بایگانی دسته: جنبش جلیقه‌زردها

مصاحبه‌ی دیگری با رائول ونه‌‌گم بر محور جنبش جلیقه‌زردها

رائول ونه‌گم، نویسنده‌ی بلژیکی‌تبار، فیلسوف و پژوهشگرِ تاریخ قرون وسطا، همچنان بر سر حرف‌ِ خود ایستاده است: تغییر اوضاع فقط وابسته به خواست خودِ ماست. ونه‌گم، این چهره‌ی انترناسیونال سیتواسیونیست ( IS ) ــ که از ۱۹۵۷ تا ۱۹۷۲، به مقابله با فرمان‌رواییِ کالا و « کارِ ازخودبیگانه » و ستایش از « خودگردانی عمومی » پرداخت، در تمام عمرش از رسانه‌های بزرگ فاصله گرفته است. او که چندین دهه پیش، با نامِ مستعار رَگتب  Ragteb ، فراخوانی به اعتصاب سرکش و اختلال‌گری منتشر کرد، امروز با شور و شوقی آشکار به خیزش جلیقه‌زردها و ایجاد « زاد »ها ( مناطق دفاعی ) می‌نگرد؛ و در بیرون از اروپا، در چیاپاس و روژآوا اشکالی از یک بدیلِ رهایی‌بخش می‌یابد. او که همواره یقین داشته که از صندوق‌های رأی‌گیری هیچ راه‌چاره‌ای بیرون نخواهد آمد، حالا در آخرین کتابش ( فراخوان به زندگی علیه جباریتِ دولتی و کالایی )، با عزمی راسخ‌تر از همیشه ورق زدن و فراگذشتن از ” انسانِ اقتصادی ” Homo œconomicus و دفاع از کلیتِ زندگی را هنوز ممکن می‌داند. با او مصاحبه‌ی زیر را انجام داده‌ایم. ادامه خواندن مصاحبه‌ی دیگری با رائول ونه‌‌گم بر محور جنبش جلیقه‌زردها

دو کنش اعتراضی دیگر در پشتیبانی از جنبش جلیقه‌زردها

پس از انتشار طوماری با عنوان « ما دیگر هالو نیستیم » از سوی جمعی از هنرمندان در فرانسه، و واکنش جمعی از جلیقه‌زردها در اعلامیه‌ای با عنوان « هنرمندان، کار ما از این حرف‌ها گذشته است »، کنش‌های مبارزاتی و اعتراضی دیگری در فرانسه صورت می‌گیرد که نشانه‌ی توسعه و تعمیق مطالبات جنبش جلیقه‌زردها، به‌ویژه در تقابل با زرادخانه‌ی سرکوب و تحریف دولت و سگ‌های نگهبانش در قالب رسانه‌هاست. رسانه‌هایی که مردم این روزها به جای média آن را merdia ( گُه‌رسانه : ترکیب دو کلمه‌ی  merde ، گُه و کثافت، و média ) می‌نامند. ادامه خواندن دو کنش اعتراضی دیگر در پشتیبانی از جنبش جلیقه‌زردها

پس‌لرزه‌هایی از جنبش جلیقه‌زردها و ترک برداشتن بدیوئیسم در ایران

 

در نوشته‌های پیشین‌ام درباره‌ی واکنش ـ بی‌واکنشی جریان‌های سیاسی ـ فرهنگی ایرانی به جنبش جلیقه‌زردها نکته‌هایی را مطرح کردم. به‌ویژه در پایانِ متنی با عنوان «جنبش جلیقه‌زردها در مصاف با گل‌آلودگی‌های ژیژکی  » آورده بودم :

[ چپ‌های سنتی ( با ایده‌ئولوژی‌های تحزب و ضرورت انقلابیونِ حرفه‌ای نوعِ لنینی ) ضمن دفاع مشروط! از این جنبش، آن را ” گرفتارِ بختکِ آنارشیسم ” دانسته و همچنان به آیه‌های منسوخِ و تئوری‌های موهوم درباره‌ی یک “جنبشِ ناب طبقاتی به رهبری حزب پرولتاریا ” چسبیده‌اند. ادامه خواندن پس‌لرزه‌هایی از جنبش جلیقه‌زردها و ترک برداشتن بدیوئیسم در ایران

هنرمندان، کار ما از این حرف‌ها گذشته است!

