بایگانی دسته: مقاله

مصاحبه‌ی دیگری با رائول ونه‌‌گم بر محور جنبش جلیقه‌زردها

رائول ونه‌گم، نویسنده‌ی بلژیکی‌تبار، فیلسوف و پژوهشگرِ تاریخ قرون وسطا، همچنان بر سر حرف‌ِ خود ایستاده است: تغییر اوضاع فقط وابسته به خواست خودِ ماست. ونه‌گم، این چهره‌ی انترناسیونال سیتواسیونیست ( IS ) ــ که از ۱۹۵۷ تا ۱۹۷۲، به مقابله با فرمان‌رواییِ کالا و « کارِ ازخودبیگانه » و ستایش از « خودگردانی عمومی » پرداخت، در تمام عمرش از رسانه‌های بزرگ فاصله گرفته است. او که چندین دهه پیش، با نامِ مستعار رَگتب  Ragteb ، فراخوانی به اعتصاب سرکش و اختلال‌گری منتشر کرد، امروز با شور و شوقی آشکار به خیزش جلیقه‌زردها و ایجاد « زاد »ها ( مناطق دفاعی ) می‌نگرد؛ و در بیرون از اروپا، در چیاپاس و روژآوا اشکالی از یک بدیلِ رهایی‌بخش می‌یابد. او که همواره یقین داشته که از صندوق‌های رأی‌گیری هیچ راه‌چاره‌ای بیرون نخواهد آمد، حالا در آخرین کتابش ( فراخوان به زندگی علیه جباریتِ دولتی و کالایی )، با عزمی راسخ‌تر از همیشه ورق زدن و فراگذشتن از ” انسانِ اقتصادی ” Homo œconomicus و دفاع از کلیتِ زندگی را هنوز ممکن می‌داند. با او مصاحبه‌ی زیر را انجام داده‌ایم. ادامه خواندن مصاحبه‌ی دیگری با رائول ونه‌‌گم بر محور جنبش جلیقه‌زردها

درباره‌ی ماژسکول و خط فارسی

 

فرزان نصر ـ  بهروز صفدری

(  نشانه‌های نگارشی به‌کاررفته در این متن فقط در نسخه‌ی پی‌دی‌اف به شکل کامل دیده می‌شود، بنابراین از خوانندگان علاقمند دعوت می‌کنیم به ماژسکول و خط فارسی مراجعه کنند )

در زبان‌هایی که شیوه‌ی نگارش یا رسم‌الخط آنها براساس رسم‌الخط لاتین یا رومی است، حروف دارای دو شکل بزرگ و کوچک‌اند.  به این نوع الفبا، bicaméral ، دوخانه‌ای، می‌گویند. شمار اندکی از الفبا و رسم‌الخط هم وجود دارد که به آن‌ها unicaméral یا یک‌خانه‌ای گفته می‌شود. خط عربی و فارسی هم جزو این دسته‌ است. شاید در بدو امر به نظر برسد که تمایز دو شکل بزرگ و کوچک در رسم‌الخط زبان‌های اروپایی ویژگی چندان مهمی نیست که فقدان آن در رسم‌الخط زبان‌های دیگر نقص بزرگی به حساب آید. ادامه خواندن درباره‌ی ماژسکول و خط فارسی

تبارشناسیِ اندیشه‌ی شُل

تبارشناسیِ اندیشه‌ی شُل

میگل  یا میکل  اَموروس، متولد ۱۹۴۹، تاریخ‌شناس و تئوریسینِ آنارشیست اسپانیایی است که موضعی نزدیک به نقدِ سیتواسیونیستی و جریان‌های ضدصنعتی دارد.

طی سال‌های ۱۹۷۰ در ایجاد چندین گروه آنارشیستی مشارکت می‌کند. در دیکتاتوری فرانکو مدتی به زندان می‌افتد. سپس به‌اجبار ترک دیار می‌کند و به فرانسه می‌آید.

