نفت و جسد بر سواحل لاجورد،

داشتم نکته‌هایی یاددداشت می‌کردم تا مقاله‌ای درباره‌ی نیچه و آنارشیسم بنویسم که باز خبر از کشتی‌شکسته‌گانی دیگر رسید، صدها داغِ لعنت خورده‌ی دیگر به قعر گردابِ هایل حاکم بر جهان فرو رفتند. در تصاویر پهنه‌ی مدیترانه دیده می‌شد. دریایی که گوشه‌های دنجِ آن صد و سی چهل سال پیش نیچه و زرتشت‌اش را تسلا می‌داد. و من هم هر گاه توانسته‌ام همراه کتابی از او در این گوشه‌ها گشتی زده‌ام تا نسیمی از آن تسلا را حس کنم. اکنون مدت‌هاست که هر بار در این سواحل تن به آب می‌زنم، بوی نفت و قیر مشام‌ام را می‌آزارد و از بلندای شعر نیچه به کثافتِ زیادی انسانیِ دولت و سرمایه فرو کشیده می‌شوم. بسیاری بررسی‌های زیست‌محیطی نشان داده بود که اعماق مدیترانه سال‌هاست زباله‌دان مواجِ عفن‌ مافیایی است، همراه با سازمانِ ملل ـ دوَلِ متحدش. اکنون اجساد مهاجران نیز، طبق آخرین آمار رسمی سی هزار نفر، بر تلِ این زباله‌ها افزوده شده.
و امشب تمام مفسران و دولت‌مردان، هم در اشک تمساح‌شان، و هم بر سر این موضوع متفق‌القول بودند که :« اگر برای نجات این پناه‌جویان تدابیری گسترده اتخاذ کنیم، به مهاجرت غیرقانونی چراغ سبز نشان داده‌ایم». عقلانیتِ اومانیستی آماده‌ی صدور به اقصا نقاط جهان.
گوشه‌های دنج و توریست نخورده‌ی مدیترانه را، به کوری چشم نفت، به یاد « جاده‌های عشاقِ جاودانه‌اش» هنوز دوست داشتم. اما نمی‌دانم زیبایی محزون‌اش را ازاین‌پس چگونه با اجسادِ مهاجران تاب آرم. چشمه‌ها از تابوت می‌جوشند، پیش از آن‌که در اشک غرقه شوم…

هانری لوفه‌ور:نیچه و عقل‌ستیزیِ آلمانی؛نیچه و فاشیسمِ هیتلری

hen

نیچه و عقل‌ستیزیِ آلمانی

شلینگ در جستاری درباره‌ی اسطوره‌شناسی، تفسیری رومانتیک از اساطیر پیش نهاده بود. به نظر او، این اساطیر نه افسانه‌اند، نه فانتزی‌های تخیل، نه حکایت‌هایی تحریف‌شده، نه نمادهایی انتزاعی، نه ابداعاتِ اولیای دین، و نه سرانجام پیش‌طرح‌های یک اندیشه‌ی عقلانی، بل‌که تبیین‌هایی از یک اندیشه‌اند که به‌طور کیفی متفاوت از اندیشه‌ی مفهومی است. در این نظریه، اسطوره‌ها بیانِ مستقیمِ طبیعت هستند.

یکی از استادانِ نیچه، ژاکوب بورکهارت، تاریخ را یادآوری و فراخوانیِ جادوییِ گذشته می‌دانست ـــ و تراژدی را آیینِ رستاخیزِ قهرمانانِ مرده. ادامه خواندن هانری لوفه‌ور:نیچه و عقل‌ستیزیِ آلمانی؛نیچه و فاشیسمِ هیتلری

نیچه‌ی لوفه‌ور در مقابلِ نیچه‌ی لوکاچ

Lefebvre Nietzsche_

فاشیست‌شدنِ نیچه، برای بار دوم!

هر اثری را که دوست داشته‌ام، از ادبیات، شعر، رمان، نقاشی گرفته تا سینما و تئاتر و موسیقی، و حتا آثارِ روان‌کاوی چون اوتو رانک، آفرینندگان‌شان دوستدار و شیفته‌ی نیچه بوده‌اند. حتا آنانی که ناقدِ این یا آن جنبه از افکار و این یا آن عبارتِ نیچه بوده‌اند. برای مثال رائول ونه‌گم، که با شیوه‌هایی از بیان نیچه مخالف است، اما نخستین کتابش « رساله‌ی زندگی‌دانی» سراسر حال و هوایی نیچه‌ای دارد؛ و روزی در خانه‌اش کتاب استفان تسوایک، «جدال با دیوِ درون»، درباره‌ی نیچه را به عنوان کتابِ بالینی‌اش به من نشان داد؛ یا زمانی به من توضیح داد که چرا نیچه را عزیزترین و گران‌قدرترین دشمنِ خود می‌داند! نمونه‌ی دیگر این گونه شیفتگانِ نیچه، هانری لوفه‌ور است که به رغم نقدهایش به آثارِ دوره‌ی واگنری نیچه، « شکوه‌های آریان» نیچه را نیرومندترین متن موجود می‌داند.
رابطه‌ و نیاز خودم به نیچه را شاید بتوانم با کمک این عبارت از او خلاصه کنم: ما هنر را داریم برای این‌که از فرطِ حقیقت نمیریم. اندیشه‌ی نیچه را بخشی از چنین هنری می‌دانم. ادامه خواندن نیچه‌ی لوفه‌ور در مقابلِ نیچه‌ی لوکاچ

