به سوی یله‌گردی از طریقِ روان‌جغرافیا

psychogéo

ارتباط و تبادل‌نظر میان مترجمانی که به آثاری خاص دل‌بستگی مشترک دارند یکی از محورهای اعتلای کیفیت ترجمه است، خاصه در شرایطی چون شرایط ما، که از نبودِ ارتباطِ اُرگانیک و سامان‌یافته برای تشریک مساعی و انتقال تجارب در حوزه‌ی ترجمه نیز همچون همه‌ی زمینه‌های دیگر کم آسیب ندیده‌ایم.

 من هرگاه به فکر ترجمه‌ی کتابی به زبان فارسی افتاده‌ام نخست به پیشینه‌ی احتمالیِ آن اثر و نویسنده‌اش در زبان فارسی توجه کرده‌ام: آیا قبلاً توسط مترجم یا مترجمانِ دیگری ترجمه یا معرفی شده است؟ گستره‌ و کیفیتِ شناخته‌شدنِ این اثر یا آثار و نویسنده‌اش در حوزه‌ی کتاب و کتاب‌خوانی فارسی‌زبان چقدر و چگونه است؟ آیا مترجم یا مترجمانی بوده‌اند که چنان با این اثر درگیر، و در فرایند ترجمه‌اش چنان شیفته‌وار غوطه خورده‌اند، که نتوان بی‌استناد و اتکا به حاصلِ کارشان دست به ترجمه‌ی جدیدی زد؟ ادامه خواندن به سوی یله‌گردی از طریقِ روان‌جغرافیا

پس از دو ماه! باز هم توضیحی درباره‌ی صفحه‌ی فیس‌بوک

پس از دو ماه!
باز هم توضیحی درباره‌ی صفحه‌ی فیس‌بوک

بی‌آن‌که از روی طرحِ پیش‌بینی‌شده‌ای باشد، این یادداشت شکلی از « گزارش ِ ماهانه» را در ذهن تداعی می‌کند، چراکه « پس از یک ماه» عنوان مطلبی بود که قبلاً درباره‌ی دلائل راه‌اندازی این صفحه و سایت شخصی‌ام نوشتم.
دو نفر از دوستان عزیزم که مشوق و یاری‌دهنده‌ی من در ایجادِ این امکانِ انتشار و ارتباطِ ایننرنتی بوده‌اند با یکدیگر تبادل‌نظری کرده‌اند و چکیده‌ی آن را به من نیز اطلاع داده‌اند.
این بار نیز موضوع به نوعی شبیه همان هشداری است که از جانب دوستی در مورد « مارهای غاشیه در فیس‌بوک» دریافت کرده بودم.
آن‌چه به صورت این تلواسه‌ی دوستانه‌ به من رسیده حاوی نکته‌هایی است که طرح‌شان در این‌جا بی‌مورد نیست. چکیده‌ی مطلب از این قرار است: ادامه خواندن پس از دو ماه! باز هم توضیحی درباره‌ی صفحه‌ی فیس‌بوک

اعلامیه‌ی حقوقِ موجودِ انسانی، ماده ۴ : هر موجودِ انسانى حقِ دانستن دارد

jeld elaamieh Raoul
ماده‌ی ۴
هر موجودِ انسانى حقِ دانستن دارد

۱- هرکسى، خردسال یا بزرگ‌سال، حق دارد در مجموعه‌ی شناخت‌های قدیم و جدید، عملی و نظری، عینی و ذهنی، ادبی، هنری، علمی و فنی، آموزش ببیند.

۲- آموزش در همه‌جا و به هر مناسبتى بدونِ تمایزِ جنسی، سنی، توانایی فردی، ویژه‌گی جغرافیایی، به‌فراوانی ارائه خواهد شد. ترویجِ آموزش در گوناگون‌ترین حوزه‌ها از امتیازاتِ یک جامعه‌ی انسانی به شمار می‌رود.

