بایگانی دسته بندی ها: آثار دوره I.S

پیش‌پاافتاده‌های بنیادی، بندهای ۱۸ و ۱۹

bde b 3

۱۸

همه‌ی تعارض‌‌های[۱] حل‌نشده و پشت‌سرگذاشته‌‌نشده[۲] ضعیف می‌شوند. این تعارضات نمی‌توانند جز با محصور ماندن در اشکالِ قدیمیِ پشت‌سرگذاشته‌‌نشده تحول یابند ( برای مثال هنرِ ضدفرهنگی در نمایشِ فرهنگی ). هرگونه اُپوزیسیونِ[۳] رادیکالِ ناپیروزمند یا جزئاً پیروزمند ــ که نتیجه‌شان یکی است ــ کم‌کم با تبدیل‌شدن به اپوزیسیونی رفورمیستی[۴] می‌پژمرد. اُپوزیسیون‌های برخه‌ای [ جزئی‌وار] همچون دندانه‌های چرخ‌دنده‌ها هستند، با هم جفت‌وجور می‌شوند و ماشین را، ماشینِ نمایش وقدرت را، می‌چرخانند. ادامه خواندن پیش‌پاافتاده‌های بنیادی، بندهای ۱۸ و ۱۹

پیش‌پاافتاده‌های بنیادی،بند ۱۷

banalites-de-base

آن‌چه ما مدعی‌ هستیم در انحصارِ خود داریم نه هوشمندی و فراست بلکه کاربردِ آن است. موضع‌گیری ما راه‌بُردی است، ما در مرکزِ هر گونه ستیزه‌ای قرار داریم. توانِ ضربتیِ ما امرِکیفی است. اگر کسی این نشریه را به این دلیل که سخت عصبانی‌‌اش کرده به فاضلاب بیندازد، این عمل‌اش بسیار بارورتر است تا این‌‌که نشریه را بخواند، آن‌را نصفه‌نیمه بفهمد و از ما رساله‌ای تفصیلی بخواهد که به یاریِ آن بتواند به خودش ثابت کند آدمی هوشمند و فرهیخته‌، یعنی یک کودن، است. ادامه خواندن پیش‌پاافتاده‌های بنیادی،بند ۱۷

پیش‌پاافتاده‌های بنیادی،بند ۱۶

banalité ed Ludd_

روابطِ انسانی که درگذشته در استعلای ربّانی ( به عبارت دیگر: در تمامیتی با کلاهِ مقدسات بر سر) حل‌شده بودند همین‌که امرِ مقدسْ نقشِ کاتالیزوری خود را از دست داد ته‌نشین ‌گشته و به رسوباتی سفت تبدیل شدند. مادیتِ این روابط آشکار گردید و، در حالی که قوانینِ دمدمی‌مزاجِ اقتصاد جانشینِ مشیتِ خدایی می‌شد، از زیرِ قدرتِ خدایان قدرتِ آدمیان هویدا ‌گشت. ادامه خواندن پیش‌پاافتاده‌های بنیادی،بند ۱۶

پیش‌پاافتاده‌های بنیادی،بند ۱۵

banalité ed Ludd_

۱۵

میدانِ نبرد شناخته‌شده است. و آن تدارک دیدنِ پیکار است پیش از آن‌که  جماعِ سیاسیِ پاتافیزیسینِ[۱] برخوردار از تمامیتِ بدون تکنیک‌اش و سیبرنتیسینِ[۲] مجهز به تکنیکِ فاقدِ تمامیت‌اش با خطبه‌ی شرعی به عقدِ قانونی‌شان تبدیل شود. ادامه خواندن پیش‌پاافتاده‌های بنیادی،بند ۱۵

پیش‌پاافتاده‌های بنیادی، بند ۱۴

banalites-de-base

۱۴

انقلاب‌های بورژوایی با حمله‌ی مستقیم به سازمانِ اسطوره‌ای ظواهر، به‌رغمِ قصدشان با نقطه‌ی عصبیِ حساسِ نه فقط قدرتِ وحدت‌مند بلکه همچنین قدرتِ سلسله‌مراتبی به هر شکلِ آن، درافتادند. آیا این اشتباهِ اجتناب‌ناپذیر می‌تواند توضیح‌دهنده‌ی عقده‌ی گنهکاری‌ای باشد که یکی از خصائلِ چیره‌ی روحِ بورژوایی است؟ به‌هرحال در یک چیز جای تردید نیست، و آن این است که این اشتباهی اجتناب‌ناپذیر بوده است. ادامه خواندن پیش‌پاافتاده‌های بنیادی، بند ۱۴

