بایگانی دسته: رائول ونه‌گم

در بازآوایی با انتشار فارسی اعلامیه‌ی حقوق موجود انسانی

جلد اعلامیه

 

سرانجام پس از سال‌ها انتظار ترجمه‌ی فارسی کتاب دیگری از رائول ونه‌گم با عنوان اعلامیه‌ی حقوق موجود انسانی ــ در باره‌ی خودفرمانی زندگی چونان فراگذشتن از حقوقِ بشر، به همت نشر کلاغ در تهران منتشر شد.

محتوای این کتاب فهرست‌وار شامل چهار متنِ نظریِ پایه‌ای و سپس طرح حقوق انسانی در ۵۸ ماده است: ادامه خواندن در بازآوایی با انتشار فارسی اعلامیه‌ی حقوق موجود انسانی

در همبستگی با زندگی، از عفرین تا نوتردام دلاند

ndl

چه در عفرین چه در نوتردام دلاند منطقِ مافیایی‌ خاصی زندگی را به دندان چرکین قدرت و سلطه می‌جود و می‌فرساید. مقاومت انسانی در برابر این منطق در هر گوشه از این سیاره‌ی محزون مشارکت در تحقق آرزوهای انسانی در راستای چیرگی بر هیولای سرمایه‌داری است.

از چیاپاس تا روژآوا و مناطق دفاعی Zad در فرانسه، ابداعِ اشکال نوین مقاومت و مبارزه علیه دنیای مافیایی سرمایه هر یک از ما را نخست به حراست از شعور و آگاهی‌مان در برابر آلاینده‌های منطق نمایش فرامی‌خواند.

ترجمه‌ی فارسی متن کوتاهی را که رائول ونه‌گم بار دیگر در همبستگی با مقاومت‌کنندگان در نوتردام دلاند نوشته است، من به سهم خود در راستای همبستگی با مقاومت‌کنندگان در عفرین و افقِ خودگردانی‌ِ رهایی‌جویانه‌ در روژآوا قرار می‌دهم. ادامه خواندن در همبستگی با زندگی، از عفرین تا نوتردام دلاند

پیشنهادهایی ساده و ناچیز به اعتصاب‌‌کنندگان

couv. modeste propo

به درخواست برخی از دوستان خواننده، ترجمه‌ی فارسی متن فرانسوی‌یی را که پریشب، همچون پژواکی از ارزیابی‌ در قبال امواج اعتصاب جاری در فرانسه، منتشر کردم در این‌جا می‌آورم.

این متن برگرفته از آخرین صفحات کتابی است از رائول ونه‌گم به نام:

پیشنهادهایی ساده و ناچیز به اعتصاب‌‌کنندگان
برای خلاص‌شدن از چنگ کسانی که با اخاذیِ اموال عمومی مانعِ زندگی ما هستند.

عنوان طولانی این کتاب و عبارت modeste proposition، اشاره و اقتباسی است از کتاب معروف جاناتان سویفت :

A Modest Proposal: For Preventing the Children of Poor People in Ireland from Being a Burden to Their Parents or Country, and for Making Them Beneficial to the Public

که از کتاب‌های مورد علاقه‌ی رائول ونه‌گم است و بر چاپ فرانسوی آن مقدمه‌ی مفصلی نوشته است.

ادامه خواندن پیشنهادهایی ساده و ناچیز به اعتصاب‌‌کنندگان

حقِ خشم

 jeld elaamieh Raoul
هر موجودِ انسانی حقِ خشم دارد

۱- به‌جایِ خشمی که ترجمانِ حرمان‌ها و وقاحت‌های خواستِ قدرت است، شمّ‌ِ انسانی آن عتابی را می‌نشاند که برخاسته از به‌ستوه‌آمدنِ زنده‎گی است آن‌گاه‌که از وفورش ممانعت می‌شود. بدین‌سان غضب، آن‌گاه که به زنده‎گی‌خواهی بازگردانده می‌شود، از انرژیِ آفریننده‌یی سرچشمه می‌گیرد که به قلبِ موجودات و چیزها رخنه می‌کند تا آن‌ها را انسانی‌تر سازد.

تفسیر

صاعقه و تازیانه، که مذاهبِ قدیم، برای شلاق‌زدنِ دشمن و دور نگاه‌داشتنِ تهدیدِ قضاوقدر، خدایانِ نگه‌دارنده را به ‌آن مسلح می‌ساختند، در شکلِ ابزاریِ خود یادآورِ ماری است که از کهن‌ترینِ شکنج‌های مغز بیرون می‌جهد با صفیرهایِ غضبناکی که یونانیان آن را به اِرینی‌ها [الاهه‌گان ِانتقام] نسبت می‌دادند.

جفت‌گیریِ مارِ خشک و رق شده از خشمی شلاق‌کِش با مارِ هوس و شهوت، که در حلقه‌ی آغوش می‌فشارد و نوازش می‌کند، همان‌سان که عصایِ عطاردِ اسکولاپِ شفاگر نشان می‌دهد[1] ، به معنایِ آن است که تکانه‌های نفرت، اقتدار و کینه‌توزی در نیرویِ منحرف‌شده‌ی حیات، به منبعِ اصلیِ زندگی بازگردانده شود.

( ماده‌ی ۴۲، از کتاب اعلامیه‌ی حقوق موجود انسانی، نوشته‌ی رائول ونه‌گم)

[1] – عصای عطارد، یا عصای چاووشِ هرمس، دو مار و دو بالِ درهم‌تنیده در بالای یک چوب‌دست یا عصا، که نمادِ حرفه‌ی پزشکی است. اسکولاپ، Esculape ترجمانِ لاتینیِ Asclépios، ایزدِ پزشکی در اساطیر یونان.

