هم سال و هم سایه

 

music-spiral-jpg

آمیزه‌ی زمان‌مندی، مکان‌مندی و روانِ انسان، یعنی موقعیتِ تاریخی ـ جغرافیاییِ او در پیوند با حالاتِ روانی، حسی و اندیشگیِ او، زندگی و سرنوشت‌اش را رقم می‌زند.

زیستن در خطه‌های گوناگون جغرافیایی و فرهنگی بر اثرِ مهاجرت، یا گشایشِ ذهنیت و شناخت به آفاقِ متنوعِ حیاتِ انسانی، استنادهای تک‌تقویمی را می‌زداید و از غلظتِ گرایش‌ به تک‌هویت بودن می‌کاهد. از این‌رو اعتدالِ بهاری، نوروز و تحویلِ سالِ نو، برای کسانی که مدت‌هاست بیرون از زادبومِ این تقویم زندگی می‌کنند، یا به نسبیتِ فرهنگیِ سال‌شماری‌ها واقف اند،  معنایی دیگر می‌گیرد و به تقویم‌هایی به افق‌های فرهنگیِ متفاوتِ سال‌شماری می‌آمیزد، و « سالِ نو » را به رویدادی بیش از یک‌بار در سال تبدیل می‌کند! بی‌آن‌که پژواک‌های عاطفیِ خاطره‌آمیز نوروز محو گردد. ادامه خواندن هم سال و هم سایه

من از این نان نمی‌خورم، بنژامن پره، شاعر یعنی انقلابی

couv péret

در ژانویه ۲۰۱۵ این خبر را منتشر کرده بودم که دوست مستندسازم رِمی ریکاردو ساختن فیلمی در باره‌ی زندگی و آثار بنژامن پره را به پایان رسانده است. این فیلم ۹۴ دقیقه‌ای با پشتیبانی اُب بروتون ، دختر آندره بروتون، و در شرکت تولیدی Seven doc, تهیه شده و تا هم اکنون از استقبال بسیار خوبی از سوی مخاطبان برخوردار شده است. ادامه خواندن من از این نان نمی‌خورم، بنژامن پره، شاعر یعنی انقلابی

چهارشنبه‌سوری با لورکا و دوبور!

 

hqdefault

فدریکو گارسیا لورکا شعری دارد به نام La Casada infiel، عروس ناوفادار یا پیمان‌شکن. گی دبور این شعر را در بیت‌هایی هفت‌پایه‌ای یا هفت رکنی heptamètres  با عنوان La Mariée infidèle به فرانسوی ترجمه کرده و آن را در ۲۷ ژوییه ۱۹۸۸ در نامه‌ای به دوست‌اش آنتونی لوپز پینتور ( معروف به تونی) می‌فرستد، همراه با این یادداشت: ادامه خواندن چهارشنبه‌سوری با لورکا و دوبور!

پاسخ به یک اظهارنظر

 

music-spiral-jpg

در حول و حوش مجادله بر سر فرنچ‌تئوری، بدیو و الخ  که در دو سه روز اخیر در وساب‌سایت و صفحه‌ی فیس‌بوک من در گرفت، یادداشت زیر به قلم فرزان نصر در بخش کامنت‌ها توجه‌ام را جلب کرد. اول کلِ این اظهارنظر را می‌آورم و بعد نظرِ پاسخ‌گونه‌ی  خودم را در باره‌ی نکته‌های مطرح‌شده می‌نویسم: ادامه خواندن پاسخ به یک اظهارنظر

پارانویا، خودمرجع‌بینی، شعبده‌بازی و تعصب به روایت یک بدیوئیست ایرانی یا استالینیسم در لباس تازه

 

l'autre côté couv

«اوضاع اما وخیم‌تر از این‌هاست. طی سال‌های اخیر کاربردِ واژه‌هایی مثل «سیاستِ حقیقت» «رخدادِ حقیقت» و «دیگری بزرگ» تبدیل به اسم اعظمِ بخش بزرگی از ناقدانِ ادبی ـــ سیاسیِ ایرانی شده است. از فهرست‌کردن عباراتِ بی‌معنا و خنده‌داری که در این‌ گونه نوشته‌ها هست چشم‌پوشی می‌کنیم. اما فرایندِ شکل‌گیری چنین روی‌کردهایی در عرصه اندیشه‌ورزی ایرانی از کجا آب می‌خورد؟ چرا برای بخش چشم‌گیری از ناقدان نظری در ایران کسانی چون بدیو و ژیژک تبدیل به آیت‌های نقد فکری و اجتماعی می‌شوند؟ ادامه خواندن پارانویا، خودمرجع‌بینی، شعبده‌بازی و تعصب به روایت یک بدیوئیست ایرانی یا استالینیسم در لباس تازه

جودیت باتلر ِ آشفته در ترجمه‌ای مغشوش، نگاه مرکب یا جهلِ مرکب

tour-de-Babel-

در سایت پروبلماتیکا متنی از جودیت باتلر، به ترجمه‌ی سمیرا رشیدپور منتشر شده است. من سه سال پیش به دنبال آشنایی از طریق تبادل چند ئیمیل،  در سفری به تهران با سمیرا رشیدپور دیدار کردم. او و چند تن از دوستانش با صمیمت و مهربانی از من برای شرکت در جلسه‌ای برای گفتگو در باره‌ی کتاب جامعه‌ی نمایش و جنبش سیتواسیونیستی دعوت کردند. چندی پس از آن همین دوستان سایتی به نام پروبلماتیکا راه‌اندازی کردند. موضوعِ انتشار ترجمه‌ای اشتباه از « فقر و فلاکت در محیط دانشجویی» در این سایت، دومین علت تبادل‌نظر من با این دوستان بود، و مدتی پس از ارائه‌ی ترجمه‌ی خودم از این متن، مطلع شدم که آن‌ها متنِ یادشده را از روی سایت پروبلماتیکا برداشته‌اند. ادامه خواندن جودیت باتلر ِ آشفته در ترجمه‌ای مغشوش، نگاه مرکب یا جهلِ مرکب

سزا و ناسزا

 

سزا، از فعلِ سزیدن، از ریشه‌ی پهلوی سچ و سچاک ( شایسته و شایستگی) از واژه‌های کهنِ فارسی است. در فرهنگ مشتقات مصادر فارسی از نخستین کاربردهایش در واژه‌نامه‌ی زاداسپرم و بندهش تا معانی کنونی‌اش در لغت‌نامه‌ی دهخدا، یادشده است. ادامه خواندن سزا و ناسزا

عصرِ آفرینندگان، بخش دوم

createurs

شورِ آفریدن بذری است که نه زندگی بلکه زندگیِ انسانی از آن می‌روید.

من هنوز ناامید نشده‌ام از این‌که فورمولِ « هیچ کاری به قدرِ آفریدنِ جهانی که ما را از بندِ کار برهاند ارزش ندارد » مسیرش را در ذهن و تنِ معاصرانم ادامه دهد. این فورمول هنوز فوایدی دارد، خاصه از هنگامی که توتالیتاریسمِ مالی با لوح‌زدایی از ارزش‌های قدیم آن‌ها را با تیغه‌ی تراشندی سوداگری بورسْ از درون تهی‌ساخته و بقایای هر کارِ مفید به حالِ انسان را به سودِ پولی که به‌تنهایی کار می‌کند ویران‌کرده است. ادامه خواندن عصرِ آفرینندگان، بخش دوم