بایگانی دسته بندی ها: اینک آن انسان

اینک آن انسان: آدمی چگونه همان می‌شود که هست

jeld kettab

چند نکته درباره‌ي چاپِ جديدِ اين ترجمه:
اولين چاپِ اين ترجمه در سال 1378 منتشر شد. آن چاپ كوششي بود براي احياي اين اثرِ نيچه که در ترجمه‌ي ديگري از آن به فارسي يک‌سره از دست رفته بود.
چاپِ حاضر ازنو ويراسته شده و علاوه بر دو يادداشت از ويراستارانِ آلماني و فرانسوي، متنی از سارا کوفمن و متنی از اریک بلوندل را نيز در بر دارد.
سارا كوفمن،پژوهنده‌ي خلاقي كه يك عمر ژرف‌يابي در آثارِ نيچه و فرويد را به معناي يوناني کلمه، آگون، يا آوردگاهِ انديشه‌ي خود قرار داد، در سال 1992، يعني دو سال پيش از آن‌که خودكشي کند، اثري دوجلدي در حدود هشت‌صد صفحه در تشريح و تحليل ِاكسه اوموي نيچه منتشر ساخت.

سارا كوفمن در اين اثر با ديدگاه و روشي كاملاً مخالفِ هايدگر، كم‌وبيش كلمه‌به‌كلمه تفسيري ژرف و پُربار از متنِ كتاب نيچه به دست می‌دهد. ما در اين‌جا بخش عمده‌یی از پيش‌گفتاري را كه او بر اين دو جلد نوشته (با عنوانِ انفجار) به فارسي برگردانده‌ايم چرا كه به باور ما هم مدخل شايسته‌يي است براي خوانشِ درست اين كتابِ نيچه و ورودِ به آن، و هم دعوتي براي برانگيختن مترجمانِ فارسي به توجه به آثارِ سارا كوفمن. تا جايي که ما اطلاع داريم، تنها متنِ ترجمه‌شده‌ي سارا كوفمن به فارسي تاكنون همان ترجمه‌ي نادرستِ تاريك‌خانه‌ي ايده‌ئولوژي است ، حال آن‌كه او خالقِ بيست‌وهشت اثرِ غني در زمينه‌ي فلسفه، روان‌كاوي و هنر است.
اریک بلوندل (Eric Blondel) استادِ فلسفه در دانشگاهِ سوربُن است. چندین کتاب از نیچه را به فرانسوی ترجمه و تحلیل کرده است. مقدمه‌یی که بر اینک انسان نوشته نگاهِ تازه و پُرباری است که درک و دریافتِ دیگری از نیچه را میسر می‌سازد.

درباره‌ي ترجمه‌ي عنوانِ لاتينيِ کتاب Ecce Hommo ــ اکسه اومو ــ به فارسي، نظرهاي مختلفي ابراز شده است. به نظرِ من اصطلاحِ «اينه‌هاش» يا «اين هم آن آدمه» در فارسي محاوره‌يي، دقيق‌تر از باقي معادل‌هاست. ولي براي يک‌دست نگاه‌داشتنِ ارجاع‌ها، در اين چاپِ نيز عنوانِ «اينک آن انسان» را نگاه داشتيم.

متنِ اریک بلوندل، با عنوان از دل‌چرکینی تا دل‌گشایی، را در همین سایت می‌یابید:   از دل‌چرکینی تا دل‌گشایی

از دل‌چرکینی تا دل‌گشایی

 

برگرفته از اینک آن انسان، ترجمه‌ی بهروز صفدری، نشر بازتاب‌نگار
از دل‌چرکینی تا دل‌گشایی
اریک بلوندل
اکسه اومو: اینک انسان. آدم هوس می‌کند با ابراز شگفتی بیافزاید: آن هم چه انسانی، چه کتابی، چه عنوانی! نیچه که در فنِ انواعِ تبلیغ بسیار بااستعداد است، در انتخابِ عنوان هم شَمِ تیزی دارد و کشف‌هایش در این زمینه شهرت یافته و حتا حالتِ ضرب‌المثل پیدا کرده است. ولی در موردِ عنوانِ کتابِ حاضر آیا ما هنوز به معانیِ نهفته‌یی که او با «اتوبیوگرافیک (خودزندگی‌نامه‌نویسانه)» توصیف‌کردنِ اینک انسان در نظر داشته، از حساسیتِ لازم برخورداریم؟ انتخابِ این عنوان به‌راستی نشانه‌ی نبوغ است چون گویای جانِ کلامِ نیچه است. چرا و چه‌گونه؟
«اکسه اومو»، نخست نقل‌قولی است از انجیل (یوحنا، ۱۶: ۵)، همان‌گونه که خیلی‌وقت‌ها زیرِ قلم آلمانی‌ها، و حتا، تناقض‌گویانه، نزدِ خداناباوری چون نیچه، این پسر و نواده‌ی پاستورهای لوتری، دیده می‌شود. اگر این عبارت را به اصلِ لاتینی‌اش بازگردانیم معنی‌اش می‌شود: «این‌هم آن آدم». دراین‌صورت عبارتی است حاضرآماده و قراردادی، با گوشه‌چشم یا حتا عنایتی تحسین‌آمیز به کتاب مقدس و فورمول‌های تقدس‌آمیزی که یک فرهنگ مسیحی یا مسیحی‌شده از آن برداشت می‌کند. اما نیچه آگاهانه و عامدانه نیتی کفرآمیز، پارودیک، آبروریزانه، تحریک‌کننده و ازلحاظِ فلسفی آسیب‌زننده دارد. یا به‌هرحال منظوری چندپهلو و چند معنا دارد. چه بسا بشود گفت که این عنوان بیش‌ازآن چندریخت است که بتواند صادقانه باشد. زیرا، در سال ۱۸۸۸، زمانِ نگارشِ این اثر، هرکسی می‌داند یا بایستی بداند که کلامِ یادشده را پونس پیلات، حاکمِ رومیِ اورشلیم، هنگامی بر زبان آورد که یهودیان خشمگین و گله‌ی مردمِ شورش‌کرده او را واداشتند کسی را که به دنبال‌اش بودند به آنان معرفی کند تا او را محاکمه و معدوم کنند. یعنی عیسای ناصری «پادشاهِ یهودیان» را. کلامِ پیلات نخست فقط نشان‌گرانه است: من این آدم معمولی را به شما نشان می‌دهم، هرچند خودش را پادشاهِ یهودیان می‌داند، که این خود جُرمی سیاسی و دینی به شمار می‌آید. سرانجام این را هم می‌توان پذیرفت که کلمه‌ی «انسان، (مرد، آدمِ معمولی)» در معنای مطلق‌اش در این‌جا بر بی‌طرفیِ اخلاقی دلالت دارد: «این هم آن مرد»ی که نه بی‌گناه است و نه مقصر، که پیلات او را به دست یهودیان می‌دهد تا محاکمه و به عنوان گناه‌کاری پست به صلیب بکشند؛ اما پیلات که هیچ دشمنی شخصی با او ندارد از ارتکابِ این عمل «دست می‌شوید» (انجیل متی، ۲۷:۲۴).
اما منظورِ نیچه از دوباره به‌کارگرفتنِ این کلام چیست؟

متن کامل پی دی اف:

 از دل‌چرکینی تا دل‌گشایی