بایگانی برچسب‌ها : نقد ترجمه

نقدی به ترجمه‌ی فارسی شعرهایی از پاز

music-spiral-jpg

در یادداشت‌های پیشینِ مربوط به اکتاویو پاز، اشاره کردم که من در آخرین ماه‌های دهه‌ی شصت، مقاله‌ای در نقد ترجمه‌ی چند شعر از اکتاویو پاز برای نشریه‌ی دنیای سخن فرستادم که یا به مقصد نرسید یا رسید و بختِ انتشار نیافت. آن شعرها را در دنیای سخن شماره ۳۵ ( آبان ۶۹ ) و آدینه شماره ۵۲ ( آذر ۶۹ ) خوانده بودم.

به‌رغم گذشتن ۲۷ سال از عمر این مقاله، و با وجود همه‌ی کمبودهایش، اکنون که دارم نوشته‌های قدیمی‌ام در ارتباط با اوکتاویو پاز را برای اولین بار منتشر می‌کنم، گمان می‌کنم همچنان می‌تواند برای علاقمندان به پاز و مترجمان آثارش نکته‌هایی خواندنی و مفید داشته باشد. دست‌کم این حُسن را دارد که با گذشتن از صافیِ آگاهی و سنجشِ خوانندگان امروز و نسل جدید مترجمان مورد ارزیابی جدیدی قرار می‌گیرد. ادامه خواندن نقدی به ترجمه‌ی فارسی شعرهایی از پاز

ایستگاه دیگری بر سر راه « قطار سراسری سوررئالیسم »

entretiens Breton

 

چندی پیش فرزان نصر ویراست دیگری از مقاله‌ی مشترکمان « قطار سراسری سوررئالیسم» را جهت انتشار برای نشریه‌ی مترجم فرستاد.  پاسخ سردبیر نشریه و جواب‌های ما را در این‌جا می‌آورم: ادامه خواندن ایستگاه دیگری بر سر راه « قطار سراسری سوررئالیسم »

ختنه‌سوران نیچه با شرکت حاجی هیتلر

David_Levine

سردرگمی و سرسپردگی اغلب اندیشه‌ورزان ( روشن‌فکران ) ایرانی در تاریخ معاصر به گمان من می‌تواند دو صفت شاخص یا سرشتارِ اندیشه‌ورزی در این تاریخ محسوب شود. منظور از سردرگمی همان confusion است که من گاهی به پیشنهاد حیدری ملایری آن را “پشش ” ترجمه کرده‌ام. اصلی‌ترین علتِ سردرگمی و پشش، فقر انسجام ِ نظری است.

منظورم از سرسپردگی نیز انقیاد به ایده‌ئولوژی‌ها، اتکا به مصادر و مراجع قدرت، و فقدان استقلال فکری و نظری است.

آن سردرگمی که از مارکس، به سرسپردگی به استالین و مائو و انورخوجه، و بعدها بدیو و ژیژک می رسد، در عرصه‌ی دیگر می‌تواند از نیچه، و به وساطت هایدگر به ستایش هیتلر و موسولینی و ” صوفیِ فاشیست » بینجامد. ادامه خواندن ختنه‌سوران نیچه با شرکت حاجی هیتلر

قطار سراسری سوررئالیسم

entretiens Breton

 

در یکی از مقاله‌های پیشین در این وب‌سایت (http://www.behrouzsafdari.com/?p=2033) نوشته بودم:

« چندی پیش با خواندن سی چهل صفحه‌ی اولِ کتابی با عنوان سرگذشت سوررئالیسم، گفت‌وگو با آندره بروتون، به ترجمه‌ی عبدالله کوثری ( نشر نی، چاپ پنجم، ۱۳۹۴)، نخست از روی شّمِ خود و برپایه‌ی حدودِ آشنایی‌ام با متون سوررئالیستی با خطاهای بسیاری در این ترجمه مواجه شدم و سپس برای اطمینان بیشتر به مقایسه‌ی چندین صفحه از این ترجمه با متن اصلی فرانسوی پرداختم. ادامه خواندن قطار سراسری سوررئالیسم

