بایگانی دسته بندی ها: قطعه ـ ترجمه‌ها

اِگره‌گُر، پی‌یر مبیی یا نپذیرفتنِ بدبختی ـ بخش ۱

Pierre_Mabille-Egregores_ou_la_vie_des_civilisations-Egregores_editions

چندی پیش با خواندن سی چهل صفحه‌ی اولِ کتابی با عنوان سرگذشت سوررئالیسم، گفت‌وگو با آندره بروتون، به ترجمه‌ی عبدالله کوثری ( نشر نی، چاپ پنجم، ۱۳۹۴)، نخست از روی شّمِ خود و برپایه‌ی حدودِ آشنایی‌ام با متون سوررئالیستی با خطاهای بسیاری در این ترجمه مواجه شدم و سپس برای اطمینان بیشتر به مقایسه‌ی چندین صفحه از این ترجمه با متن اصلی فرانسوی پرداختم. این بررسی را در اولین فرصت پی خواهم گرفت. ادامه خواندن اِگره‌گُر، پی‌یر مبیی یا نپذیرفتنِ بدبختی ـ بخش ۱

شاعرانه‌سازیِ هستی – درباره‌ی کاربردِ لغتِ « شعر » در آثارِ گی دوبور

 

depass art

مقدمه- حال و خبر پس از سفر

از نیچه این را هم آموخته‌ایم که هر نوشته‌ای ریشه در زندگی نویسنده دارد و خواه نا‌خواه نوعی اتوبیوگرافی است. مقاله‌ی حاضر، و ترجمه‌ی متنِ همراه آن را، پس از سفر اخیرم به ایران و چون پژواکی از زیسته‌هایم می‌نویسم. اگر می‌دانستم آمیزه‌ی بدترین و بهترین چیز را به چه صفتی باید نامید، آن را برای توصیف این سفر، و نیز، به گمانم، همه‌چیزِ زندگی در این روزگار، به کار می‌بردم. آمیزه و ترکیبی از سهمگین‌ترین آلاینده‌‌ها و شگرف‌‌ترین پالاینده‌‌ها. جنگِ آلودگی و پالودگی، در افراد، در اجتماع، در تن‌ها، در اذهان، همه‌جا، در هرلحظه. ادامه خواندن شاعرانه‌سازیِ هستی – درباره‌ی کاربردِ لغتِ « شعر » در آثارِ گی دوبور

نیچه در قعر چاه افلاطون

David_Levine

در جریان نوشتن متنی بودم و در جایی از آن به نقل‌قولی از کتاب راه‌گرد و سایه‌اش ( که در ترجمه‌های فارسی با عنوان « آواره و سایه‌اش » منتشر شده ) نیاز پیدا کردم. گرچه به کیفیتِ بد ترجمه‌های موجود از این کتاب به فارسی واقف بودم اما باز به امیدِ صرفه‌جویی در وقت، به دو ترجمه‌ی فارسی از این کتاب نگاهی انداختم. ای کاش چنین نمی‌کردم چراکه بار دیگر آه از نهاد و دود از کله‌ام برخاست، و ضرورتِ نقدی گیریم گذرا و کوتاه از قسمتِ یادشده ( بخش یکم، بند ۱۱) در این دو ترجمه بر ذهنم مستولی شد. ادامه خواندن نیچه در قعر چاه افلاطون

جامعه‌ی خودمختار چه جامعه‌ای است؟ بخش ۲

demo et relat_
کاستوریادیس، مردمان بومی و نسبیت‌گرایی فرهنگی
نوشته‌ی کلودیو آلبرتانی

دنباله‌ی بخش یکم:

بحث

همه‌ی نکته‌های یادشده گویای این موضوع‌اند که تدوینِ نظریِ گروهِ ماوس در محیط فکری‌یی انجام گرفته که در همسایگی و نزدیکی با محیطِ فکری کاستوریادیس بوده است. میانِ آن‌ها همدلیِ متقابل وجود داشته و اعضای گروه مدیون بودن‌شان به بنیان‌گذارِ سوسیالیسم یا بربریت را رک و راست پذیرفته‌اند[۱]. موضوع تنها بر سر نقدِ رادیکال از رشدِ اقتصادی یا از ایمان تقریباً مذهبی به ضرورتِ توسعه‌ی بی‌پایانِ صنعتِ بزرگ نیست[۲]. در متنِ مشهوری از کاستوریادیس که بعدها در کتابِ نهادِ خیالینِ جامعه بازنشر یافت، می‌خوانیم که اگر، بنا بر مدعای مارکس، مقوله‌های جامعه‌ی بورژوایی « سازمان‌یابی و مناسباتِ تولیدیِ همه‌ی جوامع » را توضیح می‌دهند، اگر « کالبدشناسیِ انسان آشکارکننده‌ی کالبدِ میمون است »، پس نطفه‌های سلطه‌ی سرمایه‌دارانه هم در هر کجا و هر زمانی هست. این امر نه فقط نوعی بازگشت به اقتصادِ سیاسیِ سنتّی بلکه بازگشت به فلسفه‌ی هگلی و عقل‌گراییِ علمی را هم موجب می‌شود[۳]. کاستوریادیس به گونه‌ای کنایه‌آمیز چنین نتیجه‌گیری می‌کند که ایده‌ی ازنو قراردادنِ دیالکتیکِ هگلی « بر روی پاهایش » باعث می‌شود ما همچنان با همان حیوان بمانیم، حال آن‌که موضوع این است که چگونه سرش را ببُریم[۴]. ادامه خواندن جامعه‌ی خودمختار چه جامعه‌ای است؟ بخش ۲

