نقدِ سیتواسیونیستی: پراکسیسِ فراگذری از هنر

ISn12

باز هم دعوت به همکاری در ترجمه

بنا را براین گذاشته بودم که همراه و در میان برنامه‌ی ترجمه‌های اصلی‌ام گاهی متن‌های دیگری را نیز ترجمه کنم. اما این متن‌های جانبی عملاً زمانی را که باید وقفِ آن کارهای اصلی کنم از من می‌گیرند. و خلاصه با این یک دست نمی‌توانم هندوانه‌های بیشتری بردارم! پس یک‌بار دیگر به خوانندگانی رو می‌آورم که علاقه و آمادگی برای ترجمه‌ی این گونه متن‌ها دارند. از جمله همین متنی که اخیراً بخش اول آن را ترجمه و در این وب‌سایت منتشر کردم. بخش دوم حدود ۷۰ صفحه است. من فهرست و مقدمه‌ی آن را در این جا می‌آورم و منتظر می‌مانم تا شاید دوستانی، حتا برای تمرین ترجمه از فرانسوی به فارسی، با من تماس بگیرند تا متن را در اختیارشان بگذارم و فقط در ویراست نهایی‌اش مشارکت کنم. ادامه خواندن نقدِ سیتواسیونیستی: پراکسیسِ فراگذری از هنر

هنر و براندازی ــ بخش ۲

depassement

یادآوری مترجم:

به نظرم بد نیست چند نکته را به‌عنوان پیش‌درآمدی بر بخش دوم این مقاله مطرح کنم. دوست دارم این نکته‌ها را راه‌نشانه‌هایی برای خوانشی همه‌جانبه‌تر و عمیق‌تر از این متن تلقی کنید. دعوتی به کاربستِ « نگاهِ مرکب » در این زمینه نیز. ادامه خواندن هنر و براندازی ــ بخش ۲

هنر و براندازی، دو قطبِ متعارض؟ فراگذری از هنر

depassement

نقدِ معنا و جایگاهِ هنر نقطه‌ی کانونیِ جنبش‌های پیشاهنگِ قرن بیستم، یعنی جنبش‌های دادائیستی، سوررئالیستی و سیتواسیونیستی بوده است.

در راستای اشاره‌ها و استنادهای پراکنده‌ای که پیش‌تر به این موضوع کرده‌ بودم قصد داشتم مبانی این فرایند را کمی مفصل‌تر تدوین کنم. اخیراً با خواندن دو متن در این زمینه بر آن شدم تا ترجمه‌ی آن‌ها در همین چشم‌انداز بگنجانم. ادامه خواندن هنر و براندازی، دو قطبِ متعارض؟ فراگذری از هنر

زبان، آگاهی، سبک، ترجمه؛ بخش اول : مقدمات

music-spiral-jpg

 

در باره‌ی نثر و سبکِ نوشتارِ سیتواسیونیست‌ها ( به‌خصوص گی دوبور، رائول ونه‌گم و مصطفی خیاطی) در زبان فرانسوی، گاهی به اشاره گفته‌ام که صلابت و غرابتِ خاصِ این متن‌ها خواندن‌شان را برای خواننده‌ی فرانسوی‌زبان نیز نامأنوس و ناآسان می‌سازد. بسیاری از سطرها، عبارات و پاراگراف‌ها مستلزم درنگ کردن و چندبار خواندن است. بنابراین طبیعی است که برگردانِ فارسی‌شان نیز، تا آن‌جا که امکانات نثرِ کنونی فارسی به من اجازه می‌داده است، و بنا به روش و موضعِ من در ترجمه و وفاداری به سبکِ زبان مبداء، بخشی از این ویژگی‌ها را با خود در زبان مقصد ایجاد کند. ادامه خواندن زبان، آگاهی، سبک، ترجمه؛ بخش اول : مقدمات

پیش‌گفتار کتاب ِ فرنچ‌تئوری و آواتارهایش

jeld kettab Kalaq

در پاییز ۱۳۹۲ هنگام پرسه‌زنی در چند کتاب‌فروشی در تهران، نگاه‌ام روی عنوان کتابی خیره ماند: گوشه‌نشینِ یونان (هیپریون)، اثرِ فردریش هُلدرلین، ترجمه‌ی محمود حدادی، انتشارات نیلوفر. ذوق‌زده آن را ورق زدم، آه! سرانجام یکی از کتاب‌های بالینی‌ام را به زبان مادری می‌خواندم. با نام مترجم پیش‌تر از طریق کتاب دیگری، آشفتگی‌های ترلس جوان، اثر روبرت موزیل، نشر بازتاب‌نگار آشنا شده بودم. و ناامید نبودم که با چنین حُسن‌انتخاب‌هایی، روزی اثر بزرگ موزیل، انسان بی‌خصیصه را نیز ترجمه کند. همان روز اما ده‌ها عنوانِ دیگر از کتاب‌های ریزودرشتِ ترجمه‌شده به فارسی را دیدم که می‌شد همه‌شان را کلاً ساختِ فرنچ‌تئوری و به‌ویژه بدیو ـــ ژیژک و شرکا دانست. ادامه خواندن پیش‌گفتار کتاب ِ فرنچ‌تئوری و آواتارهایش