بایگانی برچسب‌ها : هانری لوفه‌ور

شاعرانه‌سازیِ هستی – بخش دوم

psychogéo

شعر در شهر

یله‌گردی

پس هدفِ I.S. ساختنِ زندگی‌یی آکنده از شعر بود. اما چگونه می‌توان در فضایی شهری که چیدمان و سامانه‌بندی‌اش پاسخی به الزامات فایده‌مندانه و تکنیک‌گرایانه است به گونه‌ای شاعرانه زیست؟ چگونه می‌توان در شهر سکونت گزید هنگامی که چنان که پاتریک مارکولینی نیز خاطرنشان می‌کند:

جابه‌جایی‌ها در فضای شهری در انقیاد همان عقلانیتی هستند که به سیستم سرمایه‌داری نظم و ترتیب می‌بخشد: عقلانیتی ابزاری که تعیین‌کننده‌ی کاراترین وسایل برای اهدافی است که در بیرون طرح می‌شوند.[1] ادامه خواندن شاعرانه‌سازیِ هستی – بخش دوم

به سوی رمانتیسمی انقلابی

COUV_LEFEBVRE_HD_WEB

متنی که می‌خوانید ترجمه‌ی نوشته‌ای است از رمی هس Remy Hess در معرفی کتابِ به سوی رمانتیسمی انقلابی، نوشته‌ی هانری لوفه‌ور. او نخست در دانشگاه شاگرد هانری لوفه‌ور بوده، سپس به دوست او، و سرانجام به یکی  از مهم‌ترین شارحان و مروّجان آثار و اندیشه‌ی او تبدیل می‌شود و متن‌ها و کتاب‌هایی بسیار اساسی در این زمینه می‌نویسد. او بارها هوشمندانه توضیح داده که چرا جریان فرنچ‌تئوری و پسامدرنیسم ( چه دیروز در سیمای کسانی چون فوکو و دریدا ) و چه امروز در چهره‌ی آواتارهایش، یعنی بدیو و شرکا، به عنوان متولیان اکول نورمال سوپریور، با انتزاع‌گری‌ها و «ناممکن »سرایی‌های لاهوتیِ خود سد و مانعِ اصلی در برابر راه و صدای هانری لوفه‌ور و پراکسیسِ ممکن‌سازیِ او بوده و هستند. ادامه خواندن به سوی رمانتیسمی انقلابی

در حاشیه‌ی ترجمه‌ی آثار هانری لوفه‌ور به فارسی

 

hen

در یکی از نوشته‌های پیشین در باره‌ی مفهوم رمانتیسم انقلابی در اندیشه‌ی هانری لوفه‌ور و سیتواسیونیست‌ها، از مقدمه‌ی بسیار خوبی که رمی هس با همکاری شارلوت هس به مناسبت بازچاپِ کتابِ هانری  لوفه‌ور، به‌سوی رمانتیسمی انقلابی، نوشته است یاد کردم.

این روزها همزمان با ترجمه‌ی این مقدمه به فارسی ( در راستای طرح‌ام برای ترجمه‌ی همه‌ی این متنِ لوفه‌ور)  نوشته‌ها  و اخباری در باره‌ی هانری لوفه‌ور به زبان فارسی دیدم که مرا به نوشتن این یادداشت برانگیخت. ادامه خواندن در حاشیه‌ی ترجمه‌ی آثار هانری لوفه‌ور به فارسی

بخش دوم: رمانتیسم انقلابی، امروزه

livre P. Marcolini

 

اشاره:

جا دارد اشاره کنم، که به هنگام ترجمه‌ی متن حاضر، پی بردم که ترجمه‌ای به فارسی از متنِ بسیار مهمِ گی دوبور، « گزارش درباره‌ی ساختنِ موقعیت‌ها» روی اینترنت منتشر شده است. زحمتِ این ترجمه را نیز ایمان گنجی کشیده و روی همان سایت عصب‌سنج منتشر کرده است. من قبلاً ترجمه‌ی ایمان گنجی از متن دیگری از سیتواسیونیست‌ها ( تزهایی درباره‌ی کمون پاریس ) را در همین وب‌سایت‌ام بررسی و نقد کردم و از راه مقایسه با یک ترجمه‌ی جدید، نشان دادم که ترجمه‌ی ایمان گنجی چه خطاهای وخیمی دارد. ادامه خواندن بخش دوم: رمانتیسم انقلابی، امروزه

