بایگانی دسته بندی ها: نشریه انترناسیونال سیتواسیونیست I.S

واژگانِ اسیر، مصطفی خیاطی

IS 10 p. 50

با سپاس از دوستان نشرکلاغ به خاطر موافقت با پخش این متن که به تازگی در کتاب نقد فرنچ تئوری منتشر شده است.

پیش‌پاافتادگی‌ها ، با آن‌چه پنهان می‌سازند برای سازمان‌دهیِ سلطه‌یافته بر زندگی کار می‌کنند. یکی از این حرف‌های پیش‌پاافتاده این است که زبان دیالکتیکی نیست، تا با این گفته کاربردِ هر دیالکتیکی ممنوع شود. حال آن‌که به‌خوبی پیداست هیچ‌چیز بیش‌از زبان، چونان واقعیتِ زنده، تابعِ دیالکتیک نیست. بدین‌سان هر نقدی از جهانِ کهنه به زبانِ این جهان و بااین‌حال برضدِ این زبان، و بنابراین به زبانیِ دیگر، انجام گرفته است. لازم بوده است که هر نظریه‌ی انقلابی واژگانِ خاصِ خود را ابداع کند، معنای سلطه‌یافته‌ی واژگانِ دیگر را تخریب کند و مواضعِ نوینی را به « جهانِ دلالت‌ها» بیاورد، مواضعی همخوان با واقعیتِ نوینی که درحال تکوین است و باید آن را از چنگِ ملغمه‌ی مسلط آزاد ساخت.

متن کامل: واژگان اسیر ترجمه بهروز صفدری

 

به سوی یله‌گردی از طریقِ روان‌جغرافیا

psychogéo

ارتباط و تبادل‌نظر میان مترجمانی که به آثاری خاص دل‌بستگی مشترک دارند یکی از محورهای اعتلای کیفیت ترجمه است، خاصه در شرایطی چون شرایط ما، که از نبودِ ارتباطِ اُرگانیک و سامان‌یافته برای تشریک مساعی و انتقال تجارب در حوزه‌ی ترجمه نیز همچون همه‌ی زمینه‌های دیگر کم آسیب ندیده‌ایم.

 من هرگاه به فکر ترجمه‌ی کتابی به زبان فارسی افتاده‌ام نخست به پیشینه‌ی احتمالیِ آن اثر و نویسنده‌اش در زبان فارسی توجه کرده‌ام: آیا قبلاً توسط مترجم یا مترجمانِ دیگری ترجمه یا معرفی شده است؟ گستره‌ و کیفیتِ شناخته‌شدنِ این اثر یا آثار و نویسنده‌اش در حوزه‌ی کتاب و کتاب‌خوانی فارسی‌زبان چقدر و چگونه است؟ آیا مترجم یا مترجمانی بوده‌اند که چنان با این اثر درگیر، و در فرایند ترجمه‌اش چنان شیفته‌وار غوطه خورده‌اند، که نتوان بی‌استناد و اتکا به حاصلِ کارشان دست به ترجمه‌ی جدیدی زد؟ ادامه خواندن به سوی یله‌گردی از طریقِ روان‌جغرافیا

شارل فوریه و غیابِ بارزِ او از میدانِ کلیشی تا ایران

 

شارل فوریه

« شارل فُوریه ( ۱۷۷۲-۱۸۳۷) از آن‌جا که تنها کسی است که به رؤیای هارمونیِ جهان‌شمول شکل و انسجام داده است در تاریخ عقاید جایگاهِ یکتایی دارد. او با غنای ذهنیِ خود طرحِ جامعه‌ای دیگر را درافکنده است، جامعه‌ای که قادر باشد زمینه‌ی مساعد با امیال هرکس را با مدولاسیون [مُدگردانی] و آکوردسازی [ کوک کردن] آن‌ها مطابق با اصولِ هنرِ موسیقایی، فراهم سازد. فوریه با گسستِ ریشه‌ای از قرن‌ها سلطه‌ی مذهبی و ایده‌ئولوژیک برتری و اولویتِ زندگی را در مرکز مشغله‌های ما نشانده است، یعنی همان چیزی که تنظیمِ هستی برطبقِ جبروتِ ایده‌های انتزاعی ما را از آن دور ساخته است. نبوغِ فوریه در واقعیتی کاوش می‌کند که از ریشه متفاوت است . او بر آن است تا به جوهرِ جسمانی، به رانه‌ها، به حس‌های عاطفی، به شورها و شیفتگی‌ها، آن فضا و مکانی را بازگرداند که انسانِ اسیر در چنگِ عقلانیتِ کالایی هرروزه از آن طرد و تبعید می‌شود. هیچ‌کسی نمی‌تواند به آثارِ فوریه نزدیک شود مگر آن‌که ازپیش شیوه‌ای از درک و دریافتِ واقعیت را از خود زدوده باشد که هزاران سال است بر ما تحمیل می‌شود، شیوه‌ای که زین‌پس می‌دانیم آن را نه طبیعت بلکه نظامی تعیین می‌کند که به قصد بهره‌کشی از طبیعت از آن سلبِ ماهیت [سرشت‌زدایی] می‌کند.» ( رائول ونه‌گم) ادامه خواندن شارل فوریه و غیابِ بارزِ او از میدانِ کلیشی تا ایران