بایگانی برچسب‌ها : گی دوبور

شاعرانه‌سازیِ هستی – بخش دوم

psychogéo

شعر در شهر

یله‌گردی

پس هدفِ I.S. ساختنِ زندگی‌یی آکنده از شعر بود. اما چگونه می‌توان در فضایی شهری که چیدمان و سامانه‌بندی‌اش پاسخی به الزامات فایده‌مندانه و تکنیک‌گرایانه است به گونه‌ای شاعرانه زیست؟ چگونه می‌توان در شهر سکونت گزید هنگامی که چنان که پاتریک مارکولینی نیز خاطرنشان می‌کند:

جابه‌جایی‌ها در فضای شهری در انقیاد همان عقلانیتی هستند که به سیستم سرمایه‌داری نظم و ترتیب می‌بخشد: عقلانیتی ابزاری که تعیین‌کننده‌ی کاراترین وسایل برای اهدافی است که در بیرون طرح می‌شوند.[1] ادامه خواندن شاعرانه‌سازیِ هستی – بخش دوم

صور اسرافیل و مارکسِ شیپورچی

 

la_trompette

پیش از این در نوشته‌هایم از دوستی به نام پاتریک مارکولینی یاد کرده و از او متن‌هایی نیز ترجمه کرده‌ام ( به‌ویژه مقاله‌های « در شناختِ رادیکالیته» و « به‌سوی یله‌گردی از طریق روان‌جغرافیا». او که سرپرستی مجموعه‌ای به نام versus در انتشاراتِ L’échappée را برعهده دارد، پیوسته لطف می‌کند و از کتاب‌های منتشرشده‌شان برایم می‌فرستد. چهار کتابی که تازگی‌ها برایم فرستاده هرکدام ارزشی ویژه دارند و همگی در چشم‌انداز یگانه‌ای جا می‌گیرند. ادامه خواندن صور اسرافیل و مارکسِ شیپورچی

هم‌ریزگاه

conflu-2

 

کسانی که از انقلاب و مبارزه‌ی طبقاتی سخن می‌گویند بی‌آن‌که صریحاً به زندگی روزمره استناد کنند، بی‌آن‌که بفهمند چه چیزِ بنیان‌براندازی در عشق و چه چیز ایجابی‌ و مثبتی در نپذیرفتنِ اجبارها نهفته است، چنین کسانی جنازه‌ در دهان دارند.

( رائول ونه‌گم، رساله‌ی زندگی‌دانی، فصل یکم، بی‌معناییِ معناشده، بند ۴.)

ادامه خواندن هم‌ریزگاه

بخش دوم: رمانتیسم انقلابی، امروزه

livre P. Marcolini

 

اشاره:

جا دارد اشاره کنم، که به هنگام ترجمه‌ی متن حاضر، پی بردم که ترجمه‌ای به فارسی از متنِ بسیار مهمِ گی دوبور، « گزارش درباره‌ی ساختنِ موقعیت‌ها» روی اینترنت منتشر شده است. زحمتِ این ترجمه را نیز ایمان گنجی کشیده و روی همان سایت عصب‌سنج منتشر کرده است. من قبلاً ترجمه‌ی ایمان گنجی از متن دیگری از سیتواسیونیست‌ها ( تزهایی درباره‌ی کمون پاریس ) را در همین وب‌سایت‌ام بررسی و نقد کردم و از راه مقایسه با یک ترجمه‌ی جدید، نشان دادم که ترجمه‌ی ایمان گنجی چه خطاهای وخیمی دارد. ادامه خواندن بخش دوم: رمانتیسم انقلابی، امروزه

انترناسیونال سیتواسیونیست و مشاجره‌ی رمانتیسم انقلابی

 

livre P. Marcolini

چندی پیش این ایده در ذهنم نشست که در دنباله‌ی نکته‌هایی که درباره‌ی مسئله ترجمه و زبان مطرح کرده‌ام به آرای آنتوان بِرمَن اشاره کنم و به‌ویژه به نظراتش در باره‌ی جایگاه ترجمه در رمانتیسمِ آلمان بپردازم، زیرا جای چنین دیدگاهی را در عرصه‌ی نقد و نظر، و پژوهش در قلمروِ معنای مدرن شعر خالی می‌بینم. به خصوص این‌که استنادِ محوری من برای بررسی شعر و تعریفی که برایش می‌جویم، مفهومِ جنبشِ رمانتیک‌ها همچون خاستگاه جنبش‌های پیشاهنگِ قرن گذشته ( اکسپرسیونیسم، دادائیسم، سوررئالیسم و جنبش سیتواسیونیستی) را در بر می‌گیرد. ادامه خواندن انترناسیونال سیتواسیونیست و مشاجره‌ی رمانتیسم انقلابی

