بایگانی برچسب: s

پژواکی از شعر و واقعیتِ امروز

صبحِ من امروز با خواندن دو پیام آغاز شد. یکی به‌فارسی از سوی خواننده‌ای که با خواندن ترجمه‌‌ام از کتاب شعر و واقعیت روبرتو خواروز، با جمله‌هایی سرشار از قدرشناسیِ سخاوتمندانه  و صمیمت همدلانه از  جایگاهِ حیاتی شعر گفته بود، و دیگری پیامی بود به فرانسوی در ارتباط با انتخاباتِ اخیر در برزیل همرا با متنی از کاستوریادیس، به نام راهِ بی‌برون‌رفت. ( که متأسفانه فعلاً مجال ترجمه‌کردن‌اش را ندارم). ادامه خواندن پژواکی از شعر و واقعیتِ امروز

ما و خوابِ خرابِ جهان

music-spiral-jpg

هر بار كه‌ بخواهیم‌ با در تقابل‌ نهادن‌ مافیا و دولت‌ چیزی‌ را توضیح‌ دهیم‌، در اشتباه‌ خواهیم‌ بود: این‌ دو هیچ‌گاه‌ با هم‌ در رقابت‌ نیستند. تئوری‌ به‌ سهولت‌ آن‌چه‌ را كه‌ همه‌ی‌ شایعاتِ زندگی‌ پراتیك‌ به‌سادگی‌ نشان‌ داده‌ بود تصدیق‌ می‌كند. مافیا در این‌ جهان‌ غریبه‌ نیست‌؛ كاملاً در خانه‌ی‌ خویش‌ است‌. در برهه‌ی‌ نمایش‌گری‌ انتگره‌، مافیا درواقع‌ همچون‌ الگوی‌ همه‌ی‌ شركت‌های‌ پیشرفته‌ی‌ تجاری‌ حاكم‌ است‌.

ادامه خواندن ما و خوابِ خرابِ جهان

در بازآوایی با انتشار فارسی اعلامیه‌ی حقوق موجود انسانی

جلد اعلامیه

 

سرانجام پس از سال‌ها انتظار ترجمه‌ی فارسی کتاب دیگری از رائول ونه‌گم با عنوان اعلامیه‌ی حقوق موجود انسانی ــ در باره‌ی خودفرمانی زندگی چونان فراگذشتن از حقوقِ بشر، به همت نشر کلاغ در تهران منتشر شد.

محتوای این کتاب فهرست‌وار شامل چهار متنِ نظریِ پایه‌ای و سپس طرح حقوق انسانی در ۵۸ ماده است: ادامه خواندن در بازآوایی با انتشار فارسی اعلامیه‌ی حقوق موجود انسانی

ورزش، افیون توده‌ها

Saxifraga_paniculata

چندی پیش یکی از دوستان می‌گفت که در طول مسابقات جام جهانی اخیر، « ایران یک ماه تمام به حال اغما فرو رفت ». می‌دانیم که این اغما گستره‌ای جهانی داشت. آیا می‌توان این پدیده‌ی پیچیده را در معرض نظریه‌ی انتقادی قرار داد؟ آیا طرح این پرسش به سختیِ رویشِ گلی خاراشکن در میان صخره‌های عادات و اعتقادات نیست؟ ادامه خواندن ورزش، افیون توده‌ها

برای پایان‌دادن به مفهوم امپریالیسم

music-spiral-jpg

به روال همیشه، این‌بار نیز برای بافتارمندسازی [ contextualisation ] متنی که ترجمه‌ی فارسی‌اش را در این مقاله آورده‌ام و پژواک‌های گوناگون آن با احوال و افکار و زیسته‌های شخصی‌ام، قطعه‌وار به نکته‌هایی اشاره می‌کنم. ادامه خواندن برای پایان‌دادن به مفهوم امپریالیسم

رمانتیسم انقلابی چیست؟

 

romantisme revolutionnaire

اغلب ترجمه‌هایی که طی این سال‌ها عرضه کرده‌ام از روی نیازم به معرفیِ مفهوم‌ها و معنی‌هایی بوده که غیابِ آن‌ها در قلمروِ نقد و نظرِ فارسیِ معاصر مشکل و مانعِ اصلی در راهِ من برای طرح و بیانِ چشم‌اندازِ اندیشگی‌ام بوده است. به عبارت دیگر، بخشی از این ترجمه‌ها برایم « زیرنویس »هایی پیشاپیش بوده از متنی که سپس خواهم نوشت! ادامه خواندن رمانتیسم انقلابی چیست؟