ویلهلم رایش؛ لی‌بیدو و انقلاب

Wilhelm_Reich,_

به باور من، اگر روزی این پرسش که چرا در میان روشنفکران، اهل نقد و نظر و فعالانِ مبارزه‌ی سیاسی ـــ اجتماعی در ایران، اندیشمندی چون ویلهلم رایش این‌چنین ناشناخته مانده است، نمی‌گویم پاسخی بیابد بلکه دست‌کم طرح شود، آن‌گاه به‌یقین گام مؤثری به سوی واژگونی چشم‌انداز برداشته شده است.
شیفتگی و افسون‌شدگی روشنفکران ایرانی به آرای کسانی، برای مثال، چون هایدگر، بدیو، ژیژک، و آماسِ نظریِ استناد به آن‌ها، در قیاس با ناآشنایی با و فقدانِ ارجاع به آثار و اندیشه‌های کسی چون ویلهلم رایش حاکی از عدم تناسبِ رقت‌باری است که بخشی از نشانگانِ تأخیرِ شناخت و آگاهی در عرصه‌ی غالب و شناخته‌شده‌ی اندیشه‌ورزی ایرانی است. ادامه خواندن ویلهلم رایش؛ لی‌بیدو و انقلاب

اعلامیه‌ی حقوق؛ ماده‌ی ۹:حقِ اعمالِ کنترل دائم بر آزمایش‌های علمی

jeld elaamieh Raoulماده‌ی ۹
هر موجودِ انسانی از حقِ اعمالِ کنترل دائم بر آزمایش‌های علمی برخوردار است تا مطمئن شود این آزمایش‌ها در خدمت انسان و نه کالا انجام می‌گیرند

۱- جامعه‌ی کالایی مجموعه‌یی شگفت‌انگیز از دستگاه‌های تکنیکی حاصل از بهره‌کشی از انسان و از طبیعت برای ما به جا گذاشته است. اکنون بر عهده‌ی جامعه‌ی زنده است که این مجموعه را به مواهبی به سودِ پیشرفتِ انسانی تبدیل سازد.

تفسیر

ابزارِ جداشده از موجودِ زنده به بت‌واره تبدیل گردیده و میدانِ عملی تمامیت‌گرا (توتالیتر)، در هم‌سرشتی با توتالیتاریسمِ پول، از آنِ خود ساخته است. ابزار، که بیرون از انسانی که آن را به خدمت می‌گیرد هیچ‌چیز نیست، با بیرون‌راندنِ انسان از دایره‌ی خدمات‌اش، به همه‌چیز  تبدیل شده است. ادامه خواندن اعلامیه‌ی حقوق؛ ماده‌ی ۹:حقِ اعمالِ کنترل دائم بر آزمایش‌های علمی

دروغِ بولشوِیستی؛ بخش ۱: لیبرترها و انقلاب روسیه

couv Chazoff

دروغِ بولشوِیستی
نوشته‌ی: ژ. شازوف J. Chazoff

ژول شازانوف، معروف به شازوف، Jules Chazanoff, dit Chazoff ، در ۱۸۹۱ به دنیا می‌آید، در ۱۹۱۲ منشیِ گروهِ « جوانان آنارشیست» و عضوِ « کانون مردمیِ محله‌ی بل‌ویل» است.پس از جنگ با نشریه‌ی لیبرتر همکاری می‌کند. در ۱۹۲۴ در بازگشت از روسیه، دروغ بولشویستی را می‌نویسد. در ۱۹۲۶ به جرمِ برانگیختنِ نظامیان به نافرمانی به هشت ماه زندان محکوم می‌شود. درخواستِ کمکِ او از امداد سرخِ بین‌المللی برای آزادشدن از زندان، و پس از آزادی تشکرِ او از این سازمان در روزنامه‌ی اومانیته [ ارگان رسمی حزب کمونیست فرانسه] ، باعث انتقادهایی از او در جنبشِ آنارشیستی می‌شود. ادامه خواندن دروغِ بولشوِیستی؛ بخش ۱: لیبرترها و انقلاب روسیه

مصاحبه با مصطفی خیاطی

rien n'est fini

اواخر سال ۲۰۱۴، انتشارات آلیا در فرانسه کتاب جدیدی عرضه کرد به نام « هیچ‌چیز تمام نشده است، همه‌چیز آغاز می‌شود». این کتاب حدوداً ۴۰۰ صفحه‌ای مصاحبه‌ی ژرار بِره‌بی با رائول ونه‌گم است. موضوع کتاب برای من به‌ویژه از آن‌رو جذابیت دارد که رائول طرحِ نوشتن کتابی با موضوعی مشابه را چندین سال پیش به خودِ من پیش‌نهاد کرد، و از آن هنگام تا کنون، پرسش‌هایی را به‌طور شفاهی و کتبی با او در میان گذاشته‌ام. اما راستش به مرور زمان نوع و نحوه‌ی موضوع‌هایی که من دوست دارم با رائول مطرح کنم پیوسته دستخوش دگرگونی‌های شده است. انگار به مصداقِ « کی شود این روانِ من ساکن این چنین ساکن روان که منم»، فراشدِ مواج و اغلب متلاطم ِ ابعادِ چشم‌اندازِ من مجال نمی‌دهد که بی‌قراری‌ها را در قالب معین « مصاحبه» قرار بخشم. ادامه خواندن مصاحبه با مصطفی خیاطی

