در شناخت جنبش مه ۶۸، بخش دوم: سیتواسیونیست‌ها و مه ۶۸

imagin

در ادامه‌ی بررسی شناخت جنبش مه ۱۹۶۸ و علل ناشناخته ماندن آن در ایران، اکنون به جایگاه و تأثیر سیتواسیونیست‌ها در آن جنبش می‌پردازیم. نخست به چگونگی روند فراگیرشدن شعارهای سیتواسیونیستی نگاهی می‌اندازیم و سپس ترجمه‌ی فارسی مقاله‌ای با عنوان ” پایان پیشاهنگ‌ها، سیتواسیونیست‌ها و جنبش مه ۱۹۶۸ ” به قلم ژان ـ کریستف آنگو را می‌خوانیم. ادامه خواندن در شناخت جنبش مه ۶۸، بخش دوم: سیتواسیونیست‌ها و مه ۶۸

خواروز: دو شعر برای رُنه شَر و چند قطعه‌ی دیگر

Juarroz

 

۱

هر حرف تردیدی است،

هر سکوت تردیدی دیگر.

بااین‌همه

پیوند‌شان به ما مجال می‌دهد

تا نفس بکشیم ادامه خواندن خواروز: دو شعر برای رُنه شَر و چند قطعه‌ی دیگر

بی‌آزرمی و بی‌معنایی

music-spiral-jpg

در رویارویی با موجِ تند و تیزِ پسامدرن، ما خوانندگان‌مان را به مقاومت دعوت می‌کنیم. همان‌گونه که لاکاپریا می‌گوید، دورانِ ما دوستدارِ مفهوم‌سازیِ افراطی‌ای است که « برای جلب توجه کردن » باید درخشان باشد، ولو به حد بی‌معنا بودن برسد. برعکس، ما نیز به دنبالِ اندیشه‌ورزانی چون اورول، در پیِ اندکی آزرم و تواضع بیش‌تر هستیم، و نیز بازگشتی به « عقلِ سلیم». از آن‌جایی که « گرایشِ مسلطِ نثرِ مدرن دورشدن از امر انضمامی است»، بهترین شیوه‌ی محافظت از خودمان در برابرِ این پدیده، پی‌روی از این سفارشِ اورول است: « زبان‌تان را ساده‌تر کنید، با این‌کار از خودتان در برابر بدترین بلاهت‌های راست‌کیشی محافظت کرده‌اید. دیگر نخواهید توانست هیچ‌یک از زبان‌های زرگری متداول را به کاربرید، تا بدانجا که اگر نظرِ احمقانه‌ای را بیان کنید، حماقتِ آن بر همگان آشکار خواهد بود، از جمله بر خودتان.»

ادامه خواندن بی‌آزرمی و بی‌معنایی