بایگانی دسته: اعلامیه حقوق موجود انسانی

در بازآوایی با انتشار فارسی اعلامیه‌ی حقوق موجود انسانی

جلد اعلامیه

 

سرانجام پس از سال‌ها انتظار ترجمه‌ی فارسی کتاب دیگری از رائول ونه‌گم با عنوان اعلامیه‌ی حقوق موجود انسانی ــ در باره‌ی خودفرمانی زندگی چونان فراگذشتن از حقوقِ بشر، به همت نشر کلاغ در تهران منتشر شد.

محتوای این کتاب فهرست‌وار شامل چهار متنِ نظریِ پایه‌ای و سپس طرح حقوق انسانی در ۵۸ ماده است: ادامه خواندن در بازآوایی با انتشار فارسی اعلامیه‌ی حقوق موجود انسانی

حقِ خشم

 jeld elaamieh Raoul
هر موجودِ انسانی حقِ خشم دارد

۱- به‌جایِ خشمی که ترجمانِ حرمان‌ها و وقاحت‌های خواستِ قدرت است، شمّ‌ِ انسانی آن عتابی را می‌نشاند که برخاسته از به‌ستوه‌آمدنِ زنده‎گی است آن‌گاه‌که از وفورش ممانعت می‌شود. بدین‌سان غضب، آن‌گاه که به زنده‎گی‌خواهی بازگردانده می‌شود، از انرژیِ آفریننده‌یی سرچشمه می‌گیرد که به قلبِ موجودات و چیزها رخنه می‌کند تا آن‌ها را انسانی‌تر سازد.

تفسیر

صاعقه و تازیانه، که مذاهبِ قدیم، برای شلاق‌زدنِ دشمن و دور نگاه‌داشتنِ تهدیدِ قضاوقدر، خدایانِ نگه‌دارنده را به ‌آن مسلح می‌ساختند، در شکلِ ابزاریِ خود یادآورِ ماری است که از کهن‌ترینِ شکنج‌های مغز بیرون می‌جهد با صفیرهایِ غضبناکی که یونانیان آن را به اِرینی‌ها [الاهه‌گان ِانتقام] نسبت می‌دادند.

جفت‌گیریِ مارِ خشک و رق شده از خشمی شلاق‌کِش با مارِ هوس و شهوت، که در حلقه‌ی آغوش می‌فشارد و نوازش می‌کند، همان‌سان که عصایِ عطاردِ اسکولاپِ شفاگر نشان می‌دهد[1] ، به معنایِ آن است که تکانه‌های نفرت، اقتدار و کینه‌توزی در نیرویِ منحرف‌شده‌ی حیات، به منبعِ اصلیِ زندگی بازگردانده شود.

( ماده‌ی ۴۲، از کتاب اعلامیه‌ی حقوق موجود انسانی، نوشته‌ی رائول ونه‌گم)

[1] – عصای عطارد، یا عصای چاووشِ هرمس، دو مار و دو بالِ درهم‌تنیده در بالای یک چوب‌دست یا عصا، که نمادِ حرفه‌ی پزشکی است. اسکولاپ، Esculape ترجمانِ لاتینیِ Asclépios، ایزدِ پزشکی در اساطیر یونان.

ماده‌ی ۱۰ ب ۳: هر موجودِ انسانی حق دارد به جای حکومت‌های دولتی فدراسیونی جهانی از جماعت‌های کوچکِ محلی بنشاند که در آن‌ها کیفیتِ افراد ضامنِ انسانیتِ جوامع است.

jeld elaamieh Raoulcouverture déclaration

۱– ناانسانیت درخور بحث نیست درخورِ امتناع است. هیچ اکثریتی نمی‌تواند احکامِ بربریت را تحمیل کند. انتخابِ انسانیِ یک‌نفره بیش ‌از تصمیمِ ناانسانیِ نفراتِ بسیار اهمیت و تأثیر دارد. کیفیتِ زنده‎گی فسخ‌کننده‌ی دیکتاتوریِ عدد و کمیّت است.

تفسیر ادامه خواندن ماده‌ی ۱۰ ب ۳: هر موجودِ انسانی حق دارد به جای حکومت‌های دولتی فدراسیونی جهانی از جماعت‌های کوچکِ محلی بنشاند که در آن‌ها کیفیتِ افراد ضامنِ انسانیتِ جوامع است.