آری، جنبش جلیقه‌زردها ادامه دارد! با وجودی که قدرت دولتی در فرانسه هارتر و سبعانه‌تر از پیش برای سرکوبِ آن هیچ حد و مرزی در وقاحت و خشونت نمی‌شناسد. تا بدان‌جا که چند روز پیش شماری از هنرمندانِ عرصه‌های مختلف نیز، “سرانجام” واکنش نشان دادند و طومار و عریضه‌ای با ۱۵۰۰ امضاء در ابراز انزجار یا برآشفتگی‌شان از شدت این سرکوب‌ها منتشر کردند.

در پاسخ به این عریضه، شماری از جلیقه‌زردها متنی منتشر کرده‌اند که وب‌سایتِ À contretemps آن را همراه با مقدمه‌ی کوتاهی بازتاب داده است. ادامه خواندن هنرمندان، کار ما از این حرف‌ها گذشته است!

کاتدرالِ دل را نجات دهیم ـ کاربردِ دیگری برای نوتردامِ پاریس

 

گاهی در ترجمه‌ها و نوشته‌هایم نام ژان مِلیه و گفته‌ای از او آمده است. کشیش و فیلسوف فرانسوی ( ۱۷۲۹-۱۶۶۴) که نقدهایش از کلیسا و دستگاه روحانیت مسیحی بسیار رادیکال بود.

پریشب با خواندن متنی از یک کشیش دیگر فرانسوی، به یکی از دوستان نوشتم که گویا ملیه پس از چند قرن دوباره زنده شده است!

این بار، و فعلاً، کشیش ما گمنام است. متنی که نوشته است، با امضای « یک کشیش روستایی در بازدید از پاریس » در واکنش به آتش‌سوزی اخیر کلیسای جامع یا کاتدرال نوتردامِ پاریس است. ادامه خواندن کاتدرالِ دل را نجات دهیم ـ کاربردِ دیگری برای نوتردامِ پاریس

درخش‌های فوگ‌‌ در زردْ ماژور

 

پیش از این با ترجمه‌ی متنی از فِردی گومز Freddy Gomez با عنوان “زمستان دگردیسی‌ها” (در واکاوی جنبش جلیقه‌زردها)، او و وب‌سایت ارزنده‌اش À contretemps را به‌اختصار معرفی کرده بودم. او در این مدت در وب‌سایت‌اش متن‌های تحلیلی بسیار خوبی، به قلم خودش و دیگران، در باره‌ی این جنبش منتشر کرده است. نخستین نوشته‌ی خودِ او در باره‌ی جنبش جلیقه‌زردها با عنوان “بازی‌ها و داوهای یک انشعابِ پخشیده” Jeux et enjeux d’une sécession diffuse در اواخر دسامبر ۲۰۱۸ منتشر شد. دومین متن او در همین باره به تاریخ ۱۸ فوریه ۲۰۱۹ با عنوان Éclats de fugue en jaune majeur “درخش (تراک،تکه)های فوگ در زرد ماژور” منتشر شد. و من بی‌درنگ و با اشتیاق به ترجمه‌اش رو آوردم با این طرح که سپس اگر فرصت یابم مقاله‌ی نخست او را نیز، که در واقع پیش‌زمینه‌ی متن کنونی است، به فارسی برگردانم. ادامه خواندن درخش‌های فوگ‌‌ در زردْ ماژور

ریشه‌های ذهنیِ پروژه‌ی انقلابی

در این روزهای مصادف با سالگرد انقلاب بهمن ۵۷، جوشش پایدار حرکت‌های اعتراضی در عرصه‌های بسیار در ایران، و همزمان با پیدایش یکی از عمیق‌ترین جنبش‌های اجتماعی، جنبش جلیقه‌زردها، در فرانسه به ندرت متنی به فارسی در باره‌ی این دو موضوع دیده‌ام که خرسندم کند. خصلت غالب بر تحلیل‌ها و بررسی‌ها، از تداوم نوعی فقر نظری، خلطِ معنا و عوضی‌گرفتن در میان « صاحب‌نظران » ما خبر می‌دهد.

