در ادامۀ انتشار رشته متنهایی در نقد تکنوکراسی، ترجمۀ فارسی متن دیگری از گروه Pièces et Main d’Œuvre را که پیشگفتار کتابی در همین زمینه است، میخوانید.
دریــافت فایـــل پیدیاف
به دلیل طولانی بودن متن، من فقط پیشگفتار را این جا میآورم و متن کامل را به صورت پیدیاف در دسترس شما میگذارم: دریــافت فایـــل پیدیاف پیشگفتار مترجم پس از به پایان رساندن ترجمهی این متن، به روال معمول به فکر نوشتن مقدمهای برای آن افتادم. و این مصادف شد با روزهای ۱۸ و ۱۹ اوت، که ناگهان متوجه شدم مصادف است با سالگرد قتل فدریکو گارسیا لورکا در قرناطه به دست فالانژیستهای فرانکیست در ۱۹۳۶...
دریــافت فایـــل پیدیاف Erlebnis : تجربهی زیسته Erfahrung: تجربهی آموخته، تجربهآموزی Experiment: تجربه، آزمون و آزمایش؛ Experimentation: تجربهآزمایی، آزمونِ تجربی. در بارهی این معنیها یاداشتهایم از یک کتاب[1] را نقل میکنم، در انتظار وقتی که فرصت ترجمهاش را پیدا کنم. نیچه در بند ۳۲۴ از دانش شاد، از کشفِ بزرگِ خود یعنی «زندگی همچون وسیلهای برای شناخت»، یا زندگی همچون یک تجربهآزماییِ...
دریــافت فایـــل پیدیاف به مهری، و نگهبان و مهر”بان”ِ او، به همکُنارانِ جان، به “خنز”های خلیج، به خاراشکنانِ همسفرِ زندگیام در زمستانِ شگرفِ امسال … گاهی در نوشتههایم این جملهی شارل ژوزف دولینی را میآورم، که رائول ونهگم نیز در برخی از متنهایش آن را نقل میکند: در زمستان به نیروی بهار پیش میروم. در اوایل بهار ۲۰۱۶، در حاشیهی ترجمهام از متنی...
از نوای مکزیکی تا نوای داماهیدریافت به نیت ورق زدن دفتر زندگی و ایام متلاطم چند سال اخیر راهی سرزمینی شدم که در قاموس سجل احوال ملل، کشور اصل و نسب یا خاستگاه فرد نامیده میشود. و در پهنهی این خاستگاه کشور عاطفی یا دل و اندرونی مرا یار همدل و دریازادهای درهرمزگان رقم زده است. زندگی من در هرمزگان بر محور پیوندم با عقیل و همدل و همسر زندگیاش فائزه میچرخد و منظومهی پیوندهایم با دیگر یاران...
در آغاز راهاندازی این وبسایت، از دهکدهی اندیشگی خود و همولایتیها یا همدهکدهایهایی که نامشان رزق روح من است یاد کرده بودم و از میل و انگیزهام به تقسیم و اشتراکیکردنِ این رزق. یا اگر زندگی را سفری بدانیم، میخواستهام با الهام از همسفران خود بگویم. من هم راهی این سفر سوار اتوبوسی شده بودم که کسانی در ایستگاههای قبل سرنشین آن شده بودند و میدانستم یا مشتاق بودم که کسان دیگری در...
آرام حیوان، آرام!بر دهانهی آتشفشانِ درون، به این زبانهی بیزبان به خود میگویممذابِ کلماتِ جوشان، غلتان، که خوابشان نمیبردتا خوابم ببرد، تا کلمات به رؤیا و تصویر بدل شوندرام نمیشوند تا آرام شوم. فَوَران بهار است؟ آتشفشان زایش؟کلماتِ نازاده در زهدان زبان به هر سو سر میکوبندتا نوزادم شوند، تا زائوی زبانم شوم، زبانِ زبانهبه افسونِ رم و رامِ حرف آرام ای جانورِ رمیدهمرا بافتنِ لگامی از کلام...
رائول ونهگم الغای صیادخویی و طعمهجویی از نو انسانیشدن فراخوان به آفرینشِ جهانیِ جمعهای مبارز برای ایجاد یک زندگی انسانیِ آزاد و اصیل ما انسان را به شرمساریِ انسانیت تبدیل کردهایم. از دورترین زمانها تا به امروز، هیچ جامعهای به نقطهی بیشرفی و رذالتی که یک تمدنِ زراعی ـ کالایی گواهِ آن است، و طی ده هزار سال کمالِ تمدن محسوب شده، نرسیده بوده است. قابل انکار نیست که ما، همچون بخشی از گسترهی...
تاریخ انتشار آخرین نوشتهام در این وبسایت، ۱۷ آوریل یعنی اواخر اولین ماه بهار پارسال است. رشتهی فعالیت این وبسایت در عمر ۹ سالهاش چندین بار دچار وقفه شده و من هر بار تفسیر مختصری از علتهایش را به موضوعی برای ازسرگیری این فعالیت تبدیل کردهام. اما دلایل تعلیق یکسالهی اخیر برایم مغاکینتر و توانفرساتر از همیشه بوده، و نوشتن در بارهی آن نیز رویکرد و توان دیگرگونهای از من میطلبد. و...
به نشانهی برگزاری یا بزرگداشتی از گردشِ زمان و طبیعت، به این فکر افتادم که همراه با انتشارِ نسخهی پیدیاف چند تا از متنهای پیشین در بارهی طبیعت و محیط زیست، (بخشی از سیارهی بیمار ، یک جای خالی دیگر: گونتر آندرس، نقادِ عصر جدیدِ مرگمحور،مصاحبهای در بارهی جایگاه محیط زیست در نقد رادیکال و جنبش سیتواسیونیستی، فرهنگ، شعر و زیستبوم و نیز از میان متنهای مربوط به اپیدمی کورونا، برای نمونه...