بایگانی برچسب‌ها : شعر

شاعرانه‌سازیِ هستی – بخش دوم

psychogéo

شعر در شهر

یله‌گردی

پس هدفِ I.S. ساختنِ زندگی‌یی آکنده از شعر بود. اما چگونه می‌توان در فضایی شهری که چیدمان و سامانه‌بندی‌اش پاسخی به الزامات فایده‌مندانه و تکنیک‌گرایانه است به گونه‌ای شاعرانه زیست؟ چگونه می‌توان در شهر سکونت گزید هنگامی که چنان که پاتریک مارکولینی نیز خاطرنشان می‌کند:

جابه‌جایی‌ها در فضای شهری در انقیاد همان عقلانیتی هستند که به سیستم سرمایه‌داری نظم و ترتیب می‌بخشد: عقلانیتی ابزاری که تعیین‌کننده‌ی کاراترین وسایل برای اهدافی است که در بیرون طرح می‌شوند.[1] ادامه خواندن شاعرانه‌سازیِ هستی – بخش دوم

شاعرانه‌سازیِ هستی – درباره‌ی کاربردِ لغتِ « شعر » در آثارِ گی دوبور

 

depass art

مقدمه- حال و خبر پس از سفر

از نیچه این را هم آموخته‌ایم که هر نوشته‌ای ریشه در زندگی نویسنده دارد و خواه نا‌خواه نوعی اتوبیوگرافی است. مقاله‌ی حاضر، و ترجمه‌ی متنِ همراه آن را، پس از سفر اخیرم به ایران و چون پژواکی از زیسته‌هایم می‌نویسم. اگر می‌دانستم آمیزه‌ی بدترین و بهترین چیز را به چه صفتی باید نامید، آن را برای توصیف این سفر، و نیز، به گمانم، همه‌چیزِ زندگی در این روزگار، به کار می‌بردم. آمیزه و ترکیبی از سهمگین‌ترین آلاینده‌‌ها و شگرف‌‌ترین پالاینده‌‌ها. جنگِ آلودگی و پالودگی، در افراد، در اجتماع، در تن‌ها، در اذهان، همه‌جا، در هرلحظه. ادامه خواندن شاعرانه‌سازیِ هستی – درباره‌ی کاربردِ لغتِ « شعر » در آثارِ گی دوبور

تفسیرِ « در باره‌ی شاعران »

image Nietzsche

مقدمه‌ای بر ترجمه‌ی این تفسیر.

۱- امروز فرصت یافتم ترجمه‌ی تفسیرِ پی‌یر ابر سوفرَن بر قطعه‌ی « در باره‌ی شاعران » را تمام کنم. همان طور که گفتم این تفسیر برگرفته از اثری پنج جلدی است که ابر سوفرن به تحلیل و تفسیرِ موشکافانه و دقیقِ چ.گ.ز اختصاص داده است. و این کار بزرگ را در تداوم و تکمیلِ اولین کتابش، شرحی بر پیش‌گفتارِ زرتشت، انجام داده که ترجمه‌ی فارسی‌اش در نشر بازتاب‌نگار چاپ و پخش شده است. ادامه خواندن تفسیرِ « در باره‌ی شاعران »

شاعران زرتشت، بخش سوم

image Nietzsche

در ترجمه‌ی « درباره‌ی شاعران» بر اساسِ بازبینی ترجمه‌ی داریوش آشوری، توضیحِ تغییرهای جزئی، ذوقی و سلیقه‌ای ( مثلِ « دروغ‌گو» به جای « دروغزن »)  را ضروری نمی‌دانم. اما در باره‌ی معادل‌های پیچیده و چندمعنا توضیحی مختصر خواهم داد. ادامه خواندن شاعران زرتشت، بخش سوم

شاعران زرتشت بخش دوم

image Nietzsche

پس از  نکته‌هایی که در بخش پیشین مقدمه‌ی این مقاله شد، اکنون می‌خواهم با بازبینیِ ترجمه‌ی داریوش آشوری از قطعه‌ی « شاعران » در چ.گ.ز. بکوشم ترجمه‌ی جدیدی از آن ارائه دهم. نخست به پیشنهادِ به‌جای یکی از دوستان، یادآوری می‌کنم که طرح ترجمه‌ی چنین گفت زردشت با همکاری و مشارکتِ اسماعیل خویی آغاز شده است و سپس با کوشش داریوش آشوری به پایان رسیده است. ادامه خواندن شاعران زرتشت بخش دوم

