بایگانی برچسب‌ها : رائول ونه‌گم

حقِ خشم

 jeld elaamieh Raoul
هر موجودِ انسانی حقِ خشم دارد

۱- به‌جایِ خشمی که ترجمانِ حرمان‌ها و وقاحت‌های خواستِ قدرت است، شمّ‌ِ انسانی آن عتابی را می‌نشاند که برخاسته از به‌ستوه‌آمدنِ زنده‎گی است آن‌گاه‌که از وفورش ممانعت می‌شود. بدین‌سان غضب، آن‌گاه که به زنده‎گی‌خواهی بازگردانده می‌شود، از انرژیِ آفریننده‌یی سرچشمه می‌گیرد که به قلبِ موجودات و چیزها رخنه می‌کند تا آن‌ها را انسانی‌تر سازد.

تفسیر

صاعقه و تازیانه، که مذاهبِ قدیم، برای شلاق‌زدنِ دشمن و دور نگاه‌داشتنِ تهدیدِ قضاوقدر، خدایانِ نگه‌دارنده را به ‌آن مسلح می‌ساختند، در شکلِ ابزاریِ خود یادآورِ ماری است که از کهن‌ترینِ شکنج‌های مغز بیرون می‌جهد با صفیرهایِ غضبناکی که یونانیان آن را به اِرینی‌ها [الاهه‌گان ِانتقام] نسبت می‌دادند.

جفت‌گیریِ مارِ خشک و رق شده از خشمی شلاق‌کِش با مارِ هوس و شهوت، که در حلقه‌ی آغوش می‌فشارد و نوازش می‌کند، همان‌سان که عصایِ عطاردِ اسکولاپِ شفاگر نشان می‌دهد[1] ، به معنایِ آن است که تکانه‌های نفرت، اقتدار و کینه‌توزی در نیرویِ منحرف‌شده‌ی حیات، به منبعِ اصلیِ زندگی بازگردانده شود.

( ماده‌ی ۴۲، از کتاب اعلامیه‌ی حقوق موجود انسانی، نوشته‌ی رائول ونه‌گم)

[1] – عصای عطارد، یا عصای چاووشِ هرمس، دو مار و دو بالِ درهم‌تنیده در بالای یک چوب‌دست یا عصا، که نمادِ حرفه‌ی پزشکی است. اسکولاپ، Esculape ترجمانِ لاتینیِ Asclépios، ایزدِ پزشکی در اساطیر یونان.

شاعرانه‌سازیِ هستی – درباره‌ی کاربردِ لغتِ « شعر » در آثارِ گی دوبور

 

depass art

مقدمه- حال و خبر پس از سفر

از نیچه این را هم آموخته‌ایم که هر نوشته‌ای ریشه در زندگی نویسنده دارد و خواه نا‌خواه نوعی اتوبیوگرافی است. مقاله‌ی حاضر، و ترجمه‌ی متنِ همراه آن را، پس از سفر اخیرم به ایران و چون پژواکی از زیسته‌هایم می‌نویسم. اگر می‌دانستم آمیزه‌ی بدترین و بهترین چیز را به چه صفتی باید نامید، آن را برای توصیف این سفر، و نیز، به گمانم، همه‌چیزِ زندگی در این روزگار، به کار می‌بردم. آمیزه و ترکیبی از سهمگین‌ترین آلاینده‌‌ها و شگرف‌‌ترین پالاینده‌‌ها. جنگِ آلودگی و پالودگی، در افراد، در اجتماع، در تن‌ها، در اذهان، همه‌جا، در هرلحظه. ادامه خواندن شاعرانه‌سازیِ هستی – درباره‌ی کاربردِ لغتِ « شعر » در آثارِ گی دوبور

مفهوم کودکی در اندیشه‌ی نیچه و رائول ونه‌گم

3 dagardissi

( برگرفته از متن یک مصاحبه )

نیچه برای کودکی و کودک‌شدن معنای خاصی قائل است که اس و اساسِ اندیشه‌ی او را تشکیل می‌دهد. در جریان‌های لیبرتری و نقدِ رادیکال نیز، به‌خصوص در آراء و آثار رائول ونه‌گم، کودکی از مفاهیمِ پایه‌ای و همیشگی است. در زمینه‌ی زبان و ترجمه نیز، در موردِ کلمه‌ی کودک و مفهومِ کودکی و دال‌های آن در زبان فارسی، در مقایسه با زبان‌های اروپایی نکته‌هایی گفتنی هست. می‌کوشم تا با رعایت اختصار به این سه بخش بپردازم. ادامه خواندن مفهوم کودکی در اندیشه‌ی نیچه و رائول ونه‌گم

نامه‌ی استالین به فرزندانِ باهم آشتی‌کرده‌اش

couv lettre staline

در راستای تداوم و توسعه‌ی هم‌اندیشی و گفت‌وشنودی که با دوستم حسن مرتضوی از خلال دو مقاله‌ی پیشین در این وب‌سایت شکل گرفته، به سراغ متنی رفتم از رائول ونه‌گم، با عنوان نامه‌ی استالین به فرزندانِ سرانجام باهم آشتی‌کرده‌اش از شرق و غرب. که چاپ نخست آن در ۱۹۹۲  در نشر manyaو تجدیدِ چاپِ آن در ۱۹۹۸ در نشر verdier انجام گرفته. مقدمه‌ی این چاپ را، با عنوان امپراتوری سایه‌ها، رائول در ۱۹۹۷ نوشته که من ترجمه آن را آخر همین مقاله می‌آورم. ادامه خواندن نامه‌ی استالین به فرزندانِ باهم آشتی‌کرده‌اش

