بایگانی دسته: ترجمه‌خانه

جامعه‌ی خودمختار چه جامعه‌ای است؟ بخش ۲

demo et relat_
کاستوریادیس، مردمان بومی و نسبیت‌گرایی فرهنگی
نوشته‌ی کلودیو آلبرتانی

دنباله‌ی بخش یکم:

بحث

همه‌ی نکته‌های یادشده گویای این موضوع‌اند که تدوینِ نظریِ گروهِ ماوس در محیط فکری‌یی انجام گرفته که در همسایگی و نزدیکی با محیطِ فکری کاستوریادیس بوده است. میانِ آن‌ها همدلیِ متقابل وجود داشته و اعضای گروه مدیون بودن‌شان به بنیان‌گذارِ سوسیالیسم یا بربریت را رک و راست پذیرفته‌اند[۱]. موضوع تنها بر سر نقدِ رادیکال از رشدِ اقتصادی یا از ایمان تقریباً مذهبی به ضرورتِ توسعه‌ی بی‌پایانِ صنعتِ بزرگ نیست[۲]. در متنِ مشهوری از کاستوریادیس که بعدها در کتابِ نهادِ خیالینِ جامعه بازنشر یافت، می‌خوانیم که اگر، بنا بر مدعای مارکس، مقوله‌های جامعه‌ی بورژوایی « سازمان‌یابی و مناسباتِ تولیدیِ همه‌ی جوامع » را توضیح می‌دهند، اگر « کالبدشناسیِ انسان آشکارکننده‌ی کالبدِ میمون است »، پس نطفه‌های سلطه‌ی سرمایه‌دارانه هم در هر کجا و هر زمانی هست. این امر نه فقط نوعی بازگشت به اقتصادِ سیاسیِ سنتّی بلکه بازگشت به فلسفه‌ی هگلی و عقل‌گراییِ علمی را هم موجب می‌شود[۳]. کاستوریادیس به گونه‌ای کنایه‌آمیز چنین نتیجه‌گیری می‌کند که ایده‌ی ازنو قراردادنِ دیالکتیکِ هگلی « بر روی پاهایش » باعث می‌شود ما همچنان با همان حیوان بمانیم، حال آن‌که موضوع این است که چگونه سرش را ببُریم[۴]. ادامه خواندن جامعه‌ی خودمختار چه جامعه‌ای است؟ بخش ۲

جامعه‌ی خودمختار چه جامعه‌ای است؟

claudio

متنی که قصد دارم ترجمه‌ی فارسی‌اش را از امروز، به تدریج و در چند بخش، به شما اهدا کنم از شمار متن‌هایی است که به نیاز من به « با یک تیر چند نشان زدن » پاسخ می‌دهد ادامه خواندن جامعه‌ی خودمختار چه جامعه‌ای است؟

ترجمه به‌مثابه نقد و بحران، بخش دوم

tour-de-Babel-

Considération – observation – réflexion – méditation  – remarque – note

هر مترجم فارسی‌زبانِ منصفی می‌تواند اذعان کند که هنگام مواجهه با واژه‌های بالا معادل‌های دقیق ، یکدست، رسا و روانی به ذهنش نمی‌رسد و به‌ناچار به معادل‌های موجود و متداول در لغت‌نامه‌ها یا ترجمه‌های دیگر رومی‌آورد. یعنی معادل‌ها و مترادف‌هایی چون تأمل، تعمق، مداقه، غور، تفکر، ملاحظه، مشاهده، نظر، توجه، دقت، تذکر یا صورت‌های فارسی‌ِ آن‌ها، از قبیلِ درنگریستن، دراندیشیدن، درنگیدن، بازبینی، یادآوری. ادامه خواندن ترجمه به‌مثابه نقد و بحران، بخش دوم

ترجمه به‌مثابه نقد و بحران یا پَرژَن و پَرژَنه

tour-de-Babel-

اخیراً از خبر انتشار دو کتاب  در ایران بسیار خوشحال شدم. یکی فرهنگ ریشه‌شناختی فارسی، (در پنج جلد) از محمد حسن‌دوست، و دیگری تاریخ ترجمه در ایران، از دوران باستان تا پایان عصر قاجار، نوشته‌ی عبدالحسین آذرنگ. هرچند هنوز هیچ‌یک از این کتاب‌ها به دستم نرسیده و اطلاعاتم درباره‌ی آن‌ها محدود به گزارش‌ها و مصاحبه‌هاست، اما صرفِ فعلیتِ یافتن چنین مباحثی در عرصه‌ی کتاب و کتاب‌خوانی را نشانه‌ای نویدبخش از تعمیقِ اندیشه و کاوش در باره‌ی مسئله‌ی بنیانیِ زبان فارسی در دوران جدید می‌دانم. ادامه خواندن ترجمه به‌مثابه نقد و بحران یا پَرژَن و پَرژَنه