شاعرانه‌سازیِ هستی – بخش دوم

psychogéo

شعر در شهر

یله‌گردی

پس هدفِ I.S. ساختنِ زندگی‌یی آکنده از شعر بود. اما چگونه می‌توان در فضایی شهری که چیدمان و سامانه‌بندی‌اش پاسخی به الزامات فایده‌مندانه و تکنیک‌گرایانه است به گونه‌ای شاعرانه زیست؟ چگونه می‌توان در شهر سکونت گزید هنگامی که چنان که پاتریک مارکولینی نیز خاطرنشان می‌کند:

جابه‌جایی‌ها در فضای شهری در انقیاد همان عقلانیتی هستند که به سیستم سرمایه‌داری نظم و ترتیب می‌بخشد: عقلانیتی ابزاری که تعیین‌کننده‌ی کاراترین وسایل برای اهدافی است که در بیرون طرح می‌شوند.[1] ادامه خواندن شاعرانه‌سازیِ هستی – بخش دوم

شاعرانه‌سازیِ هستی – درباره‌ی کاربردِ لغتِ « شعر » در آثارِ گی دوبور

 

depass art

مقدمه- حال و خبر پس از سفر

از نیچه این را هم آموخته‌ایم که هر نوشته‌ای ریشه در زندگی نویسنده دارد و خواه نا‌خواه نوعی اتوبیوگرافی است. مقاله‌ی حاضر، و ترجمه‌ی متنِ همراه آن را، پس از سفر اخیرم به ایران و چون پژواکی از زیسته‌هایم می‌نویسم. اگر می‌دانستم آمیزه‌ی بدترین و بهترین چیز را به چه صفتی باید نامید، آن را برای توصیف این سفر، و نیز، به گمانم، همه‌چیزِ زندگی در این روزگار، به کار می‌بردم. آمیزه و ترکیبی از سهمگین‌ترین آلاینده‌‌ها و شگرف‌‌ترین پالاینده‌‌ها. جنگِ آلودگی و پالودگی، در افراد، در اجتماع، در تن‌ها، در اذهان، همه‌جا، در هرلحظه. ادامه خواندن شاعرانه‌سازیِ هستی – درباره‌ی کاربردِ لغتِ « شعر » در آثارِ گی دوبور

مفهوم کودکی در اندیشه‌ی نیچه و رائول ونه‌گم

3 dagardissi

( برگرفته از متن یک مصاحبه )

نیچه برای کودکی و کودک‌شدن معنای خاصی قائل است که اس و اساسِ اندیشه‌ی او را تشکیل می‌دهد. در جریان‌های لیبرتری و نقدِ رادیکال نیز، به‌خصوص در آراء و آثار رائول ونه‌گم، کودکی از مفاهیمِ پایه‌ای و همیشگی است. در زمینه‌ی زبان و ترجمه نیز، در موردِ کلمه‌ی کودک و مفهومِ کودکی و دال‌های آن در زبان فارسی، در مقایسه با زبان‌های اروپایی نکته‌هایی گفتنی هست. می‌کوشم تا با رعایت اختصار به این سه بخش بپردازم. ادامه خواندن مفهوم کودکی در اندیشه‌ی نیچه و رائول ونه‌گم

نامه‌ی استالین به فرزندانِ باهم آشتی‌کرده‌اش

couv lettre staline

در راستای تداوم و توسعه‌ی هم‌اندیشی و گفت‌وشنودی که با دوستم حسن مرتضوی از خلال دو مقاله‌ی پیشین در این وب‌سایت شکل گرفته، به سراغ متنی رفتم از رائول ونه‌گم، با عنوان نامه‌ی استالین به فرزندانِ سرانجام باهم آشتی‌کرده‌اش از شرق و غرب. که چاپ نخست آن در ۱۹۹۲  در نشر manyaو تجدیدِ چاپِ آن در ۱۹۹۸ در نشر verdier انجام گرفته. مقدمه‌ی این چاپ را، با عنوان امپراتوری سایه‌ها، رائول در ۱۹۹۷ نوشته که من ترجمه آن را آخر همین مقاله می‌آورم. ادامه خواندن نامه‌ی استالین به فرزندانِ باهم آشتی‌کرده‌اش

گزارشی از کتاب بین‌الملل نوع بشر، در روزنامه‌ی شرق

گزارشی از کتاب بین‌الملل نوع بشر، در روزنامه‌ی شرق، به تاریخ یکشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۵

http://www.sharghdaily.ir/Default.aspx?NPN_Id=1212&PageNO=11

پس از دو سال، تدوام راه

jeld elaamieh Raoul

فردا اول ژانویه این وب‌سایت هم دو ساله می‌شود. اکنون آمیزه‌ای از کیفیتِ واکنش خوانندگان و شمار فزاینده‌ی آن‌ها مرا ‌به تداوم راه‌ام دلگرم‌تر کرده است. برای قدرشناسی از این خوانندگان من راهی جز وفاداری به این راه نمی‌شناسم. می‌خواستم به این مناسبت مطلبی از و درباره‌ی شارل فوریه بنویسم. اما به دلائلی ترجیح می‌دهم، پس از وقفه‌ای طولانی، بخشی دیگر از کتاب « اعلامیه‌ی حقوقِ موجود انسانی» اثر رائول ونه‌گم را منتشر کنم که خود عصاره‌ای از نگرشِ عمیقاً فوریه‌ای او به هستی و اجتماع است.

از سوی دیگر این مطلب در تدوام و تداعی کوشش‌ها و امیدهای دوستان نشریه‌ی « شاخ زیتون » هم هست و من آن را همچون گفتن « خسته نباشید » به آن‌ها نیز تلقی می‌کنم. ادامه خواندن پس از دو سال، تدوام راه