بایگانی دسته: نیچه

فراسوی خیر و شر، بند ۲۹۶

 

par delà le bien et le mal

دیشب  به هنگام نوشتن متنی و نیاز به یک نقل‌قول،بارِ دیگر ناگزیر شدم به دلیل نقص و اشکالِ ترجمه‌ی فارسیِ موجودْ متن مورد استنادم را خودم ترجمه کنم. متنِ مزبور بند ۲۹۶ از فراسوی خیر و شرِ نیچه است. همان‌طور که قبلاً هم اشاره کرده بودم، متنِ فارسی این کتاب با عنوان فراسوی نیک و بد، به ترجمه‌ی داریوش آشوری، ترجمه‌ی خوبی نیست. ادامه خواندن فراسوی خیر و شر، بند ۲۹۶

هم سال و هم سایه

 

music-spiral-jpg

آمیزه‌ی زمان‌مندی، مکان‌مندی و روانِ انسان، یعنی موقعیتِ تاریخی ـ جغرافیاییِ او در پیوند با حالاتِ روانی، حسی و اندیشگیِ او، زندگی و سرنوشت‌اش را رقم می‌زند.

زیستن در خطه‌های گوناگون جغرافیایی و فرهنگی بر اثرِ مهاجرت، یا گشایشِ ذهنیت و شناخت به آفاقِ متنوعِ حیاتِ انسانی، استنادهای تک‌تقویمی را می‌زداید و از غلظتِ گرایش‌ به تک‌هویت بودن می‌کاهد. از این‌رو اعتدالِ بهاری، نوروز و تحویلِ سالِ نو، برای کسانی که مدت‌هاست بیرون از زادبومِ این تقویم زندگی می‌کنند، یا به نسبیتِ فرهنگیِ سال‌شماری‌ها واقف اند،  معنایی دیگر می‌گیرد و به تقویم‌هایی به افق‌های فرهنگیِ متفاوتِ سال‌شماری می‌آمیزد، و « سالِ نو » را به رویدادی بیش از یک‌بار در سال تبدیل می‌کند! بی‌آن‌که پژواک‌های عاطفیِ خاطره‌آمیز نوروز محو گردد. ادامه خواندن هم سال و هم سایه

نیچه و آنارشیسم ـ ۴ : نیچه و جنبش‌های کارگری لیبرتری ـ نوشته‌ی دانیل کولسون

David_Levine

دانیل کولسون Daniel Colson ، یکی از آنارشیست‌های فرانسوی است که من در ارتباط با کارهایش و به قصدِ ترجمه‌ی بعضی از پژوهش‌هایش به فارسی چند سال پیش با او تماس گرفتم. آخرین بار، حدود دو سال پیش، او را در نمایشگاه کتاب لیبرتر در شهر لیون دیدم. می‌گفت که در آستانه‌ی بازنشستگی است. او استاد جامعه‌شناسی در دانشگاهِ سنت اتی‌ین فرانسه بوده و به‌طور عمده در زمینه‌ی تاریخِ آنارشیسم و فلسفه کتاب و مقاله نوشته است. از جمله کتاب‌هایش: ادامه خواندن نیچه و آنارشیسم ـ ۴ : نیچه و جنبش‌های کارگری لیبرتری ـ نوشته‌ی دانیل کولسون

نیچه و آنارشیسم ۳: بخشی از پیش‌درآمد دیونیزوس با پرچم سیاه

Dyonisos-couv1

بر روی دریای فلسفه‌ی آلمانی با نیچه برای نخستین بار درفش سیاه دزدان و رهزنانِ دریایی پدیدار می‌شود: مردی از نوع و نژادی دیگر، گونه‌ی نوینی از قهرمانی، فلسفه‌‌ای که دیگر نه در ردای اساتید و علما بلکه جوشن‌پوش و مسلح برای نبرد نمودار می‌شود.

استفان تسوایک، نیچه، نبرد با دیوِ درون،[۱]

هرگز هیچ پیرپسری این‌همه بچه به دنیا نیاورده است.

فیلسوف ما پس از مرگ‌اش به بسیاری سفره‌ها مهمان شد ــ سفره‌های  سوسیالیستی، فاشیستی، لیبرالیستی، آریستوکراتیک، نازیستی، کاپیتالیستی و ضد کاپیتالیستی … به نوبت برایش چیده شد. ادامه خواندن نیچه و آنارشیسم ۳: بخشی از پیش‌درآمد دیونیزوس با پرچم سیاه

نیچه و آنارشیسم، ۲ – پیش‌درآمد کتاب نیچه و استیرنر

stirner-y-nietzsche

بخش‌هایی از کتاب نیچه و استیرنر، نوشته‌ی آرنو مونستر

الف.
پیش‌درآمد

در دورانی که آثار ادبی و بررسی‌های فلسفیِ مربوط به نیچه سریعاً به نوعی ریزشِ بهمن تبدیل شده‌اند که پیوسته حجیم‌تر می‌شود و هر ساله بررسی‌های و کتاب‌های بیشتری به بازار کتاب می‌آید که با دانشی بی‌سابقه عملاً بر همه‌ی جوانبِ فلسفه‌ی نیچه روشنی می‌افکنند (از «بازگشت جاودانه» گرفته تا «مرگ خدا» و گسستِ نیچه‌ای از متافیزیک )، در مطالعاتِ نیچه‌ای اخیر یکی از جنبه‌های اساسی فلسفه‌‌ی او که کمتر از همه روشن شده و بنابراین بیشتر از همه مورد اختلاف نظر بوده است بُعد «سیاسیِ»، به معنی اخص کلمه، فلسفه‌ی اوست که تبلور یکی از رادیکال‌ترین و خیره‌کننده‌ترین اشکال گسست از اندیشه‌ی سیاسیِ « کلاسیک» در تفکر نیمه‌ی دوم سده‌ی نوزدهم است. ادامه خواندن نیچه و آنارشیسم، ۲ – پیش‌درآمد کتاب نیچه و استیرنر

رنزو نوواتوره: آنارشیستِ شاعر، راهزن و دوستدار نیچه

Renzo Novatore

در ارتباط با موضوع نیچه و آنارشیسم، هنگام یادداشت برداشتن از کتابی به نام «دیونیزوس با پرچم سیاه»، بار دیگر با این پرسش رو به رو می‌شوم، که خواننده‌ی فارس‌زبان را چگونه به منابع یادشده ارجاع دهم. مثلاً این عبارات: ادامه خواندن رنزو نوواتوره: آنارشیستِ شاعر، راهزن و دوستدار نیچه

هولدرلین هم!

در یادداشت قبلی، به این مسئله اشاره کردم که برای نقل قول آوردن از روی ترجمه‌های فارسیِ آثار مورد استنادم با چه موانعی روبه‌رو می‌شوم. اما گاهی غافل‌گیر هم می‌شوم. ادامه خواندن هولدرلین هم!

نیچه: در باره‌ی بُتِ نو

nietzsche

در باره‌ی بُتِ نو

هنوز در جاهایی مردمان و رمگانی وجود دارند. اما نه این‌جا نزدِ ما، برادران، نزدِ ما دولت‌ها وجود دارند.
دولت؟ دولت چیست؟ پس خوب گوش کنید تا سخن‌ام را در باره‌ی مرگِ مردمان به شما بگویم.
سردترینِ هیولاهای سرد دولت نام دارد و به سردی دروغ می‌گوید؛ و این دروغ از دهانش بیرون می‌خزد که: « من، دولت، خودِ مردم‌ ام». ادامه خواندن نیچه: در باره‌ی بُتِ نو

نیچه و آنارشیسم پیش‌درآمد- ۱

گذاشتن حرفِ ربطِ « واو» میان این دو واژه، به‌ویژه اگر نشان دادنِ نزدیکی‌ها و پیوندهایشان هدف باشد، اقدام چندان رایجی نیست؛ حتا در زبان‌های اروپایی که مخزن اصلیِ آثارِ نیچه و جنبشِ آنارشیسم است. با وجودِ وفور و کثرتِ باورنکردنی پژوهش‌ها و تفسیرها، به زبان فرانسوی، در باره‌ی آثار و آرای نیچه، موضوعِ رابطه‌ی نیچه با سیاست یا اندیشه‌ی سیاسی نیچه به طور کلی، و رابطه‌اش با آنارشیسم به طور خاص، به طرز عجیبی، به خصوص از سوی گرایشِ پسامدرنیستِ طرفدارِ نیچه کمتر کاویده و بررسی شده است. ادامه خواندن نیچه و آنارشیسم پیش‌درآمد- ۱

هانری لوفه‌ور:نیچه و عقل‌ستیزیِ آلمانی؛نیچه و فاشیسمِ هیتلری

hen

نیچه و عقل‌ستیزیِ آلمانی

شلینگ در جستاری درباره‌ی اسطوره‌شناسی، تفسیری رومانتیک از اساطیر پیش نهاده بود. به نظر او، این اساطیر نه افسانه‌اند، نه فانتزی‌های تخیل، نه حکایت‌هایی تحریف‌شده، نه نمادهایی انتزاعی، نه ابداعاتِ اولیای دین، و نه سرانجام پیش‌طرح‌های یک اندیشه‌ی عقلانی، بل‌که تبیین‌هایی از یک اندیشه‌اند که به‌طور کیفی متفاوت از اندیشه‌ی مفهومی است. در این نظریه، اسطوره‌ها بیانِ مستقیمِ طبیعت هستند.

یکی از استادانِ نیچه، ژاکوب بورکهارت، تاریخ را یادآوری و فراخوانیِ جادوییِ گذشته می‌دانست ـــ و تراژدی را آیینِ رستاخیزِ قهرمانانِ مرده. ادامه خواندن هانری لوفه‌ور:نیچه و عقل‌ستیزیِ آلمانی؛نیچه و فاشیسمِ هیتلری