انترناسیونال سیتواسیونیست و مشاجره‌ی رمانتیسم انقلابی

 

livre P. Marcolini

چندی پیش این ایده در ذهنم نشست که در دنباله‌ی نکته‌هایی که درباره‌ی مسئله ترجمه و زبان مطرح کرده‌ام به آرای آنتوان بِرمَن اشاره کنم و به‌ویژه به نظراتش در باره‌ی جایگاه ترجمه در رمانتیسمِ آلمان بپردازم، زیرا جای چنین دیدگاهی را در عرصه‌ی نقد و نظر، و پژوهش در قلمروِ معنای مدرن شعر خالی می‌بینم. به خصوص این‌که استنادِ محوری من برای بررسی شعر و تعریفی که برایش می‌جویم، مفهومِ جنبشِ رمانتیک‌ها همچون خاستگاه جنبش‌های پیشاهنگِ قرن گذشته ( اکسپرسیونیسم، دادائیسم، سوررئالیسم و جنبش سیتواسیونیستی) را در بر می‌گیرد. ادامه خواندن انترناسیونال سیتواسیونیست و مشاجره‌ی رمانتیسم انقلابی

در باره‌ی مفهومِ لحظه در اندیشه‌ی هانری لوفه‌ور

hess

این متن ادامه‌ی نوشته‌ی قبلی من ( سرنوشت و سرنوشته) است و ترجمه‌ی بخشی از کتابی است نوشته رِمی هس، درباره‌ی هانری لوفه‌ور. رمی هس از دانشجویان سابق لوفه‌ور بوده و یکی از معتبرترین شارحان و ترویج‌دهندگان آثار و اندیشه‌ی لوفه‌ور است.

در ترجمه‌ی این متن همان مشکلی را داشتم که در معادل‌یابی دو واژه‌ی سرنوشت destin و سرنوشتِ خودساخته destinée پیش آمد، این بار برای دو کلمه‌ی تقریباً متردافِ instant و moment. فعلاً اولی را « آن و لمحه» و دومی را « لحظه» ترجمه کردم. ادامه خواندن در باره‌ی مفهومِ لحظه در اندیشه‌ی هانری لوفه‌ور

هانری لوفه‌ور:نیچه و عقل‌ستیزیِ آلمانی؛نیچه و فاشیسمِ هیتلری

hen

نیچه و عقل‌ستیزیِ آلمانی

شلینگ در جستاری درباره‌ی اسطوره‌شناسی، تفسیری رومانتیک از اساطیر پیش نهاده بود. به نظر او، این اساطیر نه افسانه‌اند، نه فانتزی‌های تخیل، نه حکایت‌هایی تحریف‌شده، نه نمادهایی انتزاعی، نه ابداعاتِ اولیای دین، و نه سرانجام پیش‌طرح‌های یک اندیشه‌ی عقلانی، بل‌که تبیین‌هایی از یک اندیشه‌اند که به‌طور کیفی متفاوت از اندیشه‌ی مفهومی است. در این نظریه، اسطوره‌ها بیانِ مستقیمِ طبیعت هستند.

یکی از استادانِ نیچه، ژاکوب بورکهارت، تاریخ را یادآوری و فراخوانیِ جادوییِ گذشته می‌دانست ـــ و تراژدی را آیینِ رستاخیزِ قهرمانانِ مرده. ادامه خواندن هانری لوفه‌ور:نیچه و عقل‌ستیزیِ آلمانی؛نیچه و فاشیسمِ هیتلری

نیچه‌ی لوفه‌ور در مقابلِ نیچه‌ی لوکاچ

Lefebvre Nietzsche_

فاشیست‌شدنِ نیچه، برای بار دوم!

هر اثری را که دوست داشته‌ام، از ادبیات، شعر، رمان، نقاشی گرفته تا سینما و تئاتر و موسیقی، و حتا آثارِ روان‌کاوی چون اوتو رانک، آفرینندگان‌شان دوستدار و شیفته‌ی نیچه بوده‌اند. حتا آنانی که ناقدِ این یا آن جنبه از افکار و این یا آن عبارتِ نیچه بوده‌اند. برای مثال رائول ونه‌گم، که با شیوه‌هایی از بیان نیچه مخالف است، اما نخستین کتابش « رساله‌ی زندگی‌دانی» سراسر حال و هوایی نیچه‌ای دارد؛ و روزی در خانه‌اش کتاب استفان تسوایک، «جدال با دیوِ درون»، درباره‌ی نیچه را به عنوان کتابِ بالینی‌اش به من نشان داد؛ یا زمانی به من توضیح داد که چرا نیچه را عزیزترین و گران‌قدرترین دشمنِ خود می‌داند! نمونه‌ی دیگر این گونه شیفتگانِ نیچه، هانری لوفه‌ور است که به رغم نقدهایش به آثارِ دوره‌ی واگنری نیچه، « شکوه‌های آریان» نیچه را نیرومندترین متن موجود می‌داند.
رابطه‌ و نیاز خودم به نیچه را شاید بتوانم با کمک این عبارت از او خلاصه کنم: ما هنر را داریم برای این‌که از فرطِ حقیقت نمیریم. اندیشه‌ی نیچه را بخشی از چنین هنری می‌دانم. ادامه خواندن نیچه‌ی لوفه‌ور در مقابلِ نیچه‌ی لوکاچ