من چندی پیش در مقاله‌ی “جنبش جلیقه‌زردها در مصاف با گل‌آلودگی‌های ژیژکی” به گوشه‌هایی از این گونه برخوردها پرداختم. در این‌جا ترجیح می‌دهم به‌جای شاهد آوردن از چنین برخوردهایی، همچنان به شیوه‌ی همیشگی‌ام به منابعی ارجاع دهم که به باور من به طرز عمیق‌تر و وسیع‌تری زمینه‌ی نقد و فراگذشتن از چنین فقر و سردرگمی‌هایی را فراهم می‌سازند.

متنی که قصد دارم ترجمه‌اش را به‌تدریج در چند بخش در اختیار خوانندگان این وب‌سایت بگذارم، در سال ۱۹۷۵ توسط کورنلیوس کاستوریادیس نوشته شده و در سال ۱۹۹۹ همراه با مصاحبه‌ای با او بازچاپ شده است.

عنوان متن، “ریشه‌های ذهنی و منطقیِ پروژه‌ی انقلابی” است که از کتاب « برنهادِ خیالینِ جامعه » و از فصل « مارکسیسم و تئوری انقلابی » برگرفته شده است. ادامه خواندن ریشه‌های ذهنیِ پروژه‌ی انقلابی

جنبش جلیقه‌زردها در مصاف با گل‌آلودگی‌های ژیژکی

 

چند ماه پیش، حافظه‌ی زبانی و خاطره‌هایم از دوران کودکی مرا به یاد واژه‌ای کوردی انداخته بود: « ئاو روشناکَره » یا به تلفظِ کوردیِ کتابی‌تر « ئاو ڕووشن ئاکەر» به‌معنی « آب‌روشن‌کننده ». ادامه خواندن جنبش جلیقه‌زردها در مصاف با گل‌آلودگی‌های ژیژکی

فراخوان جلیقه‌زردهای مونترویی در پاسخ به فراخوانِ کومرسی

 

جلیقه‌زردهای مونترویی Montreuil فراخوانِ مجمعِ مردمیِ کومرسی را، مبنی‌بر به‌هم‌پیوستن‌مان در یک مجمعِ مجامعِ، در یک کمونِ کمون‌ها، به تاریخِ ۲۶ ژانویه امسال، شنیدند.

ما از آن‌ها تشکر می‌کنیم و در پاسخ به دعوت‌شان در آن مجمع حضور خواهیم یافت. ادامه خواندن فراخوان جلیقه‌زردهای مونترویی در پاسخ به فراخوانِ کومرسی

اعلامیه‌ی همبستگیِ کمونِ انترناسیونالیستِ روژآوا با جلیقه‌زردها

 

آن‌چه برای نژادِ انسانی لازم است، نه یک تکه نان بلکه برداشت‌محصول در سرتاسرِ خرمنگاهِ جهان است، بدون استثمارگر و بدون استثمارشده.

لوییز میشل

به جلیقه‌زردها، به زنان و مردانی که تظاهرات برپامی‌کنند، که دبیرستان‌ها و دانشگاه‌ها را به اشغال خود درمی‌آورند، که دست به اعتصاب می‌زنند، که خود را سازماندهی می‌کنند. ما به عنوان کمونِ انترناسیونالیست، از روژآوا، کردستان غربی، در شمالِ سوریه، با شما سخن می‌گوییم: ادامه خواندن اعلامیه‌ی همبستگیِ کمونِ انترناسیونالیستِ روژآوا با جلیقه‌زردها