عصرِ آفرینندگان،رائول ونه‌گم

createurs

در حاشیه‌ی مقاله‌های قبلی‌ام درباره‌ی هنر و فراگذری از آن، نوشته بودم که در تکمیل و توضیحِ این مبحث، و به‌خصوص نقدِ بینشِ توما ژانتی در پژوهشی که ارائه داده، لازم می‌دانم که دیدگاه و تحلیلِ رائول ونه‌گم را در این‌باره معرفی کنم. اینک انتشارِ بخش‌هایی از عصر آفرینندگان، نوشته‌ی رائول ونه‌گم را، آغاز می‌کنم. ادامه خواندن عصرِ آفرینندگان،رائول ونه‌گم

در شناختِ رادیکالیته، بخش سوم، سرپیچی از جهانِ بدکردار

Collectif-Radicalité

گسستن از نظام

همان‌گونه که پیش‌تر توضیح دادیم، رادیکال بودن یعنی این نظام و سیستم را با در نظر گرفتن ابعادِ چهارگانه‌‌ی اقتصادی، تکنولوژیک، فرهنگی و سیاسیِ آن مؤاخذه کردن و علتِ مسأله دانستن ــ و مجموعه‌ی این ابعاد را بدون نادیده گرفتن هیچ‌کدامْ موضوعِ نقدِ یگانه‌ای قرار دادن. اما نقد برای رادیکال بودن باید همچنین این مؤاخذه‌ را چنان ژرفا بخشد که موجبِ گسستی راستین از این سیستم شود. و این مشخصاً همان کاری است که روشنفکرانِ معترضی که اکنون مُدشده و باب روز هستند انجام نمی‌دهند ادامه خواندن در شناختِ رادیکالیته، بخش سوم، سرپیچی از جهانِ بدکردار

در شناختِ رادیکالیته؛ بخش دوم

Collectif-Radicalité

بااین‌حال، موفقیتِ  سرمایه‌داریِ صنعتی فقط در صورتی میسر بود که بتواند الگوی انسان‌شناسیکِ خودش را ـ یعنی الگویی فرهنگی ـ در انطباق با گسترش‌یابی‌‌اش از خود تراوش دهد، و این الگو به تدریج جانشین الگوهای پیشین شد: انسانِ اقتصادی Homo œconomicus ، یک انسانِ محاسبه‌گرِ عقلانی ( امری که الزاماً به معنی برخورداری از درایت‌‌ نیست ) که همواره در پیِ منافع خصوصیِ خویش است. خطا خواهد بود اگر دامنه‌ی این الگو را فقط به چهره‌هایی چون کارفرما به‌سبکِ فرانسوی یا پسرطلایی golden boy به‌سبکِ آمریکایی محدود کنیم: برعکس، الگوی مزبور امروزه در سراسر کره‌ی زمین بازتولید می‌شود، ادامه خواندن در شناختِ رادیکالیته؛ بخش دوم

سکوت روشنفکرانِ همهمه، زمزمه‌ی دیالکتیکِ تنهایی

music-spiral-jpg

هنگامی که دومین چاپِ کتاب جامعه‌ی نمایش آماده می‌شد، دوست گران‌مایه‌ام در مقام ناشر این اثر، با شگفتی از سکوت و بی‌واکنشیِ محافل روشنفکری مسلط ایرانی در قبال نخستین چاپِ کتاب، در نامه‌ای به من ابراز امیدواری کرده بود که این‌بار باب نقد و بررسی در چشم‌انداز چنین نگرشی گشوده شود. اما این نکته را نیز به من اطلاع داده بود که برعکس محافل رسمی روشنفکری، کتاب جامعه‌ی نمایش خوانندگان علاقمندی حتا در دورترین شهرستان‌های ایران پیدا کرده است. حالا نیز از قرائن چنین برمی‌آید که کتاب نقد فرنچ‌تئوری و آواتارهایش با سکوتی معذب از همان جنس و استقبالی بی‌سروصدا از همان گونه روبه‌رو شده است.
پیامِ زیر را امروز یکی از همین خوانندگان برای من فرستاده است، این پیام را همراه با پاسخ موجزِ خودم به آن با شما تقسیم می‌کنم. ادامه خواندن سکوت روشنفکرانِ همهمه، زمزمه‌ی دیالکتیکِ تنهایی

در شناختِ رادیکالیته؛ دنباله و افزوده‌ای بر نقد فرنچ‌تئوری

Collectif-Radicalité

چندی پیش دوستم پاتریک مارکولینی چند جلد از کتاب‌های انتشاراتِ L’échappée را که  مسؤولیت مجموعه‌هایی در آن‌جا‌ برعهده‌ی اوست ، برایم فرستاد. عنوانِ یکی از این کتاب‌ها « رادیکالیته؛ ۲۰ اندیشمندِ به‌راستی منتقد » است. با خواندن مقدمه‌ی کتاب و همسویی و اشتراک چشم‌اندازی که میان آن و کتابِ به‌تازگی منتشرشده‌ در بابِ نقد فرنچ تئوری دیدم، دریغم آمد که دست‌کم و فعلاً ترجمه‌ی همین مقدمه را همچون افزوده‌ی طبیعی و متجانس با آن نقد به خوانندگان علاقمند اهدا نکنم. ادامه خواندن در شناختِ رادیکالیته؛ دنباله و افزوده‌ای بر نقد فرنچ‌تئوری

واژگانِ اسیر، مصطفی خیاطی

IS 10 p. 50

با سپاس از دوستان نشرکلاغ به خاطر موافقت با پخش این متن که به تازگی در کتاب نقد فرنچ تئوری منتشر شده است.

پیش‌پاافتادگی‌ها ، با آن‌چه پنهان می‌سازند برای سازمان‌دهیِ سلطه‌یافته بر زندگی کار می‌کنند. یکی از این حرف‌های پیش‌پاافتاده این است که زبان دیالکتیکی نیست، تا با این گفته کاربردِ هر دیالکتیکی ممنوع شود. حال آن‌که به‌خوبی پیداست هیچ‌چیز بیش‌از زبان، چونان واقعیتِ زنده، تابعِ دیالکتیک نیست. بدین‌سان هر نقدی از جهانِ کهنه به زبانِ این جهان و بااین‌حال برضدِ این زبان، و بنابراین به زبانیِ دیگر، انجام گرفته است. لازم بوده است که هر نظریه‌ی انقلابی واژگانِ خاصِ خود را ابداع کند، معنای سلطه‌یافته‌ی واژگانِ دیگر را تخریب کند و مواضعِ نوینی را به « جهانِ دلالت‌ها» بیاورد، مواضعی همخوان با واقعیتِ نوینی که درحال تکوین است و باید آن را از چنگِ ملغمه‌ی مسلط آزاد ساخت.

متن کامل: واژگان اسیر ترجمه بهروز صفدری

 

ترجمه‌ی انگلیسی متن‌های پایه‌ای سیتواسیونیستی در زمینه‌ی شهرسازی و معماری

debord-naked-city

یکی از خوانندگان این وب‌سایت در پیامی ضمن ابراز علاقه و آمادگی برای ترجمه، از من خواسته است متن‌های پایه‌ای سیتواسیونیستی در زمینه‌ی شهرسازی و معماری را به زبان انگلیسی به او معرفی کنم، چون با زبان فرانسوی آشنایی ندارد.
من فهرستی از این متن‌ها را که همگی برگرفته از ۱۲ شماره انترناسیونال سیتواسیونیست هستند به او معرفی کردم همراه با این خواهش اکید و صریح که ترجمه‌ی انگلیسی این متن‌ها را مبنای ترجمه‌ی آن‌ها به فارسی قرار ندهد و تا هنگام ترجمه‌ی آن‌ها از متنِ اصلی فرانسوی به فارسی صرفاً برای آشنایی و مطالعه از آن‌ها استفاده کند. استقبالِ صمیمانه‌ی این دوست خواننده مرا ترغیب کرد که این فهرست را منتشر کنم شاید در همین معنا و راستا برای دیگران نیز مفید باشد.
( در زیر عنوانِ هر متن، نشانی اینترنتیِ دسترسیِ به آن نیز آمده است) ادامه خواندن ترجمه‌ی انگلیسی متن‌های پایه‌ای سیتواسیونیستی در زمینه‌ی شهرسازی و معماری