بایگانی دسته: جنبش سیتواسیونیست

موقعیت‌سازان

مصاحبه‌‌ای با رائول ونه‌گم در باره‌ی جنبش جلیقه‌زردها

( این مصاحبه با ماهنامه‌ی ادبی “لو نووُ مَگَزین لیتِرر” Le Nouveau Magazine Littéraire برای انتشار آتی در شماره‌ی ۱۳، ژانویه‌ی ۲۰۱۹، انجام گرفته که حاوی پرونده‌ی ویژه‌ای در باره‌ی جنبش جلیقه‌زردها خواهد بود. نقل‌قول‌های میان گیومه از آخرین کتاب رائول ونه‌گم برگرفته شده است. و نکته‌ی آخر این‌ یادآوری طنرآمیز رائول که پاسخ‌ها هوشمندانه‌تر از پرسش‌هایند! ) ادامه خواندن مصاحبه‌‌ای با رائول ونه‌گم در باره‌ی جنبش جلیقه‌زردها

متنی از رائول ونه‌گم در باره‌ی جنبش جلیقه‌زردها

دلایل خشم

آن‌چه جای تعجب دارد مقدار زمانی است که لازم بوده تا سرانجام شمار چنین عظیمی از مردان و زنانی که هستی‌شان نبردی هرروزه علیه ماشین سود و علیه کِرد و کارهای عامدانه‌ی برهوت‌سازی از زندگی و زمین است، از رخوت‌زدگی و تمکین‌شان به در آیند. ادامه خواندن متنی از رائول ونه‌گم در باره‌ی جنبش جلیقه‌زردها

ما و خوابِ خرابِ جهان

music-spiral-jpg

هر بار كه‌ بخواهیم‌ با در تقابل‌ نهادن‌ مافیا و دولت‌ چیزی‌ را توضیح‌ دهیم‌، در اشتباه‌ خواهیم‌ بود: این‌ دو هیچ‌گاه‌ با هم‌ در رقابت‌ نیستند. تئوری‌ به‌ سهولت‌ آن‌چه‌ را كه‌ همه‌ی‌ شایعاتِ زندگی‌ پراتیك‌ به‌سادگی‌ نشان‌ داده‌ بود تصدیق‌ می‌كند. مافیا در این‌ جهان‌ غریبه‌ نیست‌؛ كاملاً در خانه‌ی‌ خویش‌ است‌. در برهه‌ی‌ نمایش‌گری‌ انتگره‌، مافیا درواقع‌ همچون‌ الگوی‌ همه‌ی‌ شركت‌های‌ پیشرفته‌ی‌ تجاری‌ حاكم‌ است‌.

ادامه خواندن ما و خوابِ خرابِ جهان

در بازآوایی با انتشار فارسی اعلامیه‌ی حقوق موجود انسانی

جلد اعلامیه

 

سرانجام پس از سال‌ها انتظار ترجمه‌ی فارسی کتاب دیگری از رائول ونه‌گم با عنوان اعلامیه‌ی حقوق موجود انسانی ــ در باره‌ی خودفرمانی زندگی چونان فراگذشتن از حقوقِ بشر، به همت نشر کلاغ در تهران منتشر شد.

محتوای این کتاب فهرست‌وار شامل چهار متنِ نظریِ پایه‌ای و سپس طرح حقوق انسانی در ۵۸ ماده است: ادامه خواندن در بازآوایی با انتشار فارسی اعلامیه‌ی حقوق موجود انسانی