ماده‌ی ۱۰ ب ۲: همه‌ی موجوداتِ انسانی حق دارند بر پایه‌ی احساسِ نزدیکی‌هایشان گروه تشکیل دهند

jeld elaamieh Raoul

۱- خانواده‌ی باز و چندهسته‌یی خانواده‌ی پدرسالار، یک‌‌لَخت، اقتدارآمیز و بسته را که قرن‌ها آماجِ نفرت و خمیرمایه‌ی خوارداشتِ خویش و دیگران بوده است لغو می‌کند. توجهِ مهرآمیزش به امیال و آگاهی از آن‌ها آموزش‌گرِ بازیِ هم‌دلی‌ها و بیزاری‌هاست، که این خود زمینه‌ی بس مساعدی است برای کاربستِ آزادی‌ها، امتناع از قربانی‌گری، و در پروایِ هم‌آهنگی [هارمونی] به سر بردن. ادامه خواندن ماده‌ی ۱۰ ب ۲: همه‌ی موجوداتِ انسانی حق دارند بر پایه‌ی احساسِ نزدیکی‌هایشان گروه تشکیل دهند

ماده‌ی ۱۰ ب ۱: هر موجودِ انسانی حقِ پیوند و اتحاد با هم‌نوعانِ خود دارد

jeld elaamieh Raoul

۱- تنها افرادی که خواهانِ آفریدنِ سرنوشتِ خویش اند می‌توانند بنیان‌گذارِ جامعه‌یی هم‌بسته باشند، رؤیای دیرینه‌ی برادری را تحقق بخشند، و تعارض‌های دوشاخه‌یی چون استثمارکننده و استثمارشونده، منافعِ خصوصی و عمومی، خودخواهی و دگرخواهی، گردن‌کشی و سرسپاری رمه‌وار را به گذشته‌یی سپری‌شده دور بریزند. ادامه خواندن ماده‌ی ۱۰ ب ۱: هر موجودِ انسانی حقِ پیوند و اتحاد با هم‌نوعانِ خود دارد

ماده‌ی ۱۰ الف ۳ : هر موجود انسانی حقِ اصالت دارد

jeld elaamieh Raoul

۱- هیچ‌چیز به اندازه‌ی راست‌ و واقعی‌بودنِ بی‌اماواگر، خود را روراست‌شناختن و در تاریکی و روشنیِ امیال بازشناختن، لذتِ دوست‌داشتنِ خود را فراهم نمی‌کند. چنین لذتی با آن‌چه مدعیِ بیان‌کردن‌اش به شیوه‌ی نمایشی است ناسازگار است. لذتِ دوست‌داشتنِ خود، انسان را از خودستایی می‌رهاند و بنابراین باعثِ رهایی از خوارداشتِ خود و تنفر از خود نیز می‌شود، یعنی از گرایشی که همواره دیر یا زود موجب خوارداشتِ دیگران و تنفر از دیگران هم می‌شود. ادامه خواندن ماده‌ی ۱۰ الف ۳ : هر موجود انسانی حقِ اصالت دارد

ماده‌ی ۱۰ پ : هر موجودِ انسانی حقِ پیوند و اتحاد با طبیعت را دارد

jeld elaamieh Raoulcouverture déclaration

۱‐ پیوند و اتحاد [آلیانس] میانِ طبیعت و موجودِ انسانی، که خود برآمده از طبیعت است، نشان‌گرِ پایانِ نظامِ اقتصادی‌یی است که بر بهره‌کشی توأمانِ هر دو بنیان یافته است. این پیوند، پس از هزاره‌ها، از نو با رابطه‌ی همزیانه‌ی انسان و زمین گره می‌خورد. نوعی از اقتصادِ برچینی [چیدن بار و بر گیاهان] را بازمی‌گشاید که در اصلِ خود همانندِ اقتصادی است که تمدن‌های پیش از انقلابِ زراعی به کار می‌بردند، اما اینک با استفاده از توسعه‌ی انرژی‌های به‌رایگان‌احیاشونده و دگرسان‌سازیِ تکنیک‌هایی که در بسیاری موارد تغییر جهان را به زیانِ انسان هدایت کرده‌ بودند، به گونه‌ی نوینِ خود درمی‌آید. پیوند میانِ طبیعت و موجودِ انسانی مستلزمِ پیوندِ هرکس با خویش است، به سانِ آفریننده‌یی که همواره به چالش کشیدنِ امرِ ناممکن او را فرامی‌خو اند. ادامه خواندن ماده‌ی ۱۰ پ : هر موجودِ انسانی حقِ پیوند و اتحاد با طبیعت را دارد

