دو کنش اعتراضی دیگر در پشتیبانی از جنبش جلیقه‌زردها

پس از انتشار طوماری با عنوان « ما دیگر هالو نیستیم » از سوی جمعی از هنرمندان در فرانسه، و واکنش جمعی از جلیقه‌زردها در اعلامیه‌ای با عنوان « هنرمندان، کار ما از این حرف‌ها گذشته است »، کنش‌های مبارزاتی و اعتراضی دیگری در فرانسه صورت می‌گیرد که نشانه‌ی توسعه و تعمیق مطالبات جنبش جلیقه‌زردها، به‌ویژه در تقابل با زرادخانه‌ی سرکوب و تحریف دولت و سگ‌های نگهبانش در قالب رسانه‌هاست. رسانه‌هایی که مردم این روزها به جای média آن را merdia ( گُه‌رسانه : ترکیب دو کلمه‌ی  merde ، گُه و کثافت، و média ) می‌نامند. ادامه خواندن دو کنش اعتراضی دیگر در پشتیبانی از جنبش جلیقه‌زردها

بازی زبان و زمان

 

تشبیه استعاری نیچه در سه دگردیسی ( شتر ـ شیر ـ کودک ) در کاربست روزمره‌اش در زیسته‌های محسوس برای من خاصیتی درمانی دارد. گذر مداوم از بندگی خودخواسته و بردوش گرفتنِ بار هرچه هست، به سرتافتن از تمکین با نقد و نفی، و سرانجام به کشف و ابداعِ دائم کودکی و معصومیت در درون خویش.

برای Unschuld ( آلمانی ) ، innocence ( فرانسوی و انگلیسی ) ، در فارسی معادل‌هایی چون معصومیت، بی‌گناهی، بی‌تقصیری، بی‌آلایشی و بی‌غشی، ساده‌دلی به کار می‌توان برد. در ریشه‌شناسی کلمه‌ی innocence در فرانسوی،این کلمه را از ریشه‌ی  هند و اروپاییِ Nek یا Nok  ( مسبب مرگ کسی بودن )،  افعالی چون Noyer ( غرق کردن ) و Nuire ( آسیب رساندن ) را نیز از همین ریشه می‌دانند، که با پیشوند منفی‌کننده‌ی in  معنایی نزدیک به ” آسیب نرساندن ” و « نمیراندن » نیز می‌دهد. ادامه خواندن بازی زبان و زمان

پس‌لرزه‌هایی از جنبش جلیقه‌زردها و ترک برداشتن بدیوئیسم در ایران

 

در نوشته‌های پیشین‌ام درباره‌ی واکنش ـ بی‌واکنشی جریان‌های سیاسی ـ فرهنگی ایرانی به جنبش جلیقه‌زردها نکته‌هایی را مطرح کردم. به‌ویژه در پایانِ متنی با عنوان «جنبش جلیقه‌زردها در مصاف با گل‌آلودگی‌های ژیژکی  » آورده بودم :

[ چپ‌های سنتی ( با ایده‌ئولوژی‌های تحزب و ضرورت انقلابیونِ حرفه‌ای نوعِ لنینی ) ضمن دفاع مشروط! از این جنبش، آن را ” گرفتارِ بختکِ آنارشیسم ” دانسته و همچنان به آیه‌های منسوخِ و تئوری‌های موهوم درباره‌ی یک “جنبشِ ناب طبقاتی به رهبری حزب پرولتاریا ” چسبیده‌اند. ادامه خواندن پس‌لرزه‌هایی از جنبش جلیقه‌زردها و ترک برداشتن بدیوئیسم در ایران

اثر ترجمه‌های بد

امروز به هنگام نوشتن مطلبی در باره‌ی زبان و بازی، و نیز استناد به متن‌هایی از نیچه، به مقاله‌ای به زبان فارسی برخوردم که شباهت‌اش با موضوع مورد نظر نظرم را به‌شدت جلب کرد. عنوان این مقاله « تفسیر فلسفه نیچه بر مبنای مفهوم بازی » است که در سومین شماره‌ی « حکمت و فلسفه »، پاییز ۱۳۹۳ منتشر شده است. ( و در اینترنت در دسترس است ). ادامه خواندن اثر ترجمه‌های بد

خبر ناگوار تجدید چاپ ” جامعه‌ی نمایش “!

 

امروز دو پیام از خوانندگان این وب‌سایت دریافت کردم: اولی با حسن‌نیت انتشار این چهارمین چاپ را به من تبریک گفته بود و دومی از من پرسیده بود که آیا خطاهای تایپی چاپ‌های پیشین این بار تصحیح شده است یا نه. به پیام‌دهنده‌ی اول پاسخ دادم که من از انتشار این چاپ جدید اطلاع نداشته‌ام و آن‌چه در زیر می‌آید مربوط به دومین پرسش است که چه‌بسا برای سایر خوانندگان علاقمند به این کتاب نیز بی‌فایده نباشد. ادامه خواندن خبر ناگوار تجدید چاپ ” جامعه‌ی نمایش “!

هنرمندان، کار ما از این حرف‌ها گذشته است!