مهِ شصت و هشتِ سیتواسیونیست‌ها: ۳- خودگردانی و دموکراسی ِ مستقیم

enrages-et-situationnistes-dans-le-mouvement-des-occupations

اکنون به دومین رشته از ملاحظاتی برگردیم که در دو متنی که در آغاز این مقاله آورده‌ایم طرح شده‌اند و به سرشتارهای اساسیِ رویدادهای ماه مه ۱۹۶۸ از دیدگاه سیتواسیونیست‌ها مربوط‌ می‌شوند و فورمول‌هایی که در باره‌شان به کار رفته چه‌بسا نامتعارف و به‌هرحال تحریک‌کننده باشد. نخست باید دو تز اصلی سیتواسیونیست‌ها را در نظر داشته باشیم: مه ۱۹۶۸ رویدادی انقلابی است؛ و آن‌چه در جنبش ۱۹۶۸ انقلابی است اشغال کارخانه‌ها و اماکن است. نمی‌توان برهان‌هایی را که گی دوبور در دفاع از خصلت انقلابی مهِ ۶۸ پیش می‌نهد به‌سادگی کنار زد. بر این پایه، نمی‌توان توفیق یک انقلاب را معیار انقلاب بودنِ آن دانست. ( چرا که، در مجموع از زمان انقلاب‌های بورژوایی تا کنون هیچ انقلابی پیروز نشده است). این‌که قدرت و حاکمیتی سرنگون شود ملاک انقلاب نیست ادامه خواندن مهِ شصت و هشتِ سیتواسیونیست‌ها: ۳- خودگردانی و دموکراسی ِ مستقیم

در شناخت جنبش مه ۶۸، بخش دوم: سیتواسیونیست‌ها و مه ۶۸

imagin

در ادامه‌ی بررسی شناخت جنبش مه ۱۹۶۸ و علل ناشناخته ماندن آن در ایران، اکنون به جایگاه و تأثیر سیتواسیونیست‌ها در آن جنبش می‌پردازیم. نخست به چگونگی روند فراگیرشدن شعارهای سیتواسیونیستی نگاهی می‌اندازیم و سپس ترجمه‌ی فارسی مقاله‌ای با عنوان ” پایان پیشاهنگ‌ها، سیتواسیونیست‌ها و جنبش مه ۱۹۶۸ ” به قلم ژان ـ کریستف آنگو را می‌خوانیم. ادامه خواندن در شناخت جنبش مه ۶۸، بخش دوم: سیتواسیونیست‌ها و مه ۶۸

در همبستگی با زندگی، از عفرین تا نوتردام دلاند

ndl

چه در عفرین چه در نوتردام دلاند منطقِ مافیایی‌ خاصی زندگی را به دندان چرکین قدرت و سلطه می‌جود و می‌فرساید. مقاومت انسانی در برابر این منطق در هر گوشه از این سیاره‌ی محزون مشارکت در تحقق آرزوهای انسانی در راستای چیرگی بر هیولای سرمایه‌داری است.

از چیاپاس تا روژآوا و مناطق دفاعی Zad در فرانسه، ابداعِ اشکال نوین مقاومت و مبارزه علیه دنیای مافیایی سرمایه هر یک از ما را نخست به حراست از شعور و آگاهی‌مان در برابر آلاینده‌های منطق نمایش فرامی‌خواند.

ترجمه‌ی فارسی متن کوتاهی را که رائول ونه‌گم بار دیگر در همبستگی با مقاومت‌کنندگان در نوتردام دلاند نوشته است، من به سهم خود در راستای همبستگی با مقاومت‌کنندگان در عفرین و افقِ خودگردانی‌ِ رهایی‌جویانه‌ در روژآوا قرار می‌دهم. ادامه خواندن در همبستگی با زندگی، از عفرین تا نوتردام دلاند

پیشنهادهایی ساده و ناچیز به اعتصاب‌‌کنندگان

couv. modeste propo

به درخواست برخی از دوستان خواننده، ترجمه‌ی فارسی متن فرانسوی‌یی را که پریشب، همچون پژواکی از ارزیابی‌ در قبال امواج اعتصاب جاری در فرانسه، منتشر کردم در این‌جا می‌آورم.

این متن برگرفته از آخرین صفحات کتابی است از رائول ونه‌گم به نام:

پیشنهادهایی ساده و ناچیز به اعتصاب‌‌کنندگان
برای خلاص‌شدن از چنگ کسانی که با اخاذیِ اموال عمومی مانعِ زندگی ما هستند.

