رنزو نوواتوره: آنارشیستِ شاعر، راهزن و دوستدار نیچه

Renzo Novatore

در ارتباط با موضوع نیچه و آنارشیسم، هنگام یادداشت برداشتن از کتابی به نام «دیونیزوس با پرچم سیاه»، بار دیگر با این پرسش رو به رو می‌شوم، که خواننده‌ی فارس‌زبان را چگونه به منابع یادشده ارجاع دهم. مثلاً این عبارات: ادامه خواندن رنزو نوواتوره: آنارشیستِ شاعر، راهزن و دوستدار نیچه

همه‌ی لوتره‌آمون

comte-de-lautreamont

« شعر باید توسط همه ساخته شود. نه توسط یکی.»

این معروف‌ترین عبارت از لوتره‌آمون است که به کرّات و به‌خصوص در آثار سوررئالیست‌ها و سیتواسیونیست‌ها مورد استناد، نقل‌قول و مضمون‌ربایی قرار گرفته است.
برداشت غالب از این عبارت، تأکید بر جنبه‌ی همگانی و اجتماعی شعر است. کمونوته، جمعِ مشترک یا باهمستانِ انسانی، با رهاشدن از چنبره‌ی زنده‌مانی، که با قوانین مفرغی اقتصاد بر اجتماع تحمیل می‌شود، شعر و شاعرانگی را از محدوده‌ی خصوصی و تملکِ مؤلفانِ معدود به گستره‌ی همگانی و بی‌کرانگیِ انسانی می‌کشاند.
در اغلب زبان‌های اروپایی واژه‌ی auteur، مؤلف، با واژه‌ی autorité ، اقتدار ادامه خواندن همه‌ی لوتره‌آمون

طرح تشکیل گروه ترجمه ـ پی‌گیری ۱.

 

plan debord

روی این نقشه‌‎ی جهان گی دوبور نویسندگان موردعلاقه‎اش را نام برده است.

« ـ تو چیزی با خود نمی‌آوری.
ـ چرا می‌آورم، دست‌های خالی‌ام را.»

لویی اسکوتنر

با سپاس از همه‌ی دوستانی که با نظر تأییدآمیز از این طرح استقبال کردند، ارزیابی اولیه‌ی خودم را از پاسخ‌های دریافت‌شده با شما در میان می‌گذارم.

از حدود صد نفری که تا کنون این طرح را خوانده‌اند، همگی، به تلویح یا به تصریح، با چشم‌انداز آن موافق و خواهان همراهی اند. و این اشتیاق، در همین مقیاس محدود، نشانه‌ای از خواست و نیاز ما به تحقق چنین همکاری‌هایی است. ادامه خواندن طرح تشکیل گروه ترجمه ـ پی‌گیری ۱.

مصاحبه‌ای در باره‌ی جایگاه محیط زیست در نقد رادیکال و جنبش سیتواسیونیستی

 

نوشته‌ی: سمیه خواجوندی

گفتگو با بهروز صفدری

tableau Mag

 

بهروز صفدری عمدتاً به خاطر تلاش‌های‌اش در ترجمه و معرفی جنبش سیتواسیونیستی به زبان فارسی، به ویژه جامعه‌ی نمایش اثر گی دوبور (تهران، نشر آگه) شناخته شده است. از میان دیگر ترجمه‌های وی می‌توان به رسوایی شاعران، اثر بنژامن پره، شاعر سوررئالیست، اینک آن انسان، و شرحی بر چنین گفت زرتشت نیچه ( تهران، نشر بازتاب‌نگار)، در ستایش تن‌آسایی، شامل متن معروف پل لافارک ( تهران، نشر کلاغ)، شعر و واقعیت و قطعات عمودی، از روبرتو خواروز ( تهران، نشر بازتاب‌نگار) اشاره کرد. تحصیلات دانشگاهی او در رشته‌ی جامعه‌شناسی بوده و مقیم فرانسه است.

 به نظر شما، به عنوان مترجم و معرف آثار جنبش سیتواسیونیست‌ها یا موقعیت‌سازان، مسئله‌ی محیط زیست چه جایگاهی در نقد و اندیشه‌ی رادیکال مدرن داشته است؟ ادامه خواندن مصاحبه‌ای در باره‌ی جایگاه محیط زیست در نقد رادیکال و جنبش سیتواسیونیستی

یک جای خالی دیگر: گونتر آندرس، نقادِ عصر جدیدِ مرگ‌محور

anders

 