مارسل مورو، سنگرِ امروزِ من

marcel

مارسل مورو، سنگرِ امروزِ من

سیلِ فقیرسازیِ آگاهی این روزها چه آزارنده است برای اذهانی که در پروای غنی‌سازی شعورِ خویش‌اند. گاهی عصاره‌ و لب و لبابِ جامعه‌ی نمایشگریِ یک‌پارچه برای هر چشم غیرمسلحی نیز برملا می‌شود. بی‌بی ‌سی‌ها و بابا سی‌‌های نمایش یک‌ریز خبرنگار و کارشناس و تحلیل‌گر عَلَم کردند تا به ما بقبولانند « اتفاقی تاریخی» لحظه به لحظه در شُرفِ وقوع بوده و سرانجام به وقوع پیوسته است. باید برای در امان ماندن از سیلِ آگاهیِ دروغین و دفعِ تهوع در برابر آن‌چه ویلهم رایش طاعونِ عاطفی می‌نامد، چشم و گوش‌ات را ببندی تا با درون درآیی و در خویش بنگری در جست‌وجوی سنگری… ادامه خواندن مارسل مورو، سنگرِ امروزِ من

اعلامیه‌ی حقوق، ماده‌ی ۸ت،ث،ج،:حقِ رفاه؛ رایگانیِ شیوه‌های ترابری؛منابع و انرژی‌های طبیعی

jeld elaamieh Raoul
ماده‌ی ۸ ت

هر موجودِ انسانی حقِ رفاه و تجمل دارد

۱- میراثِ جامعه‌ی مصرفی دربردارنده‌ی شماری ابداعات است که با روبوتیزه‌کردن تکالیفِ توان‌فرسا، یک‌نواخت، تکراری و ملال‌آورِ خانه‌داری، لوازم آسایش و تفریحِ زنده‌گانی را خوش‌بختانه فراهم می‌سازند. تجمل آن است که این امکانات چنان کامل گردند که با فراگذشتن از چارچوبِ زنده‌مانی و بقا، که علتِ وجودیِ آن‌ها بوده، در خدمتِ سازنده‌گی‌های تفننیِ میل و سرنوشت قرار گیرند. ادامه خواندن اعلامیه‌ی حقوق، ماده‌ی ۸ت،ث،ج،:حقِ رفاه؛ رایگانیِ شیوه‌های ترابری؛منابع و انرژی‌های طبیعی

مصاحبه با دیه‌گو اَبل پاز

مصاحبه با دیه‌گو اَبل پاز

انجام‌شده توسط: میگل ریئرا Miguel Riera

منتشرشده در نشریه‌ی El Viejo Topo ، شماره ۱۴۹، فوریه ۲۰۰۱ .

ترجمه و توضیحات: پلاتا اُبونو نومه‌پینتس Plata Obono Nomepintes.

تاریخ آخرین انتشار: دسامبر ۲۰۱۱.

انتشار این مصاحبه در این وب‌سایت در ارتباط است با:

بنژامن پره، اکتاویو پاز، دیه‌گو ابل پاز

افزوده‌های میان دو کروشه و پانویس‌های مشخص‌شده (م.) از مترجم فارسی است. در ضمن به دلیل فقر مفاهیم و مدلول‌های لیبرتری در ذهنیت و زبان فارسی، هنوز معادل‌های یکدست و جاافتاده‌ای برای کلماتی چون کلکتیویته، کمونوته و … نداریم. در این متن معادل‌هایی نسبتاً نزدیک به مفهوم‌شان به کار رفته است.

 ابل پاز، نامِ مستعار دیه‌گو کاماچو، ( این عکس او حدود ۱۹۴۴ گرفته شده است)،

axe Diego

تاریخ‌نگار و زندگی‌نامه‌نویسِ دوروتی، شاید یکی از آخرین شاهدان هنوزِ زنده‌ی انقلاب لیبرتریِ فراموش‌شده‌‌ی اسپانیا باشد ـ البته ما مدعی هستیم که این انقلاب فراموش نشده است. آثارِ وی، مشتمل بر کتاب‌های متعدد و از جمله مجموعه‌ی چهارجلدی زندگی‌نامه‌ی خودش، سراسر یک دوران را در برمی‌گیرد، از پیوستنِ زودهنگام‌اش به مبارزه‌ی آنارشیستی تا کراهتِ خوفناکِ زندان‌های فرانکیستی. ادامه خواندن مصاحبه با دیه‌گو اَبل پاز

Behrouz Safdari