عنوان طولانی این کتاب و عبارت modeste proposition، اشاره و اقتباسی است از کتاب معروف جاناتان سویفت :

A Modest Proposal: For Preventing the Children of Poor People in Ireland from Being a Burden to Their Parents or Country, and for Making Them Beneficial to the Public

که از کتاب‌های مورد علاقه‌ی رائول ونه‌گم است و بر چاپ فرانسوی آن مقدمه‌ی مفصلی نوشته است.

ادامه خواندن پیشنهادهایی ساده و ناچیز به اعتصاب‌‌کنندگان

حقِ خشم

 jeld elaamieh Raoul
هر موجودِ انسانی حقِ خشم دارد

۱- به‌جایِ خشمی که ترجمانِ حرمان‌ها و وقاحت‌های خواستِ قدرت است، شمّ‌ِ انسانی آن عتابی را می‌نشاند که برخاسته از به‌ستوه‌آمدنِ زنده‎گی است آن‌گاه‌که از وفورش ممانعت می‌شود. بدین‌سان غضب، آن‌گاه که به زنده‎گی‌خواهی بازگردانده می‌شود، از انرژیِ آفریننده‌یی سرچشمه می‌گیرد که به قلبِ موجودات و چیزها رخنه می‌کند تا آن‌ها را انسانی‌تر سازد.

تفسیر

صاعقه و تازیانه، که مذاهبِ قدیم، برای شلاق‌زدنِ دشمن و دور نگاه‌داشتنِ تهدیدِ قضاوقدر، خدایانِ نگه‌دارنده را به ‌آن مسلح می‌ساختند، در شکلِ ابزاریِ خود یادآورِ ماری است که از کهن‌ترینِ شکنج‌های مغز بیرون می‌جهد با صفیرهایِ غضبناکی که یونانیان آن را به اِرینی‌ها [الاهه‌گان ِانتقام] نسبت می‌دادند.

جفت‌گیریِ مارِ خشک و رق شده از خشمی شلاق‌کِش با مارِ هوس و شهوت، که در حلقه‌ی آغوش می‌فشارد و نوازش می‌کند، همان‌سان که عصایِ عطاردِ اسکولاپِ شفاگر نشان می‌دهد[1] ، به معنایِ آن است که تکانه‌های نفرت، اقتدار و کینه‌توزی در نیرویِ منحرف‌شده‌ی حیات، به منبعِ اصلیِ زندگی بازگردانده شود.

( ماده‌ی ۴۲، از کتاب اعلامیه‌ی حقوق موجود انسانی، نوشته‌ی رائول ونه‌گم)

[1] – عصای عطارد، یا عصای چاووشِ هرمس، دو مار و دو بالِ درهم‌تنیده در بالای یک چوب‌دست یا عصا، که نمادِ حرفه‌ی پزشکی است. اسکولاپ، Esculape ترجمانِ لاتینیِ Asclépios، ایزدِ پزشکی در اساطیر یونان.

شاعرانه‌سازیِ هستی – بخش دوم

psychogéo

شعر در شهر

یله‌گردی

پس هدفِ I.S. ساختنِ زندگی‌یی آکنده از شعر بود. اما چگونه می‌توان در فضایی شهری که چیدمان و سامانه‌بندی‌اش پاسخی به الزامات فایده‌مندانه و تکنیک‌گرایانه است به گونه‌ای شاعرانه زیست؟ چگونه می‌توان در شهر سکونت گزید هنگامی که چنان که پاتریک مارکولینی نیز خاطرنشان می‌کند:

جابه‌جایی‌ها در فضای شهری در انقیاد همان عقلانیتی هستند که به سیستم سرمایه‌داری نظم و ترتیب می‌بخشد: عقلانیتی ابزاری که تعیین‌کننده‌ی کاراترین وسایل برای اهدافی است که در بیرون طرح می‌شوند.[1] ادامه خواندن شاعرانه‌سازیِ هستی – بخش دوم