۱- علتِ نوشتنِ یادداشت پیشین در باره‌ی ایجاد گروه ترجمه این بود که امروز می‌خواستم اندکی درباره‌ی مسئله‌ی تسلیحات و اسلحه‌فروش‌های جهان بنویسم. موضوعی که چند سال پیش، افشاگری و اعتراض من به آن، به‌خصوص در مورد فروش اسلحه از سوی فرانسه، به بهای از دست دادن کارِ معاشی‌ام تمام شد، آن هم در مؤسسه‌ای که خود را طرفدار اقدامات اومانیستی و مسؤولیت‌های انسانی و نشرِ مستقل می‌داند! روزی این ماجرا را به تفصیل بیشتر بازخواهم گفت.
باری، من گاهی به این نکته اشاره کرده‌ام که باید در واکنش به «اخبار روز» خویشتن‌داری و درنگ کنیم، و رویکردی بجوییم که نقدِ ما از واقعه را زیر غتلکِ مهیبِ نمایش خمیر و بی‌اثر نسازد. اما راستش، همیشه نمی‌توان خروشِ خویش بر علیه واقعیات را به آرامی مهار کرد.
در جامعه‌ی نمایش انبوه وقایعِ ضد زندگی در فرایندِ بازتولیدِ ضدانسانیت چنان هر روزه بر ما هجوم می‌آورند که باید قطره‌هایی از لب‌ریخته‌های کاسه‌ی صبرمان را، به اشاره هم که شده، برای یکدیگر بازگوییم. شاید همچون نشانه‌ای از مقاومت‌مان. ادامه خواندن یک جای خالی دیگر: گونتر آندرس، نقادِ عصر جدیدِ مرگ‌محور

پیش‌نهادی برای ایجاد گروهِ ترجمه

 

گاهی به اشاره گفته‌ام که یکی از معیارهای تشخیص وضعیت و کیفیتِ نقدِ نظری در حوزه‌ی فارسی‌زبان، مقایسه‌ی حجمِ متورمِ بعضی از اسامی و آثارشان در کنار غیاب و جای خالی نام‌ها و اندیشه‌های دیگر است.
برای مثال به تجربه‌ی خودم در ترجمه و معرفی ابعادی از نقد رادیکال، یعنی جنبش سیتواسیونیست‌ها، اشاره کرده‌ام که چه‌گونه تقریباً سه دهه تلاش لازم بوده تا چنین نقد و نگرشی اندک‌اندک از حصار موانع فرابگذرد و به عرصه‌ی اندیشه‌ورزیِ ما تا حدودی راه یابد.
مسئله‌ی انتخاب یک اثر برای ترجمه در یک لحظه‌ معین از حیات اجتماعی ادامه خواندن پیش‌نهادی برای ایجاد گروهِ ترجمه

نت‌هایی بدون خطِ حامل

 

هرگاه احساس دل‌گرفتگی و ناکوک بودن بر من چیره می‌شود، به خلوتِ خویش پناه می‌برم، با قطعه‌ای موسیقی، سطرهایی از کتابی که تأثیر درمانی‌اش را پیش‌تر بر خود آزموده‌ام، یا نوشیدن ساغری و چشم دوختن بر منظره‌ای، و دل‌سپردن به کیمیاگریِ رازانگیزی که مسِ سنگین‌جانی را به طلای سبک‌بالی تبدیل کند. ادامه خواندن نت‌هایی بدون خطِ حامل

ماده‌ی ۱۰ ب ۳: هر موجودِ انسانی حق دارد به جای حکومت‌های دولتی فدراسیونی جهانی از جماعت‌های کوچکِ محلی بنشاند که در آن‌ها کیفیتِ افراد ضامنِ انسانیتِ جوامع است.

jeld elaamieh Raoulcouverture déclaration

۱– ناانسانیت درخور بحث نیست درخورِ امتناع است. هیچ اکثریتی نمی‌تواند احکامِ بربریت را تحمیل کند. انتخابِ انسانیِ یک‌نفره بیش ‌از تصمیمِ ناانسانیِ نفراتِ بسیار اهمیت و تأثیر دارد. کیفیتِ زنده‎گی فسخ‌کننده‌ی دیکتاتوریِ عدد و کمیّت است.

تفسیر ادامه خواندن ماده‌ی ۱۰ ب ۳: هر موجودِ انسانی حق دارد به جای حکومت‌های دولتی فدراسیونی جهانی از جماعت‌های کوچکِ محلی بنشاند که در آن‌ها کیفیتِ افراد ضامنِ انسانیتِ جوامع است.

ماده‌ی ۱۰ ب ۲: همه‌ی موجوداتِ انسانی حق دارند بر پایه‌ی احساسِ نزدیکی‌هایشان گروه تشکیل دهند

jeld elaamieh Raoul

۱- خانواده‌ی باز و چندهسته‌یی خانواده‌ی پدرسالار، یک‌‌لَخت، اقتدارآمیز و بسته را که قرن‌ها آماجِ نفرت و خمیرمایه‌ی خوارداشتِ خویش و دیگران بوده است لغو می‌کند. توجهِ مهرآمیزش به امیال و آگاهی از آن‌ها آموزش‌گرِ بازیِ هم‌دلی‌ها و بیزاری‌هاست، که این خود زمینه‌ی بس مساعدی است برای کاربستِ آزادی‌ها، امتناع از قربانی‌گری، و در پروایِ هم‌آهنگی [هارمونی] به سر بردن. ادامه خواندن ماده‌ی ۱۰ ب ۲: همه‌ی موجوداتِ انسانی حق دارند بر پایه‌ی احساسِ نزدیکی‌هایشان گروه تشکیل دهند