مارسل مورو، سنگرِ امروزِ من

marcel

مارسل مورو، سنگرِ امروزِ من

سیلِ فقیرسازیِ آگاهی این روزها چه آزارنده است برای اذهانی که در پروای غنی‌سازی شعورِ خویش‌اند. گاهی عصاره‌ و لب و لبابِ جامعه‌ی نمایشگریِ یک‌پارچه برای هر چشم غیرمسلحی نیز برملا می‌شود. بی‌بی ‌سی‌ها و بابا سی‌‌های نمایش یک‌ریز خبرنگار و کارشناس و تحلیل‌گر عَلَم کردند تا به ما بقبولانند « اتفاقی تاریخی» لحظه به لحظه در شُرفِ وقوع بوده و سرانجام به وقوع پیوسته است. باید برای در امان ماندن از سیلِ آگاهیِ دروغین و دفعِ تهوع در برابر آن‌چه ویلهم رایش طاعونِ عاطفی می‌نامد، چشم و گوش‌ات را ببندی تا با درون درآیی و در خویش بنگری در جست‌وجوی سنگری… ادامه خواندن مارسل مورو، سنگرِ امروزِ من

اعلامیه‌ی حقوق، ماده‌ی ۸ت،ث،ج،:حقِ رفاه؛ رایگانیِ شیوه‌های ترابری؛منابع و انرژی‌های طبیعی

jeld elaamieh Raoul
ماده‌ی ۸ ت

هر موجودِ انسانی حقِ رفاه و تجمل دارد

۱- میراثِ جامعه‌ی مصرفی دربردارنده‌ی شماری ابداعات است که با روبوتیزه‌کردن تکالیفِ توان‌فرسا، یک‌نواخت، تکراری و ملال‌آورِ خانه‌داری، لوازم آسایش و تفریحِ زنده‌گانی را خوش‌بختانه فراهم می‌سازند. تجمل آن است که این امکانات چنان کامل گردند که با فراگذشتن از چارچوبِ زنده‌مانی و بقا، که علتِ وجودیِ آن‌ها بوده، در خدمتِ سازنده‌گی‌های تفننیِ میل و سرنوشت قرار گیرند. ادامه خواندن اعلامیه‌ی حقوق، ماده‌ی ۸ت،ث،ج،:حقِ رفاه؛ رایگانیِ شیوه‌های ترابری؛منابع و انرژی‌های طبیعی

مصاحبه با دیه‌گو اَبل پاز

مصاحبه با دیه‌گو اَبل پاز

انجام‌شده توسط: میگل ریئرا Miguel Riera

منتشرشده در نشریه‌ی El Viejo Topo ، شماره ۱۴۹، فوریه ۲۰۰۱ .

ترجمه و توضیحات: پلاتا اُبونو نومه‌پینتس Plata Obono Nomepintes.

تاریخ آخرین انتشار: دسامبر ۲۰۱۱.

انتشار این مصاحبه در این وب‌سایت در ارتباط است با:

بنژامن پره، اکتاویو پاز، دیه‌گو ابل پاز

افزوده‌های میان دو کروشه و پانویس‌های مشخص‌شده (م.) از مترجم فارسی است. در ضمن به دلیل فقر مفاهیم و مدلول‌های لیبرتری در ذهنیت و زبان فارسی، هنوز معادل‌های یکدست و جاافتاده‌ای برای کلماتی چون کلکتیویته، کمونوته و … نداریم. در این متن معادل‌هایی نسبتاً نزدیک به مفهوم‌شان به کار رفته است.

 ابل پاز، نامِ مستعار دیه‌گو کاماچو، ( این عکس او حدود ۱۹۴۴ گرفته شده است)،

axe Diego

تاریخ‌نگار و زندگی‌نامه‌نویسِ دوروتی، شاید یکی از آخرین شاهدان هنوزِ زنده‌ی انقلاب لیبرتریِ فراموش‌شده‌‌ی اسپانیا باشد ـ البته ما مدعی هستیم که این انقلاب فراموش نشده است. آثارِ وی، مشتمل بر کتاب‌های متعدد و از جمله مجموعه‌ی چهارجلدی زندگی‌نامه‌ی خودش، سراسر یک دوران را در برمی‌گیرد، از پیوستنِ زودهنگام‌اش به مبارزه‌ی آنارشیستی تا کراهتِ خوفناکِ زندان‌های فرانکیستی. ادامه خواندن مصاحبه با دیه‌گو اَبل پاز