منبع الهامِ آنارشیسمِ میگل اموروس، خودگردانی، بینان‌براندازی در زندگی روزمره، تاریخ شوراهای کارگری است. نزدیکی‌اش به دیدگاه‌های انتقادی سیتواسیونیست‌ها به دیدار او با گی دوبور در اوایل سال‌های ۱۹۸۰ انجامید. از ۱۸۹۴ تا ۱۹۹۲ جزو هیئت تحریریه‌ی نشریه‌ی Encyclopédie des Nuisances بود. از او مقاله‌های بسیار و چندین کتاب به زبان‌های اسپانیایی و فرانسوی منتشر شده است. از جمله: دوروتی و لابیرنت ، درود به انقلاب اسپانیا: دوستان دوروتی در جنگ داخلی اسپانیا ( در باره‌ی ستونِ دوروتی در انقلاب اسپانیا و ماجرای کشته‌شدنِ او )؛ سیتواسیونیست‌ها و آنارشی. ادامه خواندن تبارشناسیِ اندیشه‌ی شُل

دو کنش اعتراضی دیگر در پشتیبانی از جنبش جلیقه‌زردها

پس از انتشار طوماری با عنوان « ما دیگر هالو نیستیم » از سوی جمعی از هنرمندان در فرانسه، و واکنش جمعی از جلیقه‌زردها در اعلامیه‌ای با عنوان « هنرمندان، کار ما از این حرف‌ها گذشته است »، کنش‌های مبارزاتی و اعتراضی دیگری در فرانسه صورت می‌گیرد که نشانه‌ی توسعه و تعمیق مطالبات جنبش جلیقه‌زردها، به‌ویژه در تقابل با زرادخانه‌ی سرکوب و تحریف دولت و سگ‌های نگهبانش در قالب رسانه‌هاست. رسانه‌هایی که مردم این روزها به جای média آن را merdia ( گُه‌رسانه : ترکیب دو کلمه‌ی  merde ، گُه و کثافت، و média ) می‌نامند. ادامه خواندن دو کنش اعتراضی دیگر در پشتیبانی از جنبش جلیقه‌زردها

بازی زبان و زمان

 

تشبیه استعاری نیچه در سه دگردیسی ( شتر ـ شیر ـ کودک ) در کاربست روزمره‌اش در زیسته‌های محسوس برای من خاصیتی درمانی دارد. گذر مداوم از بندگی خودخواسته و بردوش گرفتنِ بار هرچه هست، به سرتافتن از تمکین با نقد و نفی، و سرانجام به کشف و ابداعِ دائم کودکی و معصومیت در درون خویش.

برای Unschuld ( آلمانی ) ، innocence ( فرانسوی و انگلیسی ) ، در فارسی معادل‌هایی چون معصومیت، بی‌گناهی، بی‌تقصیری، بی‌آلایشی و بی‌غشی، ساده‌دلی به کار می‌توان برد. در ریشه‌شناسی کلمه‌ی innocence در فرانسوی،این کلمه را از ریشه‌ی  هند و اروپاییِ Nek یا Nok  ( مسبب مرگ کسی بودن )،  افعالی چون Noyer ( غرق کردن ) و Nuire ( آسیب رساندن ) را نیز از همین ریشه می‌دانند، که با پیشوند منفی‌کننده‌ی in  معنایی نزدیک به ” آسیب نرساندن ” و « نمیراندن » نیز می‌دهد. ادامه خواندن بازی زبان و زمان

پس‌لرزه‌هایی از جنبش جلیقه‌زردها و ترک برداشتن بدیوئیسم در ایران

 

در نوشته‌های پیشین‌ام درباره‌ی واکنش ـ بی‌واکنشی جریان‌های سیاسی ـ فرهنگی ایرانی به جنبش جلیقه‌زردها نکته‌هایی را مطرح کردم. به‌ویژه در پایانِ متنی با عنوان «جنبش جلیقه‌زردها در مصاف با گل‌آلودگی‌های ژیژکی  » آورده بودم :

