترجمه‌ام از متنی...

مانیفست توطئه‌باوری – فصل۲، بخش ۱

توطئه‌باوری نامِ آگاهی‌ای است که خلع‌سلاح نمی‌شود۱. توطئه‌ی ضدتوطئه‌باوری  ۲. همچون سال ۱۹۱۴  ۳. «همه‌چیز در توطئه [همدمی] است. ۱. توطئه‌ی ضدتوطئه‌باوری  ادعای مبارزه علیه یک اپیدمی، و فردا علیه فاجعه‌ی اکولوژیکی، از طریق مشروط‌ساختنِ هر گونه زندگی اجتماعی به ارائه‌ی یک «گذرنامه»، یعنی تعمیمِ نوعی نسخه‌ی الکترونیکیِ دفترچه‌ی کارگریِ قرن نوزدهم، و سپس داغ ننگِ بی‌مسؤولیتی زدن...

نت‌های آنتراکت

ــ حالا پس از دو سه هفته‌ی اخیر که ترجمه‌ی مانیفست توطئه‌باوری را آغاز کرده‌ و نخستین فصلِ آن را تمام کرده‌ام، از شتابی که در این کار به خرج داده‌ام تا اندازه‌ای شگفت‌زده‌ام. من هیچ‌گاه در کار ترجمه شتاب‌زده نبوده‌ام. برعکس، به تأمل طولانی و چه‌بسا نشخوارِ هر معادل و هر شکل نحوی در جملات می‌پردازم. اما نمی‌دانم‌چیزی اضطراری که در جهان کورونادیده ( به سیاقِ عبارت‌هایی چون رنج‌دیده، مصیبت‌دیده)...

الا ای پونه‌ی کوهی

شعر، در شکل‌های فرهنگی‌ِ خود، جز تیره‌ترین چهره‌اش را عرضه نکرده است، چهره‌ای که، در دلِ حافظه‌ی خاستگاهیِ ما، در رؤیای آن است که به نیروی حیاتی‌اش بر هستیِ آدمیان پرتوافشانی کند. به کسانی می‌اندیشم که مرا با دهش‌های خود، با سخاوتی که مایه‌ی قدردانیِ من است، تغذیه کرده‌اند: لوکرِس، دانته، وینچی، جورجیونه، پاراسلس، بوش، رابله، بروگِل، کنوتزن، دیدرو، موتسارت، بوکِرینی، بلیک، شلی، فوریه،...

اطمینان و نااطمینانی

شماری از دوستان خواننده‌‌ی این وب‌سایت در هفته‌ی گذشته بازگشت و ازسرگیری فعالیت مرا با پیامک‌های مهرآمیزشان در صفحه‌ی فیس‌بوک خوشامد گفتند، در این‌جا از لطفِ همه‌ی آن‌ها قدردانی می‌کنم. در ادامه‌ی پیش‌درآمدی که هفته‌ی گذشته نوشتم، حالا انتخابِ موضوع از میان موضوع‌هایی که به‌صورت کلی و روی‌هم‌ریخته مطرح کرده بودم، مرا بر می‌انگیزد تا با بسط همین انتخابِ موضوع  و تبدیل‌اش به  موضوعِ...

اثر ترجمه‌های بد

امروز به هنگام نوشتن مطلبی در باره‌ی زبان و بازی، و نیز استناد به متن‌هایی از نیچه، به مقاله‌ای به زبان فارسی برخوردم که شباهت‌اش با موضوع مورد نظر نظرم را به‌شدت جلب کرد. عنوان این مقاله « تفسیر فلسفه نیچه بر مبنای مفهوم بازی » است که در سومین شماره‌ی « حکمت و فلسفه »، پاییز ۱۳۹۳ منتشر شده است. ( و در اینترنت در دسترس است ).

ژانویه‌ای دیگر با نیچه

در بهار سال گذشته، در آغاز مقاله‌ای با عنوان ” نُت‌هایی در مقام سالِ نو” نوشته بودم:
« در ایام نوروز امسال با دوستانی صحبت از این به میان آمد که در این زمانه چه‌گونه می‌توان بدون ‌بغضی در گلو تبریک و شادباش سال نو گفت وقتی جای‌جای این سیاره‌ی محزون در چنگال ستم رنج می‌کشد؟

بایگانی

برچسب‌ها