طاعون عاطفی

 

image ph 2

[ آن‌هایی که نخستین پاره‌سنگ‌ها را پرتاب می‌کنند، و آن‌هایی که شایعاتِ مرگ‌بار می‌پراکنند، و آن‌هایی که پلیس و قاضی‌ها و سگ‌ها و انبوهِ جمعیت و روان‌پزشک‌ها را در پیِ دله‌دزد، ولگرد، یهودی، سیاه‌پوست، مهاجر و مطرود کیش می‌دهند، و آن‌هایی که « حقایق » دینی، سیاسی، علمی‌شان را با قیل و قال‌های صوفی‌گرانه می‌پراکنند، و همه‌ی پُرشمارانی که به هیئتِ همسرایانِ کلیسا، حزب، فرقه، پشتِ سرِ پیشواها روانه می‌شوند ادامه خواندن طاعون عاطفی

لنین و لنینیسم، رهبرانِ پرولتاریای جهانی؟ نستور ماخنو

makhno

چند نکته‌ی مقدماتی:

هرچند من از کسانی نیستم که به عدد و رقم استناد می‌کنند اما در این مورد خاص شاید بعضی ارقام گویای حقایقی باشند.  اگر آماری که در سامانه‌ی وب‌سایت‌ام می‌بینم درست باشد مقاله‌ی پیشین، « ولایت لنین »، طی سه روز نزدیک به ۹۰۰۰ «بازدیدکننده» داشته است. ادامه خواندن لنین و لنینیسم، رهبرانِ پرولتاریای جهانی؟ نستور ماخنو

در حاشیه «ولایت لنین»

couv Chazoff

لنینیسم، نیز انقلابی است که به زورِ تفنگ به ملوانانِ کرونشتات و طرف‌دارانِ ماخنو توضیح داده شد. یک ایده‌ئولوژی.

در چارچوب گفت‌وشنود دوستانه با حسن مرتضوی در مقاله‌ی پیشین نکته‌هایی مطرح کردم، و از جمله در پاسخ به یکی از پرسش‌هایش نوشتم: ادامه خواندن در حاشیه «ولایت لنین»

نامه‌ی استالین به فرزندانِ باهم آشتی‌کرده‌اش

couv lettre staline

در راستای تداوم و توسعه‌ی هم‌اندیشی و گفت‌وشنودی که با دوستم حسن مرتضوی از خلال دو مقاله‌ی پیشین در این وب‌سایت شکل گرفته، به سراغ متنی رفتم از رائول ونه‌گم، با عنوان نامه‌ی استالین به فرزندانِ سرانجام باهم آشتی‌کرده‌اش از شرق و غرب. که چاپ نخست آن در ۱۹۹۲  در نشر manyaو تجدیدِ چاپِ آن در ۱۹۹۸ در نشر verdier انجام گرفته. مقدمه‌ی این چاپ را، با عنوان امپراتوری سایه‌ها، رائول در ۱۹۹۷ نوشته که من ترجمه آن را آخر همین مقاله می‌آورم. ادامه خواندن نامه‌ی استالین به فرزندانِ باهم آشتی‌کرده‌اش

گزارشی از کتاب بین‌الملل نوع بشر، در روزنامه‌ی شرق

گزارشی از کتاب بین‌الملل نوع بشر، در روزنامه‌ی شرق، به تاریخ یکشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۵

http://www.sharghdaily.ir/Default.aspx?NPN_Id=1212&PageNO=11

تعجب دارد یا ندارد؟  در حاشیه‌ی یک پرسش

 

در واکنش به متنی که دیشب در این وب‌سایت منتشر کردم، دوستم حسن مرتضوی در صفحه‌ی فیس‌بوک این « کامنت » و پرسش را مطرح کرد:

« بهروز جان. ممنون اما كمي لطفا توضيح بده چرا ابراز تعجب از سربرآوردن اجساد موميايي‌شده عجيب است؟ آيا ظهور دايناسورها فقط ناشي از ناداني يا تحریف سرچشمه‌هاست و در نتيجه چون مي‌دانستيم كه از همان ابتدا با چه روبرو هستيم نبايد تعجب مي‌كرديم؟» ادامه خواندن تعجب دارد یا ندارد؟  در حاشیه‌ی یک پرسش

درکِ خودزنیِ دختران در ایران و نقد یاوه‌بافی‌ها

picage

در ۱۴ دی‌ماه مقارن با ۳ ژانویه امسال از سوی رسانه‌ای مَجازی و مُجاز در ایران گزارشی تصویری منتشر شد با عنوان « خودزنیِ دختران در مدارس ایران؛ آموزش و پرورش کی از خواب بیدار می‌شود؟» . در معرفیِ گزارش آمده است: ادامه خواندن درکِ خودزنیِ دختران در ایران و نقد یاوه‌بافی‌ها

ترجمه‌ی تجربه

 

le-vent-de-la-revolte2.jpg

 

همیشه در کنار ترجمه‌ی نوشته‌ها و متن‌هایی که دوست دارم با دیگران تقسیم کنم، میل به ترجمه‌ی زیسته‌ها و تجاربِ دوستانِ غیرفارس‌زبانم نیز در من هست. هم به دلیل پیوند و خاطرات دوستانه‌ام با آن‌ها بر محور نزدیکی‌های اندیشگی و عاطفی، و هم به ویژه از آن‌رو که می‌دانم اگر چیزی در باره‌شان ننویسم بعید است به این زودی‌ها از آن‌ها و تجارب‌شان در زبان فارسی هم سخنی به میان آید و نامی برده شود. ادامه خواندن ترجمه‌ی تجربه

لئو فره؛ عشق، آنارشی

leo-ferre

 

به تولدِ هر روزه‌ی زندگی

 

صدا و شعرِ لئو فره در ترانه‌هایش همیشه یکی از پناه‌گاه‌های من در مصاف با بدکرداری زمانه در کل و دنائت‌های قدرت‌های چپ و راست حاکم در فرانسه به‌طور خاص بوده است. این علاقه باعث شد که حتا شعرهایی از لویی آراگونِ استالینیست را، که لئو فره از آن‌ها ترانه ساخته است، نه تنها تاب آورم بلکه بعضی از آن‌ها را با گیتار با خود زمزمه کنم! ادامه خواندن لئو فره؛ عشق، آنارشی

هم‌ریزگاه

conflu-2

 

کسانی که از انقلاب و مبارزه‌ی طبقاتی سخن می‌گویند بی‌آن‌که صریحاً به زندگی روزمره استناد کنند، بی‌آن‌که بفهمند چه چیزِ بنیان‌براندازی در عشق و چه چیز ایجابی‌ و مثبتی در نپذیرفتنِ اجبارها نهفته است، چنین کسانی جنازه‌ در دهان دارند.

( رائول ونه‌گم، رساله‌ی زندگی‌دانی، فصل یکم، بی‌معناییِ معناشده، بند ۴.)

ادامه خواندن هم‌ریزگاه