جامعه‌ی خودمختار چه جامعه‌ای است؟

claudio

متنی که قصد دارم ترجمه‌ی فارسی‌اش را از امروز، به تدریج و در چند بخش، به شما اهدا کنم از شمار متن‌هایی است که به نیاز من به « با یک تیر چند نشان زدن » پاسخ می‌دهد ادامه خواندن جامعه‌ی خودمختار چه جامعه‌ای است؟

رُزِ سیاه، برای وَردیس تزوریس

rosa nera

چند نکته‌ای که به بهتر فهمیدنِ این متن کمک می‌کند:

بر بلندای تپه‌ای، با منظره‌ای هوش‌ربا مشرف به دریا، در شهرکانیا در جزیره کرت در یونان، ساختمانی هست به نام رُزا نِه‌را Rosa Nera [ رُزِ سیاه ] که از سیزده سال پیش تا کنون در اشغال فعالانِ لیبرتر و آنارشیست است. این بنای بزرگ قدیمی سابقاً در مالکیتِ قدرت‌ها و حاکمانِ مختلف بوده، و اکنون نیز مدرسه‌ی عالی پلی‌تکنیک شهر کانیا به لحاظِ اداری مدعیِ مالکیتِ قانونی بر آن است. جنبشِ اشغالِ اماکن و کاربردِ آن‌ها با اهدافِ مبارزاتیِ اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، در یونان نسبتاً باسابقه و ریشه‌دار است. رُزا نِه‌را از کانون‌های پرتکاپوی مبارزاتِ لیبرتری است و فعالانی از چهارگوشه‌ی دنیا برای آشنایی، تبادل‌نظر و پیوند و همبستگی به آن‌جا می‌آیند. ادامه خواندن رُزِ سیاه، برای وَردیس تزوریس

ترجمه به‌مثابه نقد و بحران یا پَرژَن و پَرژَنه

tour-de-Babel-

اخیراً از خبر انتشار دو کتاب  در ایران بسیار خوشحال شدم. یکی فرهنگ ریشه‌شناختی فارسی، (در پنج جلد) از محمد حسن‌دوست، و دیگری تاریخ ترجمه در ایران، از دوران باستان تا پایان عصر قاجار، نوشته‌ی عبدالحسین آذرنگ. هرچند هنوز هیچ‌یک از این کتاب‌ها به دستم نرسیده و اطلاعاتم درباره‌ی آن‌ها محدود به گزارش‌ها و مصاحبه‌هاست، اما صرفِ فعلیتِ یافتن چنین مباحثی در عرصه‌ی کتاب و کتاب‌خوانی را نشانه‌ای نویدبخش از تعمیقِ اندیشه و کاوش در باره‌ی مسئله‌ی بنیانیِ زبان فارسی در دوران جدید می‌دانم. ادامه خواندن ترجمه به‌مثابه نقد و بحران یا پَرژَن و پَرژَنه

همدارگان سیاسیِ « همه‌ی یک‌‌ها »، میل به آزادی، میل به اُتوپی

La-communaute-politique-des-tous-uns-desir-de-liberte-desir-d-utopie

دوستم مارک تومسن در وبلاگ خود مقاله‌ای از فِرِدی گومز را منتشر کرده است. این مقاله گزارشی است از کتابی در ۴۰۲ صفحه شامل مصاحبه‌های میگل ابنسور با میشل انودو که با عنوان همدارگان سیاسیِ « همه‌ی یک‌‌ها »، میل به آزادی، میل به اُتوپی در سال ۲۰۱۴ توسط انتشارت Les Belles Lettres در پاریس منتشر شده است. ادامه خواندن همدارگان سیاسیِ « همه‌ی یک‌‌ها »، میل به آزادی، میل به اُتوپی

اُتوپی، رؤیایی که نهفته منتظرِ بیداری است

ma_utopiques

به روال همیشگی، نخست چند کلمه‌ای در باره‌ی انگیزه‌هایم برای نوشتن و ترجمه کردنِ متن حاضر می‌آورم یا به عبارتی آن را در « موقعیت »‌اش می‌نهم تا چند و چونِ تولیدش مشخص شود. ادامه خواندن اُتوپی، رؤیایی که نهفته منتظرِ بیداری است

خاراشکن

Saxifraga_paniculata

همیشه گل و گیاهانی را که به‌رغم شرایطِ نامساعد می‌رویند دوست داشته‌ام. چه آن‌ها که در اقلیم‌های کویری از پستانِ زمین خشک به جادوی مکِشی که خود رمزش را می‌دانند می‌نوشند و می‌بالند و چه آن‌ها که بر صخره‌ها و ریگزارها از لابلای مواد سفت‌وسخت می‌شکفند. ادامه خواندن خاراشکن