شاعرانِ زرتشت در ترجمه‌خانه‌ی من

 

image Nietzsche

در نوشته‌ی پیشین‌ام به این موضوع اشاره کردم که درک‌ودریافت من از شعر در پیوند با چشم‌اندازی است که ابعادش از اواسط قرن نوزدهم با جریان شعرِ مدرن ( سپس بازتاب و پیامدش به صورت جنبش‌های پیشاهنگِ هنری در قرن بیستم) و اندیشه‌های شعری ـ فلسفیِ نیچه شکل می‌گیرد. ادامه خواندن شاعرانِ زرتشت در ترجمه‌خانه‌ی من

هم سال و هم سایه

 

music-spiral-jpg

آمیزه‌ی زمان‌مندی، مکان‌مندی و روانِ انسان، یعنی موقعیتِ تاریخی ـ جغرافیاییِ او در پیوند با حالاتِ روانی، حسی و اندیشگیِ او، زندگی و سرنوشت‌اش را رقم می‌زند.

زیستن در خطه‌های گوناگون جغرافیایی و فرهنگی بر اثرِ مهاجرت، یا گشایشِ ذهنیت و شناخت به آفاقِ متنوعِ حیاتِ انسانی، استنادهای تک‌تقویمی را می‌زداید و از غلظتِ گرایش‌ به تک‌هویت بودن می‌کاهد. از این‌رو اعتدالِ بهاری، نوروز و تحویلِ سالِ نو، برای کسانی که مدت‌هاست بیرون از زادبومِ این تقویم زندگی می‌کنند، یا به نسبیتِ فرهنگیِ سال‌شماری‌ها واقف اند،  معنایی دیگر می‌گیرد و به تقویم‌هایی به افق‌های فرهنگیِ متفاوتِ سال‌شماری می‌آمیزد، و « سالِ نو » را به رویدادی بیش از یک‌بار در سال تبدیل می‌کند! بی‌آن‌که پژواک‌های عاطفیِ خاطره‌آمیز نوروز محو گردد. ادامه خواندن هم سال و هم سایه

چهارشنبه‌سوری با لورکا و دوبور!

 

hqdefault

فدریکو گارسیا لورکا شعری دارد به نام La Casada infiel، عروس ناوفادار یا پیمان‌شکن. گی دبور این شعر را در بیت‌هایی هفت‌پایه‌ای یا هفت رکنی heptamètres  با عنوان La Mariée infidèle به فرانسوی ترجمه کرده و آن را در ۲۷ ژوییه ۱۹۸۸ در نامه‌ای به دوست‌اش آنتونی لوپز پینتور ( معروف به تونی) می‌فرستد، همراه با این یادداشت: ادامه خواندن چهارشنبه‌سوری با لورکا و دوبور!

فرهنگ، شعر و زیست‌بوم‌شناسی ـ روبرتو خواروز ؛ برگردان: بهروز صفدری

 

کجاست سایه‌ی

شیء‌یی متکی بر دیوار؟

کجاست تصویرِ

آینه‌یی متکی بر شب؟

کجاست زندگی

مخلوقی متکی بر خویش؟

کجاست امپراتوری

انسانی متکی بر مرگ؟

کجاست نورِ

خدایی متکی بر نیستی؟
آن‌چه که می‌جوییم شاید

در این فضاهای بی‌فضاست

« در میان همه‌ی نیروها، نخستین نیرویی که جهان را می‌گرداند دروغ است». این نخستین عبارت کتابی است نوشته‌ی ژان فرانسوا رُو‌ِل Jean-François Revel به نامِ شناختِ بیهوده.آیا این حرف بازتاب اوضاع فاجعه‌بارِ بشریتی نیست که فریب را همچون سلاحِ اصلیِ انسان علیه انسان، و نیز سلاحِ انسان علیه خودش و علیه طبیعت به کار می‌گیرد؟ ادامه خواندن فرهنگ، شعر و زیست‌بوم‌شناسی ـ روبرتو خواروز ؛ برگردان: بهروز صفدری