درباره‌ی فقر و فلاکت در محیط دانشجویی

khayati_mustapha_de-la-misere-en-milieu-etudiant-

نکته‌هایی در حاشیه‌ی این ترجمه

زمستان پارسال، ۲۰۱۴ ، دوستانی که در تدارک انتشار مجله‌ای در تهران بودند، ترجمه‌ای فارسی از این متن مصطفی خیاطی برای من فرستادند تا نظرم را درباره‌ی کیفیت آن ترجمه به آن‌ها بگویم. ادامه خواندن درباره‌ی فقر و فلاکت در محیط دانشجویی

پیش‌پاافتاده‌های بنیادی، بند ۱۳

banalité ed Ludd_

معترضه‌ای از مترجم:

به سیزدهمین بندِ این متن رسیده‌ایم. ناگهان به یاد شعری از ژرار دو نروال افتاده‌ام: « سیزدهمین باز می‌آید، که همان اولین است و همیشه یکی است». گرچه آن‌جا سخن از عشق است و این‌جا، روی دیگرِ عشق: انقلاب. انقلابِ زندگی، زندگیِ راستین که وارونه‌شده است.

رائول ونه‌گم این متن را در شماره‌های ۷ و ۸ انترناسیونال سیتواسیونیست به سال ۱۹۶۲منتشر کرده است. یعنی تقریباً ۵۳ سال پیش. ۱۳۴۱ به تقویم ایرانیِ ما. ادامه خواندن پیش‌پاافتاده‌های بنیادی، بند ۱۳

پیش‌پاافتاده‌های بنیادی، بندهای ۱۰ ، ۱۱، ۱۲

 bde b 3

۱۰

قربانی‌گری و ایثارِ دارا و ندار شالوده‌ی مفهومِ بخت و قسمتِ همگانی است؛ به عبارت دیگر، مضمونِ وضعِ بشر برپایه‌ی تصویری آرمانی و دردناک تعریف می‌شود که تلاشی است برای حل کردنِ تقابلِ نافروکاستنی میانِ ایثارِ اسطوره‌ای گروه نخست و زندگی ایثارگرانه‌ی گروه دوم. کارکردی که اسطوره برعًهده دارد وحدت‌بخشیدن و جاودانه ساختنِ دیالکتیکِ « زندگی‌خواهی» و قطبِ متضادِ آن به صورتِ توالیِ آناتِ[۱]  ایستا است. ادامه خواندن پیش‌پاافتاده‌های بنیادی، بندهای ۱۰ ، ۱۱، ۱۲

پیش‌پاافتاده‌های بنیادی، بندهای ۸ و ۹

banalites-de-base

۸

تملکِ اختصاصی با دیالکتیکِ امر خاص و امرِ عام در پیوند است. در رازگونه‌گی [عرفانی] که مبنای تضادهای سیستم‌های بردگی و فئودالی است، شخص نادار [فاقدِ ‌تصاحب] که از حقِ تصاحب به‌طور خاص طردشده است، می‌کوشد از طریقِ کارْ زنده‌مانیِ خود را تأمین کند: و تلاش او برای همذات‌پنداری با منافعِ ارباب موفقیت‌اش را در این راه به‌خوبی تضمین می‌کند. ادامه خواندن پیش‌پاافتاده‌های بنیادی، بندهای ۸ و ۹

به سوی یله‌گردی از طریقِ روان‌جغرافیا

psychogéo

ارتباط و تبادل‌نظر میان مترجمانی که به آثاری خاص دل‌بستگی مشترک دارند یکی از محورهای اعتلای کیفیت ترجمه است، خاصه در شرایطی چون شرایط ما، که از نبودِ ارتباطِ اُرگانیک و سامان‌یافته برای تشریک مساعی و انتقال تجارب در حوزه‌ی ترجمه نیز همچون همه‌ی زمینه‌های دیگر کم آسیب ندیده‌ایم.

 من هرگاه به فکر ترجمه‌ی کتابی به زبان فارسی افتاده‌ام نخست به پیشینه‌ی احتمالیِ آن اثر و نویسنده‌اش در زبان فارسی توجه کرده‌ام: آیا قبلاً توسط مترجم یا مترجمانِ دیگری ترجمه یا معرفی شده است؟ گستره‌ و کیفیتِ شناخته‌شدنِ این اثر یا آثار و نویسنده‌اش در حوزه‌ی کتاب و کتاب‌خوانی فارسی‌زبان چقدر و چگونه است؟ آیا مترجم یا مترجمانی بوده‌اند که چنان با این اثر درگیر، و در فرایند ترجمه‌اش چنان شیفته‌وار غوطه خورده‌اند، که نتوان بی‌استناد و اتکا به حاصلِ کارشان دست به ترجمه‌ی جدیدی زد؟ ادامه خواندن به سوی یله‌گردی از طریقِ روان‌جغرافیا