۳- حق تدریس و سیراب‌شدن از دانایی، بر اساسِ یک رایگانی مطلق تضمین خواهد شد. هیچ ره‌آوردِ آموزشی‌اى به تبعیتِ هیچ نوع مابه‌ازایى درنخواهد آمد: چه این مابه‌ازا پرداختِ مبلغى پول باشد، چه ادای سهم یا خدمتِ جبران‌گرانه، چه تکلیفِ طاعت و انقیاد. ادامه خواندن اعلامیه‌ی حقوقِ موجودِ انسانی، ماده ۴ : هر موجودِ انسانى حقِ دانستن دارد

« ترجمه‌خانه»ی من

امروز بخش جدیدی در سایت‌ام درست کردم با عنوان « ترجمه‌خانه»، با این انگیزه که گاه‌گاهی به مسائل ترجمه بپردازم. روی سخن در این بخش بیشتر با مترجمان و علاقمندان به ترجمه است، اما به دلیل شمول ِ داوهای مهمِ پدیده‌ی ترجمه، به‌ویژه در جامعه‌ی ایران و کشورهای فارس‌زبان، و همچنین شتابِ فرایند ترجمه در زبان کُردی، گمان می‌کنم تأمل در این امر برای هر کتاب‌خوانی در جغرافیای مناطقِ ما جالب باشد.
در طول سی و اند سال گذشته در ایران تلاش‌های ارزنده‌ای برای طرح مسائل ترجمه انجام گرفته است. یکی از آن‌ها انتشار « فصل‌نامه‌ی مترجم» بوده. من شماره‌های اولین سال‌های انتشار این مجله را دنبال می‌کردم، ولی از تداوم و کیفیت کار کنونی‌اش اطلاع دقیقی ندارم. علاوه بر کتاب‌های تحلیلی در این زمینه، در برخی نشریات نیز صفحاتی به بررسی و نقد ترجمه اختصاص یافته است. ادامه خواندن « ترجمه‌خانه»ی من

اعلامیه‌ی حقوقِ موجودِ انسانی،ماده‌ی ۳ : هر موجودِ انسانى حقِ استقلال دارد

jeld elaamieh Raoul

ماده‌ی ۳
هر موجودِ انسانى حقِ استقلال دارد

۱- نظر به این‌که زمانِ ارباب و بنده‌گی دیگر به سر آمده است، ما این را یک حقِ ویژه‌ی ابطال‌ناپذیر می‌دانیم که دیگر هرگز کسى مجبور نباشد:

  • از دستورى اطاعت کند،
  • در برابر مرجعِ قدرتى زانو بزند، خواه این مرجع اجتماعی، سیاسی، ایده‌ئولوژیک، مذهبی باشد، خواه اقتصادی، علمی، هنری،
  • در برابر یک مقامِ به‌اصطلاح ارشد سر خم کند،
  • علائم احترام از خود نشان دهد،
  • به بنده‌گی شخص یا سیستمى درآید.

ادامه خواندن اعلامیه‌ی حقوقِ موجودِ انسانی،ماده‌ی ۳ : هر موجودِ انسانى حقِ استقلال دارد

حقِ تن‌آسایی، پل لافارگ،

paresse l'or des fous

در میان کتاب‌هایی که به زبان فرانسه خوانده‌ام و میل به ترجمه‌ی آن‌ها به فارسی از نخست و همواره در من زنده بوده و هست، برخی جایگاه ویژه‌ای برایم داشته اند. از جمله « گفتاری درباره‌ی بندگیِ خودخواسته» از اتی‌ین له بوئسی، و « حق ِ تن‌آسایی» از پل له‌فَرگ ( یا لافارگ). جای بسی خوشحالی است که از متنِ له‌بوسی تا کنون سه ترجمه به فارسی منتشر شده است. من فقط اولین ترجمه را دیده‌ام. برای اطلاع از ترجمه‌های تازه‌تر، این صفحه را ببینید:
http://www.bookcity.org/news-4324.aspx

اما تا جایی که می‌دانم از متن « حقِ تن‌آسایی»، تنها ترجمه‌ی فارسی همانی است که به همتِ نشر کلاغ در تهران در ۱۳۹۱ انتشار یافت، در کتابی با عنوان « در ستایش تن‌آسانی» که افزون‌بر این متن ِ کلاسیک پل لافارگ، شاملِ متن‌های دیگری در باره‌ی همین موضوع است. ادامه خواندن حقِ تن‌آسایی، پل لافارگ،

اعلامیه‌ی حقوقِ ـ ماده‌ی ۲: هر موجودِ انسانی حقِ زندگی دارد

jeld elaamieh Raoul

ماده‌ی ۲

هر موجودِ انسانی حقِ زندگی دارد

۱ـ زندگی نه یک داده که یک جنبش است، شَوَندى است که هرکس این اختیار را دارد که با کسبِ توان و آگاهی از زنده‌ترین بخشِ وجودِ خویش بر آن تأثیرى خجسته بگذارد. مطالبه‌ی اولویتِ زندگی نه وانهادنِ آن به تکثیریابی وحشیانه‌اش بلکه دریافتنِ زندگی است بر اساسِ چشم‌اندازى انسانی که آن را بازمی‌آفریند. خواستِ زندگی‌کردن میل به همه‌ی امیال است. ادامه خواندن اعلامیه‌ی حقوقِ ـ ماده‌ی ۲: هر موجودِ انسانی حقِ زندگی دارد