نیچه در قعر چاه افلاطون

David_Levine

در جریان نوشتن متنی بودم و در جایی از آن به نقل‌قولی از کتاب راه‌گرد و سایه‌اش ( که در ترجمه‌های فارسی با عنوان « آواره و سایه‌اش » منتشر شده ) نیاز پیدا کردم. گرچه به کیفیتِ بد ترجمه‌های موجود از این کتاب به فارسی واقف بودم اما باز به امیدِ صرفه‌جویی در وقت، به دو ترجمه‌ی فارسی از این کتاب نگاهی انداختم. ای کاش چنین نمی‌کردم چراکه بار دیگر آه از نهاد و دود از کله‌ام برخاست، و ضرورتِ نقدی گیریم گذرا و کوتاه از قسمتِ یادشده ( بخش یکم، بند ۱۱) در این دو ترجمه بر ذهنم مستولی شد. ادامه خواندن نیچه در قعر چاه افلاطون

ترجمه به‌مثابه نقد و بحران یا پَرژَن و پَرژَنه

tour-de-Babel-

اخیراً از خبر انتشار دو کتاب  در ایران بسیار خوشحال شدم. یکی فرهنگ ریشه‌شناختی فارسی، (در پنج جلد) از محمد حسن‌دوست، و دیگری تاریخ ترجمه در ایران، از دوران باستان تا پایان عصر قاجار، نوشته‌ی عبدالحسین آذرنگ. هرچند هنوز هیچ‌یک از این کتاب‌ها به دستم نرسیده و اطلاعاتم درباره‌ی آن‌ها محدود به گزارش‌ها و مصاحبه‌هاست، اما صرفِ فعلیتِ یافتن چنین مباحثی در عرصه‌ی کتاب و کتاب‌خوانی را نشانه‌ای نویدبخش از تعمیقِ اندیشه و کاوش در باره‌ی مسئله‌ی بنیانیِ زبان فارسی در دوران جدید می‌دانم. ادامه خواندن ترجمه به‌مثابه نقد و بحران یا پَرژَن و پَرژَنه

پیام به تحریریه‌ی رویدادهای معماری به مناسبت معرفی جنبش موقعیت‌سازان

debord-naked-city

برگرفته از سایت رویدادهای معماری  : http://memari.online/20585/

اگر به این قائلیم که هر متن می‌تواند و باید آغازگر گفت‌وگویی باشد، چه بهتر است که این گفت‌وگو را رو به کسانی بیاغازیم که بر موضوع متن احاطه‌ی کامل دارند. بر همین اساس جستار «کنستانت؛ زدودن مرزهای معماری، سیاست و میل» را برای بهروز صفدری فرستادیم که سال‌ها و سال‌هاست بر موقعیت‌سازان متمرکز است و بدون شک پهنه‌ی این قلمرو را بیش از دیگران پیموده است.
بهروز صفدری نیز با گشاده‌دستی دعوت ما را پذیرا شد. آنچه می‌خوانید پاسخ او است به جستاری که هم‌اکنون می‌توان گفت در مسیر رستگاری است. ادامه خواندن پیام به تحریریه‌ی رویدادهای معماری به مناسبت معرفی جنبش موقعیت‌سازان

بصیرت نزدیک‌ترین زخم به خورشید است.

 

tour-de-Babel-

دو هفته پیش، پس از انتشار مقاله‌ی « کاربردی یا مصرفی »، دوست عزیزم حسن مرتضوی تفسیر و توضیح کوتاهی در این باره در صفحه‌ی فیس‌بوک من نوشت و من نیز به همان صورت پاسخ مختصری به یادداشت او نوشتم. از آن‌جا که همه‌ی خوانندگان این وب‌سایت با فیس‌بوک سروکار ندارند، من آن هر دو یادداشت را در پایین مقاله‌ی حاضر می‌آورم. ادامه خواندن بصیرت نزدیک‌ترین زخم به خورشید است.

نیچه و رمبو در معرضِ عارضه‌ی مشقِ ترجمه

image Nietzscherimbaud

۱-

رؤیا منجم در یادداشت خود بر اولین چاپ ترجمه‌اش از کتابِ نیچه با عنوانِ آنک انسان ( ۱۳۷۴، فکر روز ) پس از سپاسگزاری از ناشر و  ویراستار در مورد انتخاب عنوانِ کتاب نوشته بود: « و من مثل کودکی که از فلسفه و منطق چیزی نمی‌فهمد دوست داشتم اسمِ آن را انسان مصلوب بگذارم، اما باورم بر این است که ناشر و ویراستار بیش‌تر از من می‌دانند، بیش‌تر از من نیچه را می‌شناسند و درست می‌گویند.» ادامه خواندن نیچه و رمبو در معرضِ عارضه‌ی مشقِ ترجمه