اعلامیه‌ی حقوق: ادامه ماده‌ی ۱۰: حق پیوند با خویشتن و آگاهی از یکتایی ِ خویش

jeld elaamieh Raoul

ماده‌ی ۱۰ الف ۱
هر موجودِ انسانی حق دارد در اتحاد و پیوند با خویش باشد
۱- هرکس حق دارد آگاهی از خویش را، در وحدت با تن و بیانِ ذهنیِ آن، بیدار سازد و رُشد دهد و آن هوشمندیِ حسی‌ را کشف کند که با یکتاییِ تجربه‌ی زیسته شکل می‌گیرد و به درک و دریافت موادِ فیزیولوژیکی و عاطفی‌یی می‌پردازد که سرآغازِ ساخته‌شدنِ سرنوشت است. ادامه خواندن اعلامیه‌ی حقوق: ادامه ماده‌ی ۱۰: حق پیوند با خویشتن و آگاهی از یکتایی ِ خویش

اعلامیه‌ی حقوق، ماده‌ی ۱۰ :حق‌ِ کام‌یابی از خویش، از دیگران و از جهان

jeld elaamieh Raoul

ماده‌ی ۱۰
هر موجود انسانی حق‌ِ کام‌یابی از خویش، از دیگران و از جهان دارد

۱- مزیت و ارجحیت بخشیدن به تمتع از خویش، از دیگران و از جهان، مفیدترین شیوه برای الغای هر شکل از مالکیت است.
تفسیر
اجازه‌ی تصاحب و تملک بر موجودات و چیزها هرگونه رابطه‌ی فردی و اجتماعیِ مبتنی ‌بر لذتِ بی‌قیدوشرط را ممنوع می‌سازد. مالکیت، چه خصوصی باشد و چه عمومی، ایجاب‌گرِ ممنوعیت و تخطی‌کردن از آن، مسدودیت و طردسازی، و خشونتِ نظم و بی‌نظمی است. ادامه خواندن اعلامیه‌ی حقوق، ماده‌ی ۱۰ :حق‌ِ کام‌یابی از خویش، از دیگران و از جهان

اعلامیه‌ی حقوق؛ ماده‌ی ۹:حقِ اعمالِ کنترل دائم بر آزمایش‌های علمی

jeld elaamieh Raoulماده‌ی ۹
هر موجودِ انسانی از حقِ اعمالِ کنترل دائم بر آزمایش‌های علمی برخوردار است تا مطمئن شود این آزمایش‌ها در خدمت انسان و نه کالا انجام می‌گیرند

۱- جامعه‌ی کالایی مجموعه‌یی شگفت‌انگیز از دستگاه‌های تکنیکی حاصل از بهره‌کشی از انسان و از طبیعت برای ما به جا گذاشته است. اکنون بر عهده‌ی جامعه‌ی زنده است که این مجموعه را به مواهبی به سودِ پیشرفتِ انسانی تبدیل سازد.

تفسیر

ابزارِ جداشده از موجودِ زنده به بت‌واره تبدیل گردیده و میدانِ عملی تمامیت‌گرا (توتالیتر)، در هم‌سرشتی با توتالیتاریسمِ پول، از آنِ خود ساخته است. ابزار، که بیرون از انسانی که آن را به خدمت می‌گیرد هیچ‌چیز نیست، با بیرون‌راندنِ انسان از دایره‌ی خدمات‌اش، به همه‌چیز  تبدیل شده است. ادامه خواندن اعلامیه‌ی حقوق؛ ماده‌ی ۹:حقِ اعمالِ کنترل دائم بر آزمایش‌های علمی