پیام به تحریریه‌ی رویدادهای معماری به مناسبت معرفی جنبش موقعیت‌سازان

debord-naked-city

برگرفته از سایت رویدادهای معماری  : http://memari.online/20585/

اگر به این قائلیم که هر متن می‌تواند و باید آغازگر گفت‌وگویی باشد، چه بهتر است که این گفت‌وگو را رو به کسانی بیاغازیم که بر موضوع متن احاطه‌ی کامل دارند. بر همین اساس جستار «کنستانت؛ زدودن مرزهای معماری، سیاست و میل» را برای بهروز صفدری فرستادیم که سال‌ها و سال‌هاست بر موقعیت‌سازان متمرکز است و بدون شک پهنه‌ی این قلمرو را بیش از دیگران پیموده است.
بهروز صفدری نیز با گشاده‌دستی دعوت ما را پذیرا شد. آنچه می‌خوانید پاسخ او است به جستاری که هم‌اکنون می‌توان گفت در مسیر رستگاری است. ادامه خواندن پیام به تحریریه‌ی رویدادهای معماری به مناسبت معرفی جنبش موقعیت‌سازان

ترجمه‌ی تجربه

 

le-vent-de-la-revolte2.jpg

 

همیشه در کنار ترجمه‌ی نوشته‌ها و متن‌هایی که دوست دارم با دیگران تقسیم کنم، میل به ترجمه‌ی زیسته‌ها و تجاربِ دوستانِ غیرفارس‌زبانم نیز در من هست. هم به دلیل پیوند و خاطرات دوستانه‌ام با آن‌ها بر محور نزدیکی‌های اندیشگی و عاطفی، و هم به ویژه از آن‌رو که می‌دانم اگر چیزی در باره‌شان ننویسم بعید است به این زودی‌ها از آن‌ها و تجارب‌شان در زبان فارسی هم سخنی به میان آید و نامی برده شود. ادامه خواندن ترجمه‌ی تجربه

بصیرت نزدیک‌ترین زخم به خورشید است.

 

tour-de-Babel-

دو هفته پیش، پس از انتشار مقاله‌ی « کاربردی یا مصرفی »، دوست عزیزم حسن مرتضوی تفسیر و توضیح کوتاهی در این باره در صفحه‌ی فیس‌بوک من نوشت و من نیز به همان صورت پاسخ مختصری به یادداشت او نوشتم. از آن‌جا که همه‌ی خوانندگان این وب‌سایت با فیس‌بوک سروکار ندارند، من آن هر دو یادداشت را در پایین مقاله‌ی حاضر می‌آورم. ادامه خواندن بصیرت نزدیک‌ترین زخم به خورشید است.

کاربردی یا مصرفی

jeld-beinolmelal

چندی پیش در سخنانم در یک گردهمایی، به زبان فرانسوی جمله‌ای گفتم که در همان لحظه بار دیگر مرا به یاد یک معادل فارسیِ مرسوم ولی اشتباه انداخت. من در آن جمله در نقدِ دمکراسیِ نمایشی و جعلی بر اهمیت توجه به « ارزشِ کاربردیِ دموکراسی » la valeur d’usage de la démocratie تأکید ورزیدم. ادامه خواندن کاربردی یا مصرفی

نیچه و رمبو در معرضِ عارضه‌ی مشقِ ترجمه

image Nietzscherimbaud

۱-

رؤیا منجم در یادداشت خود بر اولین چاپ ترجمه‌اش از کتابِ نیچه با عنوانِ آنک انسان ( ۱۳۷۴، فکر روز ) پس از سپاسگزاری از ناشر و  ویراستار در مورد انتخاب عنوانِ کتاب نوشته بود: « و من مثل کودکی که از فلسفه و منطق چیزی نمی‌فهمد دوست داشتم اسمِ آن را انسان مصلوب بگذارم، اما باورم بر این است که ناشر و ویراستار بیش‌تر از من می‌دانند، بیش‌تر از من نیچه را می‌شناسند و درست می‌گویند.» ادامه خواندن نیچه و رمبو در معرضِ عارضه‌ی مشقِ ترجمه