اعلامیه‌ی حقوق،ماده‌ی ۸ ب:حقِ خوراکی سالم و طبیعی؛ماده‌ی ۸ پ:حقِ سلامتی

jeld elaamieh Raoul
ماده‌ی ۸ ب
هر موجودِ انسانی حقِ خوراکی سالم و طبیعی دارد

۱- هیچ‌کس نباید حقِ برآوردنِ نیاز به تغذیه‌اش را به بهای هیچ‌ نوع بنده‌گی، پرداخت عوارض یا انجام تکلیف بپردازد. منظور از نیاز در این‌جا نه فقط رساندنِ عناصرِ غذاییِ لازم برای سلامتِ تن بلکه کیفیت و تنوع فرآورده‌هایی است که مطابق با بهترین عرضه‌ی طبیعت و ابداع‌گرانه‌ترین نبوغِ انسانی کشت می‌شود. ادامه خواندن اعلامیه‌ی حقوق،ماده‌ی ۸ ب:حقِ خوراکی سالم و طبیعی؛ماده‌ی ۸ پ:حقِ سلامتی

اعلامیه‌ی حقوق، ماده‌ی ۸ : حق ِ رایگانی لوازم زندگی؛ ماده‌ی ۸ الف : حق مسکن ِ هم‌خوان با امیال

jeld elaamieh Raoul
ماده‌ی ۸
هر موجودِ انسانی دارای حقِ رایگانی لوازمِ زنده‎گی است

۱- تأمینِ حداقلِ حیاتی نمی‌تواند به ارضای نیازهای ابتدایی تقلیل یابد، نیازهایی مانند خوراک و نوشاک، جفت‌گیری، درمان، رفت‌وآمد، انطباق‌یابی، گردهم‌آیی، دیدوبازدید، رفع خستگی، تغییرِ مشغولیت، رفاه‌جویی، بهبودِ شرایطِ زنده‌مانی. بنابراین جامعه مؤظف است به هریک از اعضایش وسائل و امکاناتِ مادی‌یی را تخصیص دهد که، با آزادساختنِ او از چنگِ اضطرابِ ناشیِ از اجبارِ روزمره یا دوره‌یی ِ تأمینِ آن‌ها، به وی این آزادی را می‌دهد تا بتواند این نیازها را مطابقِ امیال‌اش پالایش دهد. ادامه خواندن اعلامیه‌ی حقوق، ماده‌ی ۸ : حق ِ رایگانی لوازم زندگی؛ ماده‌ی ۸ الف : حق مسکن ِ هم‌خوان با امیال

بنژامن پره، اکتاویو پاز،دیه‌گو ابل‌ پاز

abelpaz_02شور و شیفتگی‌های ما در زندگی مارپیچ‌های غریبی را در می‌نوردند، منظومه یا صورتِ فلکی (هم‌اختران) برآمده از زیسته‌های ما پیامدِ یک صراطِ مستقیم نیست. درهم‌تنیده‌گیِ درنوشتن و درنوردیدن، به واژه‌ی «سرنوشت» در ذهنِ و زبانِ فارسی من پژواکِ عجیبی می‌بخشد. در زبان فرانسه تفاوت ظریفی میان دو واژه‌ی destin وdestinée هست که به‌آسانی به فارسی ترجمه‌شدنی نیست. رائول ونه‌گم این روزها نوشتن کتابی را به پایان رسانده که عنوان‌اش De la Destinée « درباره‌ی سرنوشت» است. وقتی از او درباره‌ی این تفاوت می‌پرسم با اشاره به شارل فوریه، معنای « سرنوشت ِ مقدر و ازپیش معین‌شده» را در برابرِ « سرنوشتی که هر انسان برای خود می‌سازد» قرار می‌دهد.  به تعبیر من منظور سرنوشتی است که با درنوردیدن‌اش خود نویسنده‌ی آن ایم. هرچند تنها درپایان و با به سررسیدن عمر، راه‌های طی‌شده « نقشه» ای از سفری به نام زندگیِ  را ترسیم می‌کنند. ادامه خواندن بنژامن پره، اکتاویو پاز،دیه‌گو ابل‌ پاز

اعلامیه‌ی حقوق، ماده‌ی ۷:هر موجودِ انسانی حق دارد به هر کجا و هرطور که می‌خواهد نقل مکان کند

jeld elaamieh Raoul
ماده‌ی ۷
هر موجودِ انسانی حق دارد به هر کجا و هرطور که می‌خواهد نقل مکان کند

۱- هیچ‌کس نمی‌تواند از آزادی عمل و صاحب‌اختیاربودن خویش منع شود. بنابراین، به موجبِ حقِ کوچ‌کردنی که نمی‌تواند با هیچ مرز و کنترل و مانعی محدود گردد، هرکسی مجاز است بسته به میلِ خود جابه‌جا شود و تغییر مکان دهد.