گزارشی از کتاب بین‌الملل نوع بشر، در روزنامه‌ی شرق

گزارشی از کتاب بین‌الملل نوع بشر، در روزنامه‌ی شرق، به تاریخ یکشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۵

http://www.sharghdaily.ir/Default.aspx?NPN_Id=1212&PageNO=11

هم‌ریزگاه

conflu-2

 

کسانی که از انقلاب و مبارزه‌ی طبقاتی سخن می‌گویند بی‌آن‌که صریحاً به زندگی روزمره استناد کنند، بی‌آن‌که بفهمند چه چیزِ بنیان‌براندازی در عشق و چه چیز ایجابی‌ و مثبتی در نپذیرفتنِ اجبارها نهفته است، چنین کسانی جنازه‌ در دهان دارند.

( رائول ونه‌گم، رساله‌ی زندگی‌دانی، فصل یکم، بی‌معناییِ معناشده، بند ۴.)

ادامه خواندن هم‌ریزگاه

پس از دو سال، تدوام راه

jeld elaamieh Raoul

فردا اول ژانویه این وب‌سایت هم دو ساله می‌شود. اکنون آمیزه‌ای از کیفیتِ واکنش خوانندگان و شمار فزاینده‌ی آن‌ها مرا ‌به تداوم راه‌ام دلگرم‌تر کرده است. برای قدرشناسی از این خوانندگان من راهی جز وفاداری به این راه نمی‌شناسم. می‌خواستم به این مناسبت مطلبی از و درباره‌ی شارل فوریه بنویسم. اما به دلائلی ترجیح می‌دهم، پس از وقفه‌ای طولانی، بخشی دیگر از کتاب « اعلامیه‌ی حقوقِ موجود انسانی» اثر رائول ونه‌گم را منتشر کنم که خود عصاره‌ای از نگرشِ عمیقاً فوریه‌ای او به هستی و اجتماع است.

از سوی دیگر این مطلب در تدوام و تداعی کوشش‌ها و امیدهای دوستان نشریه‌ی « شاخ زیتون » هم هست و من آن را همچون گفتن « خسته نباشید » به آن‌ها نیز تلقی می‌کنم. ادامه خواندن پس از دو سال، تدوام راه

ترانه‌ی زمینِ آزاد

music-spiral-jpg

چندی پیش پیش همراه با جمعی از دوستان آخرین ترانه‌ای را که فانشون دائمر با شعری از رائول ونه‌گم تنظیم کرده است شنیدم. امشب بار دیگر به فایل این ترانه که فانشون فرستاده گوش کردم. مصاف با آوارِ خبرهای تلخ رسیده از جای‌جای جهان، یادِ دوست سینماگرِ دربندم، کیوان کریمی، و نیز طنینی از خوشحالی از انتشار نشریه‌ی جدید شاخ زیتون در تهران، حال‌وهوا یا تونالیته‌ی عاطفی امشب من بود که مرا برانگیخت تا شعر این ترانه را به فارسی برگردانم و همراه با فایلِ صوتی‌اش آن را با خوانندگان وب‌سایتم تقسیم کنم. ادامه خواندن ترانه‌ی زمینِ آزاد

جهانِ نو یا عاشقانه خواهد بود یا اصلاً وجود نخواهد داشت

couv-de-lamour-rv

در پی انتشارِ مقاله‌ی امروز در باره‌ی عشق، پیام‌های همدلانه‌ای از سوی خوانندگان دریافت کردم. یکی از این دوستان در بخش نظرگاه‌ها در ذیل متنِ افتتاح عصر زندگان، (http://www.behrouzsafdari.com/?p=1431)  نکته‌هایی شایان توجه نگاشته است. ضمن سپاس از او، من بخشی از آن متن را، که نوشته‌ی رائول ونه‌گم است در این‌جا به صورت مقاله‌ی جداگانه‌ای دوباره منتشر می‌کنم، ادامه خواندن جهانِ نو یا عاشقانه خواهد بود یا اصلاً وجود نخواهد داشت

بین‌الملل نوع بشر منتشر شد

jeld-beinolmelal

من نخستین بار در تابستان ۱۳۷۱ در مقاله‌ای با عنوان « لوح پاک » در نشریه‌ای به نام همایش از گی دوبور، رائول ونه‌گم و جنبش سیتواسیونیستی نام بردم و آن‌ها را به فارسی‌زبان‌ها معرفی کردم. در پاییز همان سال برای انتشار ترجمه‌هایم از دو کتاب جامعه‌ی نمایش از گی دوبور، و بین‌الملل نوع بشر از رائول ونه‌گم دست به کار شدم. ادامه خواندن بین‌الملل نوع بشر منتشر شد