بخشی از سیاره‌‌ی بیمار،

couv planète malad_

باز هم مرگ و ترور. و این جریان مرگبار همچنان ادامه خواهد یافت تا زمانی که جامعه بتواند به ریشه‌ی مسائل بپردازد، یعنی به انسان. اگر تا آن‌هنگام سرمایه، قدرت و بلایای آن جامعه‌ای باقی بگذارد.

با رویداد خونین ماه ژانویه در پاریس، مطلبی منتشر کردم با عنوان « تروریست‌ها زاده‌ی ترور حاکم بر جهان اند ». این سخن را ناگزیر باید همچنان تکرار کنم. ادامه خواندن بخشی از سیاره‌‌ی بیمار،

برخه و برخی

در یکی از زیرنویس‌های ترجمه‌ی جامعه‌ی نمایش نوشته بودم:
« در این متن واژه‌ها از منطقِ اشتقاقِ ساختارمندی پیروی می‌کنند که همگونیِ شکیلی به کاربردِ مشتقاتِ فعلی می‌بخشد. این امکان را زبانِ کنونیِ فارسی به ما نمی‌دهد. ادامه خواندن برخه و برخی

گداری در میان ترجمه

10906259_1380502252251982_6694926499740012257_n

با خواندن پانزدهمین بند از پیش‌پاافتاده‌های بنیادی، نیمی از این متن را، که شامل سی بند است، خوانده‌اید. گمان می‌کنم بی‌فایده نباشد در میانه‌ی این رود خروشان به خوانندگانِ این متن راه‌نشانه‌هایی پیش‌نهاد کنم، نکته‌هایی که شاید بتوانند همچون جاپاهایی محکمْ کارکردِ گداری را داشته باشند بر این سیاله‌ی سرکشی که بی‌دقت و بی‌گدار نمی‌توان به ژرفا و گستره‌اش پی برد. ادامه خواندن گداری در میان ترجمه

سینمای گی دبور، بخش سوم

depass art

فراگذشتن از هنرـ از شعارهای مه ۶۸ در پاریس

این عبارت دخل‌وتصرفی است در جمله‌ی معروف مارکس : « فیلسوفان کاری جز تعبیرِ کردن جهان به شیوه‌های گوناگون نکرده‌اند، اما آن‌چه اهمیت دارد تغییر دادنِ آن است. » دوبور، در دخل‌وتصرفی که در فیلم جانی گیتار می‌کند، نه فقط به بیوگرافی خودش به شکلی طنزآمیز ــ با آمیختنِ هنر و زندگی در حافظه‌اش ــ  اشاره می‌کند، بلکه همچنین نظرش را درباره‌ی تاریخِ سینما اعلام می‌کند، و با تصاحب کردنِ مجددِ این لحظه در تاریخِ سینما و در تاریخ جهان‌شمول،  نمونه‌ای پیچیده و مستقیم از دگرگون‌سازی جهان ارائه می‌دهد. این نمونه‌ی سرمشق‌گونه‌ای است از آن‌چه دوست‌اش وی‌ینه آن را « ذهنیتِ رادیکال » می‌نامد. ادامه خواندن سینمای گی دبور، بخش سوم

سینمای گی دوبور، بخش دوم

un film

دوبور در کتاب مدیحه، که اتوبیوگرافیِ او در سال ۱۹۸۹ است، توضیح می‌دهد که چرا در این متن از نقل‌قول‌ها استفاده می‌کند تا انتسابِ آشکار متن به شسلوفسکی را در فیلم کمی بیشتر روشن کند: ادامه خواندن سینمای گی دوبور، بخش دوم