آری، جنبش جلیقه‌زردها ادامه دارد! با وجودی که قدرت دولتی در فرانسه هارتر و سبعانه‌تر از پیش برای سرکوبِ آن هیچ حد و مرزی در وقاحت و خشونت نمی‌شناسد. تا بدان‌جا که چند روز پیش شماری از هنرمندانِ عرصه‌های مختلف نیز، “سرانجام” واکنش نشان دادند و طومار و عریضه‌ای با ۱۵۰۰ امضاء در ابراز انزجار یا برآشفتگی‌شان از شدت این سرکوب‌ها منتشر کردند.

در پاسخ به این عریضه، شماری از جلیقه‌زردها متنی منتشر کرده‌اند که وب‌سایتِ À contretemps آن را همراه با مقدمه‌ی کوتاهی بازتاب داده است. ادامه خواندن هنرمندان، کار ما از این حرف‌ها گذشته است!

کاتدرالِ دل را نجات دهیم ـ کاربردِ دیگری برای نوتردامِ پاریس

 

گاهی در ترجمه‌ها و نوشته‌هایم نام ژان مِلیه و گفته‌ای از او آمده است. کشیش و فیلسوف فرانسوی ( ۱۷۲۹-۱۶۶۴) که نقدهایش از کلیسا و دستگاه روحانیت مسیحی بسیار رادیکال بود.

پریشب با خواندن متنی از یک کشیش دیگر فرانسوی، به یکی از دوستان نوشتم که گویا ملیه پس از چند قرن دوباره زنده شده است!

این بار، و فعلاً، کشیش ما گمنام است. متنی که نوشته است، با امضای « یک کشیش روستایی در بازدید از پاریس » در واکنش به آتش‌سوزی اخیر کلیسای جامع یا کاتدرال نوتردامِ پاریس است. ادامه خواندن کاتدرالِ دل را نجات دهیم ـ کاربردِ دیگری برای نوتردامِ پاریس

کورنلیوس کاستوریادیس- بخش دوم: منطقِ پروژه‌ی انقلابی

 

بخش اول این متن:ریشه‌های ذهنی پروژه‌ی انقلابی

 

منطقِ پروژه‌ی انقلابی

انقلاب سوسیالیستی خواهانِ دگردیسیِ جامعه از طریق کنشِ خودمختار آدمیان و برقراری جامعه‌ای است که به‌منظور خودمختاری همگان سازماندهی شود. این یک پروژه است.  یک قضیه‌ی ریاضی یا نتیجه‌گیری از برهانی اثباتی نیست که نشان‌دهنده‌ی رویدادی اجتناب‌ناپذیر باشد، حتا تصور چنین برهانی پوچ و آبسورد است. اما با این‌حال این پروژه یک اتوپیا، یک ادای ایمان یا یک شرط‌بندی خودسرانه هم نیست. ادامه خواندن کورنلیوس کاستوریادیس- بخش دوم: منطقِ پروژه‌ی انقلابی

الجزایر در آستانه‌ی شکفتگی است

این روزها برخورد اغلب رسانه‌ها و شبکه‌های فارسی‌زبان به جنبش مردمی کنونی در الجزایر همانند برخوردشان به جنبش جلیقه‌زردها در فرانسه است. شاید با بی‌اعتناییِ بیشتر. ترجمه‌ی متنی که می‌خوانید اقدام کوچکی برای شکستن این فضای سکوت است. مترجم

الجزایر در آستانه‌ی شکفتگی[1] است

نوشته‌ی محمد حربی و نجیب سیدی موسی

ظهورِ ناگهانی حرکتِ مردمی در ۲۲ فوریه گسستِ عظیمی در تاریخ ما و نیز در تاریخ کشورهای شمالِ آفریقاست. باید این گسست را استحکام و عرصه‌ی ممکنات را گسترش بخشید. امروز الجزایری‌ها نخستین پیروزی را به دست آوردند. ادامه خواندن الجزایر در آستانه‌ی شکفتگی است

درخش‌های فوگ‌‌ در زردْ ماژور

 

پیش از این با ترجمه‌ی متنی از فِردی گومز Freddy Gomez با عنوان “زمستان دگردیسی‌ها” (در واکاوی جنبش جلیقه‌زردها)، او و وب‌سایت ارزنده‌اش À contretemps را به‌اختصار معرفی کرده بودم. او در این مدت در وب‌سایت‌اش متن‌های تحلیلی بسیار خوبی، به قلم خودش و دیگران، در باره‌ی این جنبش منتشر کرده است. نخستین نوشته‌ی خودِ او در باره‌ی جنبش جلیقه‌زردها با عنوان “بازی‌ها و داوهای یک انشعابِ پخشیده” Jeux et enjeux d’une sécession diffuse در اواخر دسامبر ۲۰۱۸ منتشر شد. دومین متن او در همین باره به تاریخ ۱۸ فوریه ۲۰۱۹ با عنوان Éclats de fugue en jaune majeur “درخش (تراک،تکه)های فوگ در زرد ماژور” منتشر شد. و من بی‌درنگ و با اشتیاق به ترجمه‌اش رو آوردم با این طرح که سپس اگر فرصت یابم مقاله‌ی نخست او را نیز، که در واقع پیش‌زمینه‌ی متن کنونی است، به فارسی برگردانم. ادامه خواندن درخش‌های فوگ‌‌ در زردْ ماژور

Behrouz Safdari