افتتاحِ عصرِ زندگان، ما و تمامیت، خوشبختی، و شب‌های ایستاده

 

Collectif-Quatuor-Pour-Une-Autre-Vie

آمیزه‌ی چند موضوع انگیزه‌ی مرکبِ من برای نوشتنِ این متن است: یکی این‌که چندی پیش یکی از خوانندگان دوستارِ این وب‌سایت از من در باره‌ی چگونه خوش‌بخت بودن در این جهان پُر ادبار پرسیده بود. خواننده‌ی دیگری نیز در پیِ مقاله‌ی اخیر، « تونالیته‌ی توتالیته»، در باره‌ی ارتباط مفهومِ تمامیت با زندگیِ روزمره‌مان پرسیده بود. از سوی دیگر، به این فکر بودم که در باره‌ی وضعیتِ اعتراض و مبارزه‌ی این روزها در فرانسه، یعنی « شب‌های ایستاده» چیزی بنویسم. ادامه خواندن افتتاحِ عصرِ زندگان، ما و تمامیت، خوشبختی، و شب‌های ایستاده

تونالیته‌ی توتالیته: مرکب‌خوانی!

 

perspecteurs

*

همیشه پیش از نوشتن، جمله‌هایی به یادم می‌آید. جمله‌هایی که در یکدیگر می‌پیچند و پژواک‌شان جمله‌هایی دیگری را در ذهنم به حرکت می‌اندازد. غلظت و تراکم افکارْ خودم را نیز به تحرک برمی‌انگیزد. پیاده‌روی و قدم‌زدن بهترین واکنش من در این جور وقت‌هاست. راه رفتن و اندیشیدن توأم با حس پدیده‌های بیرون، غلیان درون را آهنگ می‌بخشد. ریتمِ اندیشه‌ها، یا « اندیشیدنِ با پاها». ادامه خواندن تونالیته‌ی توتالیته: مرکب‌خوانی!

فراسوی خیر و شر، بند ۲۹۶

 

par delà le bien et le mal

دیشب  به هنگام نوشتن متنی و نیاز به یک نقل‌قول،بارِ دیگر ناگزیر شدم به دلیل نقص و اشکالِ ترجمه‌ی فارسیِ موجودْ متن مورد استنادم را خودم ترجمه کنم. متنِ مزبور بند ۲۹۶ از فراسوی خیر و شرِ نیچه است. همان‌طور که قبلاً هم اشاره کرده بودم، متنِ فارسی این کتاب با عنوان فراسوی نیک و بد، به ترجمه‌ی داریوش آشوری، ترجمه‌ی خوبی نیست. ادامه خواندن فراسوی خیر و شر، بند ۲۹۶