نام بعضی نفرات، رزقِ روحم شده است، وقت هر دلتنگی، سويشان دارم دست، جرئتم می‌بخشد، روشنم می‌دارد. میل به اشتراک و تقسیمِ شیفتگی‌ها که همیشه برای من انگیزه‌ی نوشتن و ترجمه بوده حالا مشوقِ من در ایجاد این وب‌سایت شده است. تا از نفراتی که رزقِ روح من شده‌اند بگویم. اگر سرنوشت‌ها و تقویم‌های مقّدر و جبریِ انسان را تاکنون بت‌هایی رقم زده‌اند که حاکم بر زنده‌مانیِ او بوده‌اند، سرنوشت و تقویمِ خودخواسته و خودساخته‌ی انسان را اما زندگانیِ واقعی او رقم می‌زند. از سویی، زنده‌مانی و بقا، جبرِ مقدر، توالیِ مکانیکی و کمّی ِ واحدهای زمانی در افقی از تکرارِ و سپری‌شدنِ یک‌نواخت. از سویی دیگر، توزیع و تبدیلِ این آحادِ زمانی به لحظه‌های کیفی و آفریدنِ موقعیت‌ها در زندگی روزمره. تبدیل‌سرشتِ تقدیرِ تحمیلی و زمانِ ازخودبیگانه به سرنوشت و زمانِ خودآفریده، به کودکیِ زمان یا زمانِ کودکی. بازی کردن با زمان، بازی کردنِ زندگی. اما این زمان‌مندیِ انسان درعین‌حال به مکان‌مندیِ او آمیخته است. مجموع این دو بُعد چیزی را رقم می‌زند که من آن را «دهکده»ی ذهنیتِ خود می‌نامم. این وب‌سایت بازتابی از حال‌وهوای این دهکده و «هم‌ولایتی»های اندیشگیِ من است.

آخرین مطالب

درود و بدرود مارک تومسن

فردا، دوست ما مارک، در خانیا در جزیره‌ی کرت به خاک سپرده خواهد شد.در این باره خواهم نوشت، فعلاًاز میان پیام‌هایی که در این مراسم خوانده خواهد شد ترجمه‌ی فارسی دو پیام را منتشر می‌کنم. مارک عزیز، تو هیچ‌گاه از شمارِ مردگانِ متحرکی که احتضارِ طویلِ جهانِ کهنه را استمرار می‌بخشند نبودی و نخواهی بود. از همین‌رو من تو را به اسمِ همان زنده‌دلی‌ و نشاطی خطاب می‌کنم که هرگز ترک‌ات نکرد و حضورش در میانِ...

در چنگ ناباوری

این جمله از لوتره‌آمون که «شعر باید توسط همه ساخته شود»، پیوسته در متن‌های رائول ونه‌گم بازگفته شده است. در فرصت دیداری که چند روز پیش با او فراهم شد، در میان حرف‌هامان به وی گفتم که جا دارد گاهی هم به منظور ضمنی لوتره آمون از واژه‌ی «همه» در این جمله اشاره کند، خاصه آن که چنین برداشتی از معنای «همه» در بسیاری از از نوشته‌های خودش نیز، به ویژه در کتاب « سرنوشته»، تاروپود نگرش و اندیشه‌اش را ساخته...

پیوندگستری ـ ۱- کرشمه‌ی زندگی

از آخرین متنی که در این سایت منتشر کرده‌ام تا امروز تقریباً یک فصل فاصله افتاده و حالا در این اولین روز بهار و آغاز سالِ نوِ دیگری به تقویم فلاتِ ما، بر خلاف هوای برفی دیروز، آفتابی دست‌ودل‌باز چند لته ابر ریش‌ریش را به بازی گرفته است تا این «کرشمه‌ی صبح» رشته‌ی دراز بیم و امیدهایم را در نسیم خود تاب دهد و برقصاند. معنی اصلیِ کرشمه، ناز و دلربایی است، و شبیه کلماتی دیگر  چون دلاویز و دلکش،...

متن کاملِ ۲۱ بند از بازگشت به پایه، نوشته‌ی رائول ونه‌گم

در دنیایی که بیش از پیش طعمه‌ی زشتی‌های پول و محاسبه‌گریِ خودخواهانه است، بازگشت به زیبایی، به دوستی، به عشق، به سخاوت‌مندی، به همیاری، مروّجِ براندازی‌یی می‌شود که ترجیع‌بندِ حُسن‌نیت‌های اخلاقی و صدقاتی را به امری مسخره تبدیل خواهد کرد. شمِّ انسانی به ریشِ ایده‌ئولوژیِ بشردوستی‌ می‌خندد، درست به همان‌سان که زندگیِ راستین صحنه‌پردازی‌هایِ جعل‌وقلب‌کننده‌ی زندگیِ اصیل را به پشیزی نمی‌گیرد. زمان...