اعلاميه‌ی حقوقِ موجودِ انسانی ـ ماده‌ی یکم: هر انسانى حق دارد انسانی شود و بخواهد با او به همین سان رفتار شود

jeld elaamieh Raoul

۵

حقوق

ماده‌ی یکم

هر انسانى حق دارد انسانی شود و بخواهد با او به همین سان رفتار شود

۱ـ ارزشِ انسان نه به تولدِ او، نه به قدرتِ او، نه به دارایی اوست. انسانیت‌اش یگانه ارزشِ او را می‌سازد. انسانیت کیفیتى است که همه‌ی کیفیت‌های دیگر از آن سرچشمه می‌گیرند. ادامه خواندن اعلاميه‌ی حقوقِ موجودِ انسانی ـ ماده‌ی یکم: هر انسانى حق دارد انسانی شود و بخواهد با او به همین سان رفتار شود

اعلاميه‌ی حقوقِ موجودِ انسانی، بخش چهارم: از حقوق بدون وظایف تا آفرینشِ یک سبکِ زندگی

jeld elaamieh Raoul

۴

از حقوق بدون وظایف تا آفرینشِ یک سبکِ زندگی

۱- «برای متوقف‌ساختنِ ویرانگری‌های استبداد تدوین یک اعلامیه‌ی حقوق الزامی است.» بَرناو Barnave با چنین توجیهى بر ضرورتِ اعلامیه‌ی ۲۶ اوت ۱۷۸۹، برآن بود تا شهروندان را علیه جباریتِ اشراف مسلح سازد، علیه طبقه‌ی انگلی‌یى که درآمدش را از اقتصادى زراعی کسب می‌کرد، اقتصادی که بی‌تحرکی‌اش سدِ راهِ فرایندِ توسعه‌ی تجارت و صنعت بود. از درست و به‌جابودن‌ سخنِ او چیزی کاسته نمی‌شود اگر آن را در باره‌ی مریدانِ متعصبِ توتالیتارسیمِ اقتصادی نیز به کار بریم، اقتصادى که منابعِ زمینی و انسانی را برای افزایشِ نقدینگی بی‌کاربرد تخریب می‌کند، و تولیدِ انرژی‌های طبیعی و پویشِ نوزای یک اقتصادِ جدید را متوقف می‌سازد. اگرچه در سرتاسر جهان موقعیتی مشابه وضعیتِ فرانسه در آستانه‌ی انقلاب‌اش حاکم است اما ما نمی‌توانیم به مطالبه‌ی آزادی‌های برآمده از مبادله‌ی آزاد بسنده کنیم درحالی‌که گردشِ آزادِ سرمایه‌ها اکنون دیگر شکلِ توتالیترِ سیستمى است که انسان و کره‌ی زمین را به حدِ یک کالا فرو کاسته است. ما نمی‌توانیم به حقوقى انتزاعی رضایت دهیم در جامعه‌یى که سیطره‌ی اقتصادی در آن، انسان را از خویشتن‌اش منتزع می‌کند. ادامه خواندن اعلاميه‌ی حقوقِ موجودِ انسانی، بخش چهارم: از حقوق بدون وظایف تا آفرینشِ یک سبکِ زندگی

اعلاميه‌ی حقوقِ موجودِ انسانی، بخش سوم

jeld elaamieh Raoul

۳

حقوقِ کسب‌شده‌یى وجود ندارد، جز حقوقى که باید فتح کرد حقوقِ دیگرى نیست

۱- بهترین نیت‌ها هیچ‌گاه، در شرایطى که خلاف‌شان عمل می‌کرده، جز نتایجی مغایر با ابتدایی‌ترین اصول‌شان به بار نیاورده‌اند. مبارزه علیه جباریت‌ها با گشاده‌دستی‌یى که لیبرالیسم پایمال‌اش کرده بر اومانیسم [انسان‌دوستی] اتکا کرده است. ادامه خواندن اعلاميه‌ی حقوقِ موجودِ انسانی، بخش سوم

Behrouz Safdari