برچسبغزه

غزه‌ی نگفتنی

گفتنِ آن‌چه نگفتنی‌ است. کاری که پریمو لِوی، که در ۲۴ سالگی به آشویتس فرستاده شده بود، سعی کرد انجام دهد. نه فقط روایتِ شکنجه، خشونت، گرسنگی، استیلای مرگ، بلکه توصیفِ سختیِ زنده‌ماندن و خود را بازساختن. تصاویرِ تن‌های به‌شدت لاغرشده‌ای که از غزه دریافت می‌کنیم یادآور همان چیزی است که نیروهای متفقین در سال ۱۹۴۵ در اردوگاه‌های مرگ کشف کردند. در دلِ قرنِ ۲۱‌اُم، رهبران کشوری که می‌گویند بسیار شبیه...

زندگی معمولی، فاجعه‌ی معمولی، در جهانی گرفتارِ بی‌شرفی

از دیشب، مثل میلیون‌ها نفر دیگر، ناظر «رقصِ مردگان»‌ در اجرای تراژیک ـ کمیکِ آتش‌بس به رهبر ارکستریِ مقام معظمِ کاخ سفید به سر می‌برم. امروز صبح از رادیو به «نظری به مطبوعات جهان» گوش می‌کنم. پیش‌تر هم نوشته بودم که طی سال‌های اخیر «رادیو فرهنگ» در فرانسه نیز به خیلِ رسانه‌های جذبِ ولایتِ نمایش پیوسته است، اما هنوز جسته‌گریخته هستند روزنامه‌نگارانی که شرف انسانی در وجودشان خشک نشده است، بنابراین...

خیره به عفریت جنگ

چهارده ماه پیش در متنی با عنوان «گم‌شو جنگ، مواخذه‌ی صهیونیسم» نوشته بودم:« همه‌ی این مقدمه را شکسته‌بسته نوشتم تا بگویم چرا عبارتِ گم‌شو جنگ اولین ترجمه‌ی حال‌مایه‌ یا حالت عاطفیِ من به‌ویژه در این مدتی است که جنگ و قتل‌عام در فلسطین بار دیگر زبانه‌‌های زندگی‌کُش بربریت را شعله‌ور کرده و جنگ‌افروزانِ این جهان واژگونه و دیوسیرت برای تسری آن به ایران آماده می‌شوند.»و حالا می‌بینیم آن آماده‌شدن...

بایگانی

برچسب‌ها