رائول ونه‌گم: بازگشت به پایه ـ بندهای ۵ تا ۱۳

برای آن‌که خوانندگان خواستار را زیاد منتظر نگذارم، ترجمه‌ی این متن را به‌تدریج قسمت می‌کنم. در ادامه‌ی چهار بندی که در مقاله‌ی پیش آمد، اینک چند بند بعدی این متن را می‌خوانید. ۵ علیه فقیرسازیِ زندگی «از امروز کام بیابید که فردا بدتر خواهد بود» کاراترین شعارِ مصرف‌گرایانه‌ی سرمایه‌داری بوده است. اما از این‌پس دیگر کاربردی برایش ندارد زیرا ما را در برابر عملِ انجام‌شده می‌گذارد. حکمی که اکنون صادر...

نامه‌ای از شیلی و بازگشت به پایه

مطلبی که در زیر می‌خوانید شامل نامه‌ای است از سوی یک زن شورشیِ شیلیایی به رائول ونه‌گم و بخشی از پاسخ رائول به او. متن کامل این پاسخ را در روزهای آینده در اختیار خوانندگان این سایت خواهم گذاشت. نسخه‌ی فرانسوی این دو متن‌ در این نشانی در دسترس است: نامه‌نگاری با یک زن عصیان‌گرِ شیلیایی نامه از شیلی ( به رائول ونه‌گم) (…) در باره‌ی وضع شیلی در این روزها، به نظرم تروریسم بهداشتی و مضحکه‌ی...

احوال‌پرسی و تاب‌آوری

تا چند روز دیگر این وب‌سایت شش ساله می‌شود. گاهی چنین سالگردهایی را، گردش و چرخش زمین در زمان، موضوعِ نوشته‌ها و ترجمه‌هایی کرده‌ام. به‌خصوص در مقاله‌‌های نت‌هایی در مقام سال نو ، و ژانویه‌ای دیگر با نیچه .‌ پشت سر گذاشتنِ یک سالِ دیگر، و در آستانه‌ی آغازیدنِ سالِ نوِ دیگری، آن هم در تلاطمِ نحسِ همه‌گیری کورونایی از سویی  و از پسِ نکبتی خاص که پاچه‌گیرِ من شد و مرا در این سال به تعلیقی نُه...

به یاد بانوی ایستاده، سیمون دوبو

دیشب پیامی از رائول ونه‌گم دریافت کردم با این جمله: « به یادِ سیمون دوبو از صمیم قلب». بعد مقاله‌ای در سایت مدیاپارت خواندم، حاوی خبر درگذشت سیمون دوبو  همراه با مصاحبه‌ای که سال پیش با او انجام شده است. عنوان مقاله این است: «شور آفرینشگر» فیلسوف صدساله سیمون دوبو پایان گرفت و در ادامه: «سکسوالیته، آن لاشبرگی است که همه‌ی ایده‌های بزرگ بر آن می‌رویند.»  این بود اصلِ اعتقادی فیلسوف سیمون...

تأملاتی در باره‌ی زمانه‌ی جاری

از اکتبر سال ۲۰۱۸ ، آغاز جنبش جلیقه‌زردها در فرانسه، تا ماه‌های میان آخر سال ۲۰۱۹ و اوائل ۲۰۲۰، در بسیاری از نقاط سیاره‌ی ما موج‌هایی خروشنده از شورش و سرتافتگی اجتماعی، به اشکال گوناگون، علیه وضع موجود، علیه حاکمیت سرمایه و منطقِ زندگی‌کُشِ آن، جاری شده بود. نشانه‌های متعددی در اظهارات ارباب بی‌مروت دنیا در نهادهای گوناگون قدرتِ استثماری، حاکی از نگرانی و هراس آن‌ها از تقویت و گسترش این امواج...

اطمینان و نااطمینانی

شماری از دوستان خواننده‌‌ی این وب‌سایت در هفته‌ی گذشته بازگشت و ازسرگیری فعالیت مرا با پیامک‌های مهرآمیزشان در صفحه‌ی فیس‌بوک خوشامد گفتند، در این‌جا از لطفِ همه‌ی آن‌ها قدردانی می‌کنم. در ادامه‌ی پیش‌درآمدی که هفته‌ی گذشته نوشتم، حالا انتخابِ موضوع از میان موضوع‌هایی که به‌صورت کلی و روی‌هم‌ریخته مطرح کرده بودم، مرا بر می‌انگیزد تا با بسط همین انتخابِ موضوع  و تبدیل‌اش به  موضوعِ...

بایگانی

برچسب‌ها