بایگانی برچسب‌ها : نقد ترجمه

نیچه در قعر چاه افلاطون

David_Levine

در جریان نوشتن متنی بودم و در جایی از آن به نقل‌قولی از کتاب راه‌گرد و سایه‌اش ( که در ترجمه‌های فارسی با عنوان « آواره و سایه‌اش » منتشر شده ) نیاز پیدا کردم. گرچه به کیفیتِ بد ترجمه‌های موجود از این کتاب به فارسی واقف بودم اما باز به امیدِ صرفه‌جویی در وقت، به دو ترجمه‌ی فارسی از این کتاب نگاهی انداختم. ای کاش چنین نمی‌کردم چراکه بار دیگر آه از نهاد و دود از کله‌ام برخاست، و ضرورتِ نقدی گیریم گذرا و کوتاه از قسمتِ یادشده ( بخش یکم، بند ۱۱) در این دو ترجمه بر ذهنم مستولی شد. ادامه خواندن نیچه در قعر چاه افلاطون

ترجمه به‌مثابه نقد و بحران یا پَرژَن و پَرژَنه

tour-de-Babel-

اخیراً از خبر انتشار دو کتاب  در ایران بسیار خوشحال شدم. یکی فرهنگ ریشه‌شناختی فارسی، (در پنج جلد) از محمد حسن‌دوست، و دیگری تاریخ ترجمه در ایران، از دوران باستان تا پایان عصر قاجار، نوشته‌ی عبدالحسین آذرنگ. هرچند هنوز هیچ‌یک از این کتاب‌ها به دستم نرسیده و اطلاعاتم درباره‌ی آن‌ها محدود به گزارش‌ها و مصاحبه‌هاست، اما صرفِ فعلیتِ یافتن چنین مباحثی در عرصه‌ی کتاب و کتاب‌خوانی را نشانه‌ای نویدبخش از تعمیقِ اندیشه و کاوش در باره‌ی مسئله‌ی بنیانیِ زبان فارسی در دوران جدید می‌دانم. ادامه خواندن ترجمه به‌مثابه نقد و بحران یا پَرژَن و پَرژَنه

پیام به تحریریه‌ی رویدادهای معماری به مناسبت معرفی جنبش موقعیت‌سازان

debord-naked-city

برگرفته از سایت رویدادهای معماری  : http://memari.online/20585/

اگر به این قائلیم که هر متن می‌تواند و باید آغازگر گفت‌وگویی باشد، چه بهتر است که این گفت‌وگو را رو به کسانی بیاغازیم که بر موضوع متن احاطه‌ی کامل دارند. بر همین اساس جستار «کنستانت؛ زدودن مرزهای معماری، سیاست و میل» را برای بهروز صفدری فرستادیم که سال‌ها و سال‌هاست بر موقعیت‌سازان متمرکز است و بدون شک پهنه‌ی این قلمرو را بیش از دیگران پیموده است.
بهروز صفدری نیز با گشاده‌دستی دعوت ما را پذیرا شد. آنچه می‌خوانید پاسخ او است به جستاری که هم‌اکنون می‌توان گفت در مسیر رستگاری است. ادامه خواندن پیام به تحریریه‌ی رویدادهای معماری به مناسبت معرفی جنبش موقعیت‌سازان

بصیرت نزدیک‌ترین زخم به خورشید است.

 

tour-de-Babel-

دو هفته پیش، پس از انتشار مقاله‌ی « کاربردی یا مصرفی »، دوست عزیزم حسن مرتضوی تفسیر و توضیح کوتاهی در این باره در صفحه‌ی فیس‌بوک من نوشت و من نیز به همان صورت پاسخ مختصری به یادداشت او نوشتم. از آن‌جا که همه‌ی خوانندگان این وب‌سایت با فیس‌بوک سروکار ندارند، من آن هر دو یادداشت را در پایین مقاله‌ی حاضر می‌آورم. ادامه خواندن بصیرت نزدیک‌ترین زخم به خورشید است.

نیچه و رمبو در معرضِ عارضه‌ی مشقِ ترجمه

image Nietzscherimbaud

۱-

رؤیا منجم در یادداشت خود بر اولین چاپ ترجمه‌اش از کتابِ نیچه با عنوانِ آنک انسان ( ۱۳۷۴، فکر روز ) پس از سپاسگزاری از ناشر و  ویراستار در مورد انتخاب عنوانِ کتاب نوشته بود: « و من مثل کودکی که از فلسفه و منطق چیزی نمی‌فهمد دوست داشتم اسمِ آن را انسان مصلوب بگذارم، اما باورم بر این است که ناشر و ویراستار بیش‌تر از من می‌دانند، بیش‌تر از من نیچه را می‌شناسند و درست می‌گویند.» ادامه خواندن نیچه و رمبو در معرضِ عارضه‌ی مشقِ ترجمه

حکایتِ مائویست شدن رمبو و باقی قضایا!

 

rimbaud

چند روز پیش نوشته‌ای از فرزان نصر خواندم حاوی این اطلاع که او در تداوم تلاش‌هایش در مبارزه با آلودگی‌های فضای ترجمه در ایران، دست به اقدامی بدیع ، خودمختار و آگاهی‌بخش زده است. بدین معنا که متنی به نام « سانسور و ترجمه » را خود ترجمه و صفحه‌بندی کرده و به نشانی شماری از ناشران فرستاده است تا شاید واکنشی پاسخگویانه در آن‌ها برانگیزد. ادامه خواندن حکایتِ مائویست شدن رمبو و باقی قضایا!

انگشت زنهار اما نشانه‌ی فلاکت

امشب در بخش دیدگاه‌های وب‌سایت، در رابطه با بررسی نقادانه‌ام در ترجمه‌خانه از ترجمه‌های فارسیِ « شاعران زرتشت»، پیام کوتاهی دریافت کردم از سوی فرستنده‌ای که نام « مهرنوش » را برای خود در این تماس برگزیده اما پیام خود را بدون نام و با فورمول « با احترام » تمام کرده است.

من قبلاً با شیوه‌هایی چون مسکوت گذاشتن و بایکوت کردن نقد روبه‌رو شده بودم ولی ندیده بودم کسی واکنشی این‌گونه به نقد نشان دهد. ادامه خواندن انگشت زنهار اما نشانه‌ی فلاکت

شاعران زرتشت، بخش سوم

image Nietzsche

در ترجمه‌ی « درباره‌ی شاعران» بر اساسِ بازبینی ترجمه‌ی داریوش آشوری، توضیحِ تغییرهای جزئی، ذوقی و سلیقه‌ای ( مثلِ « دروغ‌گو» به جای « دروغزن »)  را ضروری نمی‌دانم. اما در باره‌ی معادل‌های پیچیده و چندمعنا توضیحی مختصر خواهم داد. ادامه خواندن شاعران زرتشت، بخش سوم

شاعران زرتشت بخش دوم

image Nietzsche

پس از  نکته‌هایی که در بخش پیشین مقدمه‌ی این مقاله شد، اکنون می‌خواهم با بازبینیِ ترجمه‌ی داریوش آشوری از قطعه‌ی « شاعران » در چ.گ.ز. بکوشم ترجمه‌ی جدیدی از آن ارائه دهم. نخست به پیشنهادِ به‌جای یکی از دوستان، یادآوری می‌کنم که طرح ترجمه‌ی چنین گفت زردشت با همکاری و مشارکتِ اسماعیل خویی آغاز شده است و سپس با کوشش داریوش آشوری به پایان رسیده است. ادامه خواندن شاعران زرتشت بخش دوم