چشمانِ مرکبِ فروغ فرخزاد و محمد مختاری

فروغمختاری

ریشه و محور اصلیِ نقد و نگاهی که من می‌کوشم با ترجمه‌ها و نوشته‌هایم به زبان فارسی در اشاعه‌اش سهمی ادا کنم، شعر است، به معنا و در جایگاهی که با آغازِ شعرِ مدرن ( برای مثال رمبو و لوتره‌آمون در زبان فرانسوی)، جنبش‌های هنری پیشاهنگ ( لتریسم، سوررئالیسم، جنبشِ سیتواسیونیستی) و نیز در آثار نیچه به مثابه « فیلسوف ـ شاعر» داشته است. ادامه خواندن چشمانِ مرکبِ فروغ فرخزاد و محمد مختاری

در شناختِ رادیکالیته، بخش سوم، سرپیچی از جهانِ بدکردار

Collectif-Radicalité

گسستن از نظام

همان‌گونه که پیش‌تر توضیح دادیم، رادیکال بودن یعنی این نظام و سیستم را با در نظر گرفتن ابعادِ چهارگانه‌‌ی اقتصادی، تکنولوژیک، فرهنگی و سیاسیِ آن مؤاخذه کردن و علتِ مسأله دانستن ــ و مجموعه‌ی این ابعاد را بدون نادیده گرفتن هیچ‌کدامْ موضوعِ نقدِ یگانه‌ای قرار دادن. اما نقد برای رادیکال بودن باید همچنین این مؤاخذه‌ را چنان ژرفا بخشد که موجبِ گسستی راستین از این سیستم شود. و این مشخصاً همان کاری است که روشنفکرانِ معترضی که اکنون مُدشده و باب روز هستند انجام نمی‌دهند ادامه خواندن در شناختِ رادیکالیته، بخش سوم، سرپیچی از جهانِ بدکردار

در شناختِ رادیکالیته؛ بخش دوم

Collectif-Radicalité

بااین‌حال، موفقیتِ  سرمایه‌داریِ صنعتی فقط در صورتی میسر بود که بتواند الگوی انسان‌شناسیکِ خودش را ـ یعنی الگویی فرهنگی ـ در انطباق با گسترش‌یابی‌‌اش از خود تراوش دهد، و این الگو به تدریج جانشین الگوهای پیشین شد: انسانِ اقتصادی Homo œconomicus ، یک انسانِ محاسبه‌گرِ عقلانی ( امری که الزاماً به معنی برخورداری از درایت‌‌ نیست ) که همواره در پیِ منافع خصوصیِ خویش است. خطا خواهد بود اگر دامنه‌ی این الگو را فقط به چهره‌هایی چون کارفرما به‌سبکِ فرانسوی یا پسرطلایی golden boy به‌سبکِ آمریکایی محدود کنیم: برعکس، الگوی مزبور امروزه در سراسر کره‌ی زمین بازتولید می‌شود، ادامه خواندن در شناختِ رادیکالیته؛ بخش دوم

در شناختِ رادیکالیته؛ دنباله و افزوده‌ای بر نقد فرنچ‌تئوری

Collectif-Radicalité

چندی پیش دوستم پاتریک مارکولینی چند جلد از کتاب‌های انتشاراتِ L’échappée را که  مسؤولیت مجموعه‌هایی در آن‌جا‌ برعهده‌ی اوست ، برایم فرستاد. عنوانِ یکی از این کتاب‌ها « رادیکالیته؛ ۲۰ اندیشمندِ به‌راستی منتقد » است. با خواندن مقدمه‌ی کتاب و همسویی و اشتراک چشم‌اندازی که میان آن و کتابِ به‌تازگی منتشرشده‌ در بابِ نقد فرنچ تئوری دیدم، دریغم آمد که دست‌کم و فعلاً ترجمه‌ی همین مقدمه را همچون افزوده‌ی طبیعی و متجانس با آن نقد به خوانندگان علاقمند اهدا نکنم. ادامه خواندن در شناختِ رادیکالیته؛ دنباله و افزوده‌ای بر نقد فرنچ‌تئوری