تزهایی در باره‌ی کمون پاریس و نقدی بر ترجمه‌ی فارسی‌اش

ISn12

 

جهان آکنده از اموری است که ما را به نفی کردن و نه گفتن وامی‌دارد و از لذتِ آری گفتن، و تصدیق و تأیید محروم‌مان می‌کند. بسیاری وقت‌ها به یادِ این جمله‌ی آنی لوبرن می‌افتم: « هستند کتاب‌هایی که ای کاش آدم مجبور نبود بنویسدشان». این را در مورد بعضی نوشته‌ها نیز می‌توان گفت. از جمله همین متنی که دارم می‌نویسم.

در آستانه‌ی یک‌ساله شدنِ این وب‌سایت می‌خواستم مطلبی در باره‌ی مسئله‌ی نثر فارسی در رابطه با ترجمه بنویسم که یکی از دوستان متنی برایم فرستاد که ترجمه‌ی فارسی یکی از متن‌های مهمِ جنبشِ سیتواسیونیست‌هاست، به نام تزهایی درباره‌ی کمون. ادامه خواندن تزهایی در باره‌ی کمون پاریس و نقدی بر ترجمه‌ی فارسی‌اش

پیش‌پاافتاده‌های بنیادی، بندهای ۱۸ و ۱۹

bde b 3

۱۸

همه‌ی تعارض‌‌های[۱] حل‌نشده و پشت‌سرگذاشته‌‌نشده[۲] ضعیف می‌شوند. این تعارضات نمی‌توانند جز با محصور ماندن در اشکالِ قدیمیِ پشت‌سرگذاشته‌‌نشده تحول یابند ( برای مثال هنرِ ضدفرهنگی در نمایشِ فرهنگی ). هرگونه اُپوزیسیونِ[۳] رادیکالِ ناپیروزمند یا جزئاً پیروزمند ــ که نتیجه‌شان یکی است ــ کم‌کم با تبدیل‌شدن به اپوزیسیونی رفورمیستی[۴] می‌پژمرد. اُپوزیسیون‌های برخه‌ای [ جزئی‌وار] همچون دندانه‌های چرخ‌دنده‌ها هستند، با هم جفت‌وجور می‌شوند و ماشین را، ماشینِ نمایش وقدرت را، می‌چرخانند. ادامه خواندن پیش‌پاافتاده‌های بنیادی، بندهای ۱۸ و ۱۹

در باره‌ی مفهومِ لحظه در اندیشه‌ی هانری لوفه‌ور

hess

این متن ادامه‌ی نوشته‌ی قبلی من ( سرنوشت و سرنوشته) است و ترجمه‌ی بخشی از کتابی است نوشته رِمی هس، درباره‌ی هانری لوفه‌ور. رمی هس از دانشجویان سابق لوفه‌ور بوده و یکی از معتبرترین شارحان و ترویج‌دهندگان آثار و اندیشه‌ی لوفه‌ور است.

در ترجمه‌ی این متن همان مشکلی را داشتم که در معادل‌یابی دو واژه‌ی سرنوشت destin و سرنوشتِ خودساخته destinée پیش آمد، این بار برای دو کلمه‌ی تقریباً متردافِ instant و moment. فعلاً اولی را « آن و لمحه» و دومی را « لحظه» ترجمه کردم. ادامه خواندن در باره‌ی مفهومِ لحظه در اندیشه‌ی هانری لوفه‌ور