تفسیر ادامه خواندن اعلامیه‌ی حقوق، ماده‌ی ۷:هر موجودِ انسانی حق دارد به هر کجا و هرطور که می‌خواهد نقل مکان کند

اعلامیه‌ی حقوق: ماده‌ی ۶: هر موجودِ انسانی حقِ برخورداری آزادنه از زمان‌اش را دارد

jeld elaamieh Raoul
ماده‌ی ۶
هر موجودِ انسانی حقِ برخورداری آزادنه از زمان‌اش را دارد

۱- آدمی که از ۹۰ درصد زمان‌اش برخوردار نباشد یک برده است. زمانِ تخصیص‌یافته به زنده‌گانی را تا به امروز زمانِ کار تنظیم کرده، واپس رانده و بیگانه ساخته است، این حق ماستِ که آن را دوباره از آنِ خود سازیم تا به اقتضاهای زنده‎گی، که به اجحاف از آن برکَنده ‌شده، بازش گردانیم.

تفسیر

اقتصادِ زیر سلطه‌ی الزاماتِ تولیدی مرخصیِ باحقوق را، که به‌ زورِ مبارزاتِ کارگری به دست آمده بود، به وقفه و زمان استراحتی در خدمتِ احیای نیروی کارِ فرسوده از شتاب‌گیری آهنگِ تولید، تبدیل کرد. همین که ضرورت مصرف بر اجبارِ تولید چیره‌گی یافت، مفهومِ ریاکارانه‌ی تفریحاتْ نیرنگی شد در خدمتِ دورانی که در آن دست‌مزدِ کارگر، که در بخشِ زین‌پس اولویت‌مندِ مصرف به کار می‌رفت، ازخودبیگانگیِ زحمت‌کشانه را استمرار می‌بخشید. ادامه خواندن اعلامیه‌ی حقوق: ماده‌ی ۶: هر موجودِ انسانی حقِ برخورداری آزادنه از زمان‌اش را دارد

اعلامیه‌ی حقوق، ماده‌ی ۵: هر موجودِ انسانی حقِ خوش‌بختی دارد

jeld elaamieh Raoul
ماده‌ی ۵
هر موجودِ انسانی حقِ خوش‌بختی دارد

۱- خوش‌بختی فرد باید پایه و هدفِ هر سازمانِ اجتماعی باشد.

تفسیر

خوش‌بختی طلب‌شده‌ترین و کم‌قسمت‌‌شده‌ترین چیز در دنیاست. یعنی بیش‌تر از هر چیزی خواستار دارد و کم‌ترین سهم‌اش نصیبِ آدمیان می‌شود. بنیانِ خوش‌بختی تمایلِ طبیعیِ کودک به گریختن از رنج و ملال و جستنِ لذت و اعجاب [شگرفایی] است.

آدم‌های خوش‌بخت به فکر آسیب و آزاررساندن به هم‌نوعان‌شان نیستند، برعکس، از ترویجِ بهروزی برای افزایشِ سعادتِ خود خرسند و کام‌یاب‌ می‌شوند، زیرا محنت و بدبختیِ دیگران محدویتی تحمل‌ناپذیر در برابرِ اشتها و اشتیاق به لذت‌هاست. ادامه خواندن اعلامیه‌ی حقوق، ماده‌ی ۵: هر موجودِ انسانی حقِ خوش‌بختی دارد

جمعه، زیر چتر لوتره‌آمون

les champs

صبح، همین‌که پلک‌هایم بی‌اختیار باز شدند تا بیداری را به آرامی احساس کنم، و از دنیای رازآمیز خیال‌ها و رؤیاهای شبانه به سوی واقعیتِ روز پل بزنم، مثل اغلب صبح‌ها، می‌دانستم که برای بیرون آمدن از دنیای درون و رفتن به زیر بارانِ « اخبار» ناگوار ِ روز باز باید چترم را بازکنم.
ستیز میان اصلِ لذت و دل‌خواست‌های درون‌جوش و اصلِ تحمیلی و برون‌زادِ واقعیت، ستیز میان ممکناتِ بی‌کرانِ کودکی و ناممکناتی است که واقعیتِ بالغ و غالب بر روابطِ اجتماعی بر ما تحمیل می‌کند. ادامه خواندن جمعه، زیر چتر لوتره‌آمون

Behrouz Safdari