ترجمه به‌مثابه نقد و بحران، بخش دوم

tour-de-Babel-

Considération – observation – réflexion – méditation  – remarque – note

هر مترجم فارسی‌زبانِ منصفی می‌تواند اذعان کند که هنگام مواجهه با واژه‌های بالا معادل‌های دقیق ، یکدست، رسا و روانی به ذهنش نمی‌رسد و به‌ناچار به معادل‌های موجود و متداول در لغت‌نامه‌ها یا ترجمه‌های دیگر رومی‌آورد. یعنی معادل‌ها و مترادف‌هایی چون تأمل، تعمق، مداقه، غور، تفکر، ملاحظه، مشاهده، نظر، توجه، دقت، تذکر یا صورت‌های فارسی‌ِ آن‌ها، از قبیلِ درنگریستن، دراندیشیدن، درنگیدن، بازبینی، یادآوری. ادامه خواندن ترجمه به‌مثابه نقد و بحران، بخش دوم

ترجمه به‌مثابه نقد و بحران یا پَرژَن و پَرژَنه

tour-de-Babel-

اخیراً از خبر انتشار دو کتاب  در ایران بسیار خوشحال شدم. یکی فرهنگ ریشه‌شناختی فارسی، (در پنج جلد) از محمد حسن‌دوست، و دیگری تاریخ ترجمه در ایران، از دوران باستان تا پایان عصر قاجار، نوشته‌ی عبدالحسین آذرنگ. هرچند هنوز هیچ‌یک از این کتاب‌ها به دستم نرسیده و اطلاعاتم درباره‌ی آن‌ها محدود به گزارش‌ها و مصاحبه‌هاست، اما صرفِ فعلیتِ یافتن چنین مباحثی در عرصه‌ی کتاب و کتاب‌خوانی را نشانه‌ای نویدبخش از تعمیقِ اندیشه و کاوش در باره‌ی مسئله‌ی بنیانیِ زبان فارسی در دوران جدید می‌دانم. ادامه خواندن ترجمه به‌مثابه نقد و بحران یا پَرژَن و پَرژَنه

پیام به تحریریه‌ی رویدادهای معماری به مناسبت معرفی جنبش موقعیت‌سازان

debord-naked-city

برگرفته از سایت رویدادهای معماری  : http://memari.online/20585/

اگر به این قائلیم که هر متن می‌تواند و باید آغازگر گفت‌وگویی باشد، چه بهتر است که این گفت‌وگو را رو به کسانی بیاغازیم که بر موضوع متن احاطه‌ی کامل دارند. بر همین اساس جستار «کنستانت؛ زدودن مرزهای معماری، سیاست و میل» را برای بهروز صفدری فرستادیم که سال‌ها و سال‌هاست بر موقعیت‌سازان متمرکز است و بدون شک پهنه‌ی این قلمرو را بیش از دیگران پیموده است.
بهروز صفدری نیز با گشاده‌دستی دعوت ما را پذیرا شد. آنچه می‌خوانید پاسخ او است به جستاری که هم‌اکنون می‌توان گفت در مسیر رستگاری است. ادامه خواندن پیام به تحریریه‌ی رویدادهای معماری به مناسبت معرفی جنبش موقعیت‌سازان

همدارگان سیاسیِ « همه‌ی یک‌‌ها »، میل به آزادی، میل به اُتوپی

La-communaute-politique-des-tous-uns-desir-de-liberte-desir-d-utopie

دوستم مارک تومسن در وبلاگ خود مقاله‌ای از فِرِدی گومز را منتشر کرده است. این مقاله گزارشی است از کتابی در ۴۰۲ صفحه شامل مصاحبه‌های میگل ابنسور با میشل انودو که با عنوان همدارگان سیاسیِ « همه‌ی یک‌‌ها »، میل به آزادی، میل به اُتوپی در سال ۲۰۱۴ توسط انتشارت Les Belles Lettres در پاریس منتشر شده است. ادامه خواندن همدارگان سیاسیِ « همه‌ی یک‌‌ها »، میل به آزادی، میل به اُتوپی

اُتوپی، رؤیایی که نهفته منتظرِ بیداری است

ma_utopiques

به روال همیشگی، نخست چند کلمه‌ای در باره‌ی انگیزه‌هایم برای نوشتن و ترجمه کردنِ متن حاضر می‌آورم یا به عبارتی آن را در « موقعیت »‌اش می‌نهم تا چند و چونِ تولیدش مشخص شود. ادامه خواندن اُتوپی، رؤیایی که نهفته منتظرِ بیداری است

خاراشکن

Saxifraga_paniculata

همیشه گل و گیاهانی را که به‌رغم شرایطِ نامساعد می‌رویند دوست داشته‌ام. چه آن‌ها که در اقلیم‌های کویری از پستانِ زمین خشک به جادوی مکِشی که خود رمزش را می‌دانند می‌نوشند و می‌بالند و چه آن‌ها که بر صخره‌ها و ریگزارها از لابلای مواد سفت‌وسخت می‌شکفند. ادامه خواندن خاراشکن

هنرهای دل‌ و اندرونی، بخش دوم

marcel

ــ شاهدِ گوش‌به‌زنگِ روندِ جوامع باش، اما در برابرِ یاوه‌بافی‌های سیاسی‌ها و سیاست‌ها ناشنوا بمان. اگر از لحاظِ احساسی به چپ گرایش داری همین‌ قدر که اندیشه‌ای برآمده از غریزه‌ی توست، ولو دیگران آن را اندیشه‌ای ارتجاعی بدانند، از بیانِ آن نترس. اما مراقب باش روندِ زنجیره‌وارِ این اندیشه تو را با خود نکشانَد، آن را به‌گونه‌ای که قوای دشمن انتظار دارد شرح و بسط نده. ادامه خواندن هنرهای دل‌ و اندرونی، بخش دوم

میان‌پرده‌‌ای در وصفِ وادادگی‌ها

 

music-spiral-jpg

متنی که با عنوان هنرهای دل و اندرونی ترجمه‌اش را از مقاله‌ی پیش آغاز کردم، به دلِ شماری از خوانندگان نشسته و پیام‌هایشان مرا به ادامه‌ی انتشار این متن و چنین متن‌هایی دلگرم‌تر کرده است. اما در اثنای کار برای به پایان رساندن ترجمه‌ی بخش دوم و انتشار آن، اقلیم ذهنی و عاطفی من دستخوش تلاطم‌‌هایی شد که می‌خواهم پژواکی از آن را به صورت این میان‌پرده و پیش از ادامه‌ی آن متن در این‌جا بیان کنم. به چند دلیل: ادامه خواندن میان‌پرده‌‌ای در وصفِ وادادگی‌ها

هنرهای دل‌ و اندرونی

arts viscéraux

دو سال پیش در ایامی مشابه، در معرفی مارسل مورو و ترجمه‌ی قطعه‌ای از او نوشته بودم:

سیلِ فقیرسازیِ آگاهی این روزها چه آزارنده است برای اذهانی که در پروای غنی‌سازی شعورِ خویش‌اند. گاهی عصاره‌ و لب و لبابِ جامعه‌ی نمایشگریِ یک‌پارچه برای هر چشم غیرمسلحی نیز برملا می‌شود. ادامه خواندن هنرهای دل‌ و اندرونی

Behrouz Safdari