دستهترجمه

بادبزنِ  خاطره

دریــافت فایـــل پی‌دی‌اف به فرزان نصر، و جاذبه‌های شورآمیز مشترک به یاد یدالله رؤیایی تقریباً هفت هشت سال پیش،  دوستم فرزان نصر از علاقه و تلاشِ خود در ترجمه‌ی چند شعر از مالارمه، و میل به همفکری و همکاری در این زمینه، برایم نوشت. یکی از آن شعرها، «بادبزنِ مادموازل مالارمه» بود. به فرزان پاسخ دادم:«مثل همیشه از این شور و حال تو در شریک جرم ترجمه شدن لذت می‌برم. خاصه آن‌که پای مالارمه را تو...

جاذبه‌های شورآمیزـ پرسه در واژگان شارل فوریه

دریــافت فایـــل پی‌دی‌اف از ابتدای فعالیت این سایت در باره‌ی جایگاه اساسیِ شارل فوریه در انگیزه و چشم‌انداز این فعالیت نکته‌های مطرح کردم، نخست در سال ۲۰۱۵ در این متن: شارل فوریه و غیابِ بارزِ او از میدان کلیشی تا ایران، و سپس در سال ۲۰۱۷ در این متن:  شارل فوریه و فارسی زبان‌بسته. در آستانه‌ی پاییز امسال با نوعی احساس حرمان و حسرت به این موضوع فکر می‌کنم که از سویی بی‌ثمر ماندنِ فراخوان‌های...

از درد تا شادی مشترک

دریــافت فایـــل پی‌دی‌اف پروژه‌ی نیچه‌ای «مرامِ دوستی» از همان سال ۱۸۷۵ در مکاتبه‌های نیچه اشاره‌هایی به تعریفِ دوستی همچون اشتراک و قسمت‌کردنِ شادی هست. این تعریف خیلی زود به طرح یک اتیکِ دوستی، [یا آیین و مرامِ دوستی، اخلاقِ دوستی] و Mitfreude [اشتراک و تقسیم شادی، شادی باهم و ازهم، همدلی در شادی، همدلشادی یا همشاددلی] می‌انجامد که نیچه آن را برای تکمیل‌کردن و سپس جایگرین کردن «اخلاقِ ترحم»،...

غزه‌ی نگفتنی

گفتنِ آن‌چه نگفتنی‌ است. کاری که پریمو لِوی، که در ۲۴ سالگی به آشویتس فرستاده شده بود، سعی کرد انجام دهد. نه فقط روایتِ شکنجه، خشونت، گرسنگی، استیلای مرگ، بلکه توصیفِ سختیِ زنده‌ماندن و خود را بازساختن. تصاویرِ تن‌های به‌شدت لاغرشده‌ای که از غزه دریافت می‌کنیم یادآور همان چیزی است که نیروهای متفقین در سال ۱۹۴۵ در اردوگاه‌های مرگ کشف کردند. در دلِ قرنِ ۲۱‌اُم، رهبران کشوری که می‌گویند بسیار شبیه...

گریزی به تئاتر

به یاد دارم که زمانی در ترجمه‌ی کلمه‌ی digression درنگی کردم و نوشتم: این کلمه در اخترشناسی به معنای دوری و فاصله‌ی ظاهری سیارات از خورشید بوده، در زبان و ادبیات به معنی دورشدن از موضوع یا رشته‌ی اصلیِ حرفی یا نوشته‌ای و پرداختن به موضوعی دیگر است. در این معنی واژه‌نامه‌های فارسی معادل‌هایی چون استطراد، گریز، انحراف، حاشیه‌خوانی، طفره، دوری‌گزینی، از این شاخه به آن شاخه پریدن، حاشیه‌پردازی،...

آگاهی کاذب بخش یکم

در یاداشت قبلی، میان‌بُری ناگزیر مرا به این نتیجه‌گیری رساند که پرداختن به معنا و مفهوم آگاهی کاذب، بنا بر رویکردِ ژوزف گابل، در این وضعیت ضرورتی بیش از پیش یافته است. آن‌چه از حالا و شاید طی  چند بخش منتشر خواهم کرد پی‌گیری همین طرح است. ابرام در بازاندیشی به مسأله‌ی آگاهی کاذب برخاسته از بافتار ویژه‌ای است که از آغاز جنبش زن زندگی آزادی در ایران، و سپس مصادف‌شدن‌اش با جنبش اجتماعی جاری در...

فراز و نشیب‌های زیستن و گفتن

از تاریخ انتشار آخرین مقاله و مقوله در این سایت سه ماه و اندی می‌گذرد. یک فصل وقفه و انفصال. آخرین سطر آن نوشته، بازگشت به زندگی، این بود: زندگی حرف آخری ندارد. یا هیچ حرفِ زندگی حرف آخرش نیست. در عمر هفت ـ هشت ساله‌ی این وب‌سایت، این اولین وقفه و تعلیق نیست. و من هر بار کوشیده‌ام تا به علل «خصوصی و فردی» این تعلیق و وقفه‌ها به قدر کافی به طور ریشه‌ای بپردازم تااز این طریق ابعاد همگانی و...

پیش‌پاافتاده‌های بنیادی، متن کامل

به دنبال چاپ و پخشِ اخیر کتاب پیش‌پاافتاده‌های بنیادی توسط فرهنگ‌نشرنو در تهران، پس از ملاحظه‌ی  نقایص و معایب این چاپ، ( درج متنی اشتباه در پشت‌جلد، اصلاح نامرغوب این اشتباه، ناهمخوانی صفحات کتاب چاپ‌شده با متنِ بازبینی‌شده‌ی نهایی از سوی من و بنابراین دشواری تصحیحِ غلط‌ها و بریدگی‌ها توسط خوانندگان بر اساس غلط‌نامه‌ی ارائه‌شده از سوی مترجم، )؛ و نیز مشاهده‌ی متن‌هایی مبتذل در معرفی این اثر...

خبر چاپِ مجروحِ یک کتاب

سرانجام پس از چهار سال و طی روندی توان‌فرسا و ستوه‌آور، ترجمه‌ی کتاب پیش‌پاافتاده‌های بنیادی از رائول ونه‌گم به‌صورتی مجروح و معیوب توسط نشر نو هفته‌ی گذشته‌ در تهران چاپ و منتشر شده است. شرحِ ماجرای این نخستین چاپ را به مجالی در آینده موکول و فعلاً توجه خوانندگان را به دو نکته جلب می‌کنم. نکته‌ی اول که مسؤولیت‌اش بر عهده‌ی ناشر بوده: اولین توزیع این کتاب در ایران، طی هفته‌ی گذشته، با پشت‌جلدی...

متن کاملِ ۲۱ بند از بازگشت به پایه، نوشته‌ی رائول ونه‌گم

در دنیایی که بیش از پیش طعمه‌ی زشتی‌های پول و محاسبه‌گریِ خودخواهانه است، بازگشت به زیبایی، به دوستی، به عشق، به سخاوت‌مندی، به همیاری، مروّجِ براندازی‌یی می‌شود که ترجیع‌بندِ حُسن‌نیت‌های اخلاقی و صدقاتی را به امری مسخره تبدیل خواهد کرد. شمِّ انسانی به ریشِ ایده‌ئولوژیِ بشردوستی‌ می‌خندد، درست به همان‌سان که زندگیِ راستین صحنه‌پردازی‌هایِ جعل‌وقلب‌کننده‌ی زندگیِ اصیل را به پشیزی نمی‌گیرد. زمان...

بایگانی

برچسب‌ها