[ چپ‌های سنتی ( با ایده‌ئولوژی‌های تحزب و ضرورت انقلابیونِ حرفه‌ای نوعِ لنینی ) ضمن دفاع مشروط! از این جنبش، آن را ” گرفتارِ بختکِ آنارشیسم ” دانسته و همچنان به آیه‌های منسوخِ و تئوری‌های موهوم درباره‌ی یک “جنبشِ ناب طبقاتی به رهبری حزب پرولتاریا ” چسبیده‌اند. ادامه خواندن پس‌لرزه‌هایی از جنبش جلیقه‌زردها و ترک برداشتن بدیوئیسم در ایران

اثر ترجمه‌های بد

امروز به هنگام نوشتن مطلبی در باره‌ی زبان و بازی، و نیز استناد به متن‌هایی از نیچه، به مقاله‌ای به زبان فارسی برخوردم که شباهت‌اش با موضوع مورد نظر نظرم را به‌شدت جلب کرد. عنوان این مقاله « تفسیر فلسفه نیچه بر مبنای مفهوم بازی » است که در سومین شماره‌ی « حکمت و فلسفه »، پاییز ۱۳۹۳ منتشر شده است. ( و در اینترنت در دسترس است ). ادامه خواندن اثر ترجمه‌های بد

خبر ناگوار تجدید چاپ ” جامعه‌ی نمایش “!

 

امروز دو پیام از خوانندگان این وب‌سایت دریافت کردم: اولی با حسن‌نیت انتشار این چهارمین چاپ را به من تبریک گفته بود و دومی از من پرسیده بود که آیا خطاهای تایپی چاپ‌های پیشین این بار تصحیح شده است یا نه. به پیام‌دهنده‌ی اول پاسخ دادم که من از انتشار این چاپ جدید اطلاع نداشته‌ام و آن‌چه در زیر می‌آید مربوط به دومین پرسش است که چه‌بسا برای سایر خوانندگان علاقمند به این کتاب نیز بی‌فایده نباشد. ادامه خواندن خبر ناگوار تجدید چاپ ” جامعه‌ی نمایش “!

هنرمندان، کار ما از این حرف‌ها گذشته است!

آری، جنبش جلیقه‌زردها ادامه دارد! با وجودی که قدرت دولتی در فرانسه هارتر و سبعانه‌تر از پیش برای سرکوبِ آن هیچ حد و مرزی در وقاحت و خشونت نمی‌شناسد. تا بدان‌جا که چند روز پیش شماری از هنرمندانِ عرصه‌های مختلف نیز، “سرانجام” واکنش نشان دادند و طومار و عریضه‌ای با ۱۵۰۰ امضاء در ابراز انزجار یا برآشفتگی‌شان از شدت این سرکوب‌ها منتشر کردند.

در پاسخ به این عریضه، شماری از جلیقه‌زردها متنی منتشر کرده‌اند که وب‌سایتِ À contretemps آن را همراه با مقدمه‌ی کوتاهی بازتاب داده است. ادامه خواندن هنرمندان، کار ما از این حرف‌ها گذشته است!

کاتدرالِ دل را نجات دهیم ـ کاربردِ دیگری برای نوتردامِ پاریس

 

گاهی در ترجمه‌ها و نوشته‌هایم نام ژان مِلیه و گفته‌ای از او آمده است. کشیش و فیلسوف فرانسوی ( ۱۷۲۹-۱۶۶۴) که نقدهایش از کلیسا و دستگاه روحانیت مسیحی بسیار رادیکال بود.

پریشب با خواندن متنی از یک کشیش دیگر فرانسوی، به یکی از دوستان نوشتم که گویا ملیه پس از چند قرن دوباره زنده شده است!

این بار، و فعلاً، کشیش ما گمنام است. متنی که نوشته است، با امضای « یک کشیش روستایی در بازدید از پاریس » در واکنش به آتش‌سوزی اخیر کلیسای جامع یا کاتدرال نوتردامِ پاریس است. ادامه خواندن کاتدرالِ دل را نجات دهیم ـ کاربردِ